اگر تا به حال در محیطی یکنواخت و تکراری کار کردهاید، احتمالاً این نقد برایتان ملموس خواهد بود — بهخصوص اگر پیش از ورود مجبور به عبور از مجموعهای از مصاحبهها، آزمونهای ذهنی و جسمی و معاینات بودهاید (و روبهروی درِ ورودی، یک نگهبان اخمو منتظر!). دومنیکو (ساندرو پانزِری) به این نتیجه میرسد که زندگی حومهایاش هیچچیز نخواهد شد مگر اینکه یکی از «شغلهای مادامالعمر»...
اگر تا به حال در محیطی یکنواخت و تکراری کار کردهاید، احتمالاً این نقد برایتان ملموس خواهد بود — بهخصوص اگر پیش از ورود مجبور به عبور از مجموعهای از مصاحبهها، آزمونهای ذهنی و جسمی و معاینات بودهاید (و روبهروی درِ ورودی، یک نگهبان اخمو منتظر!). دومنیکو (ساندرو پانزِری) به این نتیجه میرسد که زندگی حومهایاش هیچچیز نخواهد شد مگر اینکه یکی از «شغلهای مادامالعمر» آنها را بهدست آورد، بنابراین به شهر میرود و با آنتونیتا (لوردانا دتو) که هدفی مشابه دارد، آشنا میشود. آنها همدیگر را دوست دارند، اما در بخشهای مختلف قرار میگیرند و شیفتهایشان با هم همخوانی ندارد؛ با اینکه او مصمم است — حتی در باران سیلآسا — دوباره او را ببیند، چه فرصتی دارند تا وقتی برای تنهایی با هم و شاید شکلدادن رابطهای پیدا کنند؟
این درام از نظر ریتم تند نیست و دیالوگهای بذلهگو یا قدرتمندی بهوفور ندارد، اما وجه مشاهدهای و ابعاد صوتی فیلمبرداری اثرِ قدرتمندی برجا میگذارد. بخش زیادی از فیلم شبیه مستندی «مگسی روی دیوار» است: صداهای تکراریِ زنگ تلفنها، صدای ماشینهای تحریر و پچپچهای روزمرهی ناهارخوری که روزها تکرار میشود. سبک فیلم تا حدی خفقانآور است — از بارانهای بیوقفه و پوشش بارانی پانزری گرفته تا جشنی برای سال نو که چقدر این جوان تنهاست را به نمایش میگذارد.
اجرای پانزری حسابشده و گاه بسیار تأثیرگذار است، و نقش او در هرم سازمانی در پایان فیلم در موقعیتی به تصویر کشیده میشود که هم خندهدار و هم تا حدی تأسفآور است. آیا این آینده او خواهد بود؟ شاید واقعاً چمن آنطرف همیشه سبزتر نباشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران