«کندی هرون» (لیندزی لوهان) دختر والدینی جانورشناس است و در افریقا بزرگ شده. اکنون او وارد دنیای جدیدی می شود و قانون جنگل در این دنیا معنای جدیدی پیدا می کند. کندی که تا ۱۶ سالگی در خانه درس خوانده، حالا باید برای اولین بار به دبیرستان عمومی برود و با سلاحهای روانی و قوانین نانوشتهی دنیای دختران نوجوان امروزی روبرو شود.
«کندی هرون» (لیندزی لوهان) دختر والدینی جانورشناس است و در افریقا بزرگ شده. اکنون او وارد دنیای جدیدی می شود و قانون جنگل در این دنیا معنای جدیدی پیدا می کند. کندی که تا ۱۶ سالگی در خانه درس خوانده، حالا باید برای اولین بار به دبیرستان عمومی برود و با سلاحهای روانی و قوانین نانوشتهی دنیای دختران نوجوان امروزی روبرو شود.
من به ندرت کمدیهای معاصر آمریکایی را تماشا میکنم که اغلب بازیگران اصلیشان زن باشند (مثلاً هنوز «کلوسلس»، «برایدزمِیدز» یا «هیترز» را ندیدهام)، اما اخیراً از «شیطونیا» لذت بردم. از لیندزی لوهان خوشم آمده—بهویژه در «بابی» و «پریری هوم کامپنیون»—و ریچل مکآدامز را هم دوست دارم (بهویژه در «ردآی» و «پَشن»). اینکه تینا فی، یکی از کمدینهای مورد علاقهام از SNL، فیلمنامه را نوشته و...
من به ندرت کمدیهای معاصر آمریکایی را تماشا میکنم که اغلب بازیگران اصلیشان زن باشند (مثلاً هنوز «کلوسلس»، «برایدزمِیدز» یا «هیترز» را ندیدهام)، اما اخیراً از «شیطونیا» لذت بردم. از لیندزی لوهان خوشم آمده—بهویژه در «بابی» و «پریری هوم کامپنیون»—و ریچل مکآدامز را هم دوست دارم (بهویژه در «ردآی» و «پَشن»). اینکه تینا فی، یکی از کمدینهای مورد علاقهام از SNL، فیلمنامه را نوشته و در فیلم هم بازی کرده، باعث شد این فیلم را امتحان کنم. نقدهای مثبتِ تعدادی از دوستداران سینما که به سلیقهشان اعتماد دارم هم بیتأثیر نبود.
فیلم پر از خنده است و بهطور ظریف نکاتی دربارهٔ جامعهٔ آمریکای قرن بیستویکم و دردهای رشد دختران جوان در محیط دبیرستان منتقل میکند. «مین گرلز» قطعاً ارزش وقت گذاشتن و دیدن را دارد. پس از تماشا، امیدوارانه آرزو میکردم خانم لوهان بتواند مشکلات شخصیاش را مرتب کند و به بازیگری برگردد، جایی که جای اوست.
«مین گرلز» واقعاً نباید اینقدر فوقالعاده میبود—اما هست. اگر از خواندن نقدهای من تا حدودی به سلیقهام پی بردهاید، ممکن است فکر کنید من طرفدار چنین فیلمی نخواهم بود؛ چون این فیلم از نظر سبک تا حد ممکن از سلیقهٔ من دور است. اما من واقعاً عاشقش هستم و خودم هم دقیقاً نمیدانم چرا. هر جزءِ جداگانهٔ «مین گرلز» چیزی است که معمولاً از آن خوشم نمیآید؛ کلیشهها، فرمولها، سبکها و ابزارهایی که بارها نقدشان کردهام. با این حال به طرز عجیبی نمیتوانم از این فیلم دل بکنم و از زمان اولین تماشا در اواخر دههٔ ۲۰۰۰، احتمالاً هیچ سالی نبوده که دوباره آن را نبینم؛ معمولاً چند بار در سال. غیرقابل توضیح است، ولی واقعیت دارد.
امتیاز نهایی: ★★★★½ — جذابیتی خندهدار و قوی؛ مدام به آن فکر میکنم.
بهطور غافلگیرکنندهای خیلی سرگرمکننده است!
نمیپنداشتم «مین گرلز» را دوست داشته باشم، اما واقعاً از آن لذت بردم. نیمهٔ اول قویتر از نیمهٔ دوم است و پایان فیلم کمی بیش از حد خوشایند و هماهنگسازی شده به نظر میرسد، ولی در مجموع نیتِ خوب دارد و بهطور مداوم طناز و سرگرمکننده است.
لیندزی لوهان نقش مشابهی نسبت به کارهای دیگرش در آن دوره ایفا میکند، با این حال عملکرد بسیار خوبی ارائه میدهد. ریچل مکآدامز عالی است — بهطور عجیبی دوستداشتنی با وجود اینکه نقش یک شخصیت ناخوشایند را بازی میکند. باقی بازیگران هم خوشایندند، مثلاً لیزی کپلان، تینا فی و تیم میدوز.
دلم میخواهد ببینم دنباله و بازسازی چهطور درآمدهاند. اما این نسخه خودش سرگرمکننده است.
بعد از دیدن نسخهٔ موزیکال ۲۰۲۴ برای اولین بار، باید اعتراف کنم که فیلم اصلی ۲۰۰۴ بهطور قابلتوجهی از آن موزیکال بهتر است. عمق فیلم اصلی و وفاداریاش به داستان، بدون انحرافات غیرضروری، آن را متمایز میکند.
هرچند فیلم قدیمی ممکن است برای بیشتر بازیگران توسعهٔ شخصیت چندانی نداشته باشد و گاهی نسبت به موزیکال کمی شتابزده به نظر برسد، اما در ایجاد ارتباطات قوی و اجازهدادن به تکامل طبیعی و جذاب شخصیتها موفقتر است.
بازیگران نسخهٔ اصلی نه تنها طنز را بهخوبی اجرا میکنند بلکه شیمی یکپارچهای هم با هم دارند. فیلم با موفقیت از آشفتگی به سوی یک جمعِ هماهنگ گذر میکند؛ موضوعی که به نظر میرسد در اقتباس موزیکال کمتر دیده میشود. با وجود چند کاستی جزئی، شخصیتپردازی مناسب و ترکیب بازیگران در نسخهٔ اصلی تماشای روان و لذتبخشی را رقم زده است.
کِیدی (لیندزی لوهان) بخش زیادی از زندگیاش را با والدین دانشمندش در حیاتوحش آفریقا بهصورت آموزش در خانه گذرانده است. شاید همین باید او را برای نقل مکان به یک دبیرستان آمریکایی آماده کرده باشد؛ جایی که قانون «سگ، سگ را میخورد» به همان اندازه حاکم است. او با دو فرد عجیبِ مدرسه آشنا میشود — جَنیس (لیزی کپلان) و دوست تقریباً «خیلی همجنسگرا»ی او، دامیان (دنیل فرانچِزِسه)، که او را در میان قبیلههای دانشآموزی راهنمایی میکنند. گروهی که باید از آنها به هر قیمتی اجتناب شود «پلاستیکس» هستند — دختران خودشیفته و تهیمغز به رهبری رجینا (ریچل مکآدامز). وقتی کِیدی یک روز به آنها برای ناهار دعوت میشود، همه حس میکنند فرصتی برای ایجاد دردسر به دست آوردهاند!
او اتفاقاً پشت سر «آرون» (جاناتان بنت) که محبوب مدرسه است، مینشیند؛ کسی که به نظر میرسد همانقدر به او علاقه دارد که او به او. اما صبر کنید — او معشوقهٔ سابق بهترین دوست جدیدش است. آیا او خط قرمزی است یا شاید رجینا حتی بتواند به او در دلربایی کمک کند؟ صحنه برای نگاهی نیشدار و طعنهآمیز به همهٔ امور نوجوانی مهیا میشود. پر از اضطراب، کینه، انتقام و درجهٔ قابلتوجهی از بدجنسیست و در میانهٔ راه سخت است که کسی را برای نجات از یک زمینلرزه انتخاب کنی. لوهان و مکآدامز در نقشهای خود هستند و اقتباس تینا فی از رمان کنایهآمیز روزالیند وایزمن به تقریبا همه — از بازهای کتابی تا ورزشکاران، از پُرمدعاها تا مغزها — طعنه میزند. در فیلم عناصری از کلیشه هم هست، اما وقتی همهٔ اینها در این دیگِ جوشِ رفتار و توانایی جمع میشوند، تصویری سرگرمکننده از محیطی ارائه میدهند که هورمونها در آن طغیان میکنند و محبوببودن ضروری است — هرچند برای رسیدن به جایگاه مجبور باشی به دیگران بیرحمانه گام بگذاری. اغراقشده است، ولی چیزی واقعی در کل ماجرا هست که به باورپذیریاش کمک میکند و حتی برای شنوندگان تیزبین، اندکی یادآورِ واقعیِ «جَنیس ایان» («At 17») هم وجود دارد. کلیت فیلم سرگرمکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران