"فرد دابز" و "باب کرتین" در مکزیک دس جستجوی شغلی هستند که با معدنچی به نام "هاوارد" آشنا می شوند و تصمیم می گیرند به او در جستجوی طلا کمک کنند.آنها در نهایت موفق به پیدا کردن طلا می شوند اما راهزنان و حرص و طمع موفقیت آنها را تهدید می کند...
"فرد دابز" و "باب کرتین" در مکزیک دس جستجوی شغلی هستند که با معدنچی به نام "هاوارد" آشنا می شوند و تصمیم می گیرند به او در جستجوی طلا کمک کنند.آنها در نهایت موفق به پیدا کردن طلا می شوند اما راهزنان و حرص و طمع موفقیت آنها را تهدید می کند...
فیلمی فوقالعاده با بازیگران درخشان و داستانی پرکشش؛ بازی هامفری بوگارت در این اثر بسیار چشمگیر است.
این فیلم را برای تماشای پنجهزارمین فیلم زندگی سینماییام انتخاب کردم و دیدنش برایم اهمیت ویژهای داشت. ابتدا بهخاطر مشکل نسخهای که داشتم صبر کردم، اما سرانجام نسخهٔ مناسب را تهیه کردم و دیدن آن ارزش انتظار را داشت. این قصهای است دربارهٔ طمع و فرومایگی انسانها؛ هر کس...
فیلمی فوقالعاده با بازیگران درخشان و داستانی پرکشش؛ بازی هامفری بوگارت در این اثر بسیار چشمگیر است.
این فیلم را برای تماشای پنجهزارمین فیلم زندگی سینماییام انتخاب کردم و دیدنش برایم اهمیت ویژهای داشت. ابتدا بهخاطر مشکل نسخهای که داشتم صبر کردم، اما سرانجام نسخهٔ مناسب را تهیه کردم و دیدن آن ارزش انتظار را داشت. این قصهای است دربارهٔ طمع و فرومایگی انسانها؛ هر کس دقیقاً همانچه را سزاوارش است میگیرد.
خلاصهٔ مضمون را یکی از شخصیتها، هاوارد (با بازی والتر هیوستون)، در ابتدای فیلم چنین بیان میکند: «تا بهحال ندیدم یک جویندهٔ طلا ثروتمند از دنیا برود… همراه داشتن شریک همیشه خطرناک است. قتل همیشه در کمین است. شرکا یکدیگر را به انواع و اقسام جنایتها متهم میکنند… تا وقتی خبری از گنج نباشد، برادری قابل احترام ادامه دارد، اما وقتی تودههای طلا زیاد شود، مشکل شروع میشود.» از اینجا به بعد فیلم با اجتنابناپذیری تراژدیهای یونانی پیش میرود؛ حتی خود هاوارد هم به پیشبینیاش عمل نمیکند.
جان هیوستون، نویسنده و کارگردان، بهجای شتابزدگی برای رسیدن به پایان، با حوصله شخصیتها و موقعیتها را بهخوبی بنیان مینهد و در میانهٔ داستان از طنزی ظریف بهره میبرد (مثلاً صحنهای که بوگارت آب به صورت کودکِ رابرت بلیک میپاشد). وقتی سه قهرمان — هاوارد، فرد سی. دابز (با اجرای بوگارت) و باب کورتیِن (تیم هولت) — به کوههای سیهرا مادر صعود میکنند و دابز از صعود به عقل و تعادل بازمیماند، اوضاع دقیقاً مطابق پیشبینی هاوارد پیش میرود: بهطرزی فاجعهبار اما درخشان، دابز دچار پارانویا و توهم میشود و گمان میبرد دو همراهش یا او را پشت سر خنجر خواهند زد یا در فرصتی مناسب کمینش خواهند کرد — گرچه هیچگاه فکر نمیکند آنها فوراً به او شلیک کنند چون بهزعم او «بزدلاند».
بوگارت حتی در لحظات قهرمانانهاش نیز رگههایی از خشونت و تلخی دارد؛ در آثاری مثل این فیلم (و همچنین Conflict و In a Lonely Place) او آن تاریکی درونی را آشکار میکند که در نقشهای دیگر کمتر دیده میشود. نزول او به سوی جنون، بهترین بخش یک فیلم بزرگ است، و حتی در اینجا هم هیوستون جا برای طنز پیدا میکند — مثلاً وقتی دابز از یک متجاوز میپرسد «چه کسی غیرمتمدن است؟!» و بلافاصله او را مشت میزند.
این فیلم شصتسال پس از تولید هم شایستهٔ یادآوری است. شروع ماجرا با گروهی از آمریکاییها که به مکزیک میروند تا در سرزمینی دوردست شغل و ثروت بیابند، ما را با گرسنگی، بیکاری و دشواریهای بقا مواجه میکند؛ اما آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تحول روانی و اخلاقی هر یک از شخصیتها زیر تاثیر هوس طلاست. بازیها بسیار دقیق و پرداخت شخصیتها تحسینبرانگیز است: بوگارت در اوج، تیم هولت نمایش خوبی دارد و والتر هیوستون نیز اجرای برجستهای ارائه میدهد.
از نظر فنی، فیلمنامه، کارگردانی جان هیوستون، تصویربرداری سیاهوسفید زیبا و دقیق، صحنهآرایی و طراحی لباس همگی در خدمت داستاناند. فیلم در سال 1949 سه جایزهٔ اسکار دریافت کرد: بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (والتر هیوستون) و بهترین فیلمنامه.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران