امریکا، سال ۱۷۵۷. هنگام مبارزه ی قدرت میان انگلستان و فرانسه، «هاک آی» (دی لوییس) و پدر و برادرش که آخرین بازماندگان قبیله ی خود هستند، سعی می کنند به دفاع از مستعمره نشینان قربانی این درگیری ها بپردازند. «هاک آی» و برادرش دل به دختران سرهنگی انگلیسی می بازند و برای نجات آن دو از چنگ بومیان انتقام جوی قبیله ای دیگر، خود را به آب و آتش می زنند...
امریکا، سال ۱۷۵۷. هنگام مبارزه ی قدرت میان انگلستان و فرانسه، «هاک آی» (دی لوییس) و پدر و برادرش که آخرین بازماندگان قبیله ی خود هستند، سعی می کنند به دفاع از مستعمره نشینان قربانی این درگیری ها بپردازند. «هاک آی» و برادرش دل به دختران سرهنگی انگلیسی می بازند و برای نجات آن دو از چنگ بومیان انتقام جوی قبیله ای دیگر، خود را به آب و آتش می زنند...
برندهٔ یک جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۷ جایزه و ۱۷ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان990
مرگ و شرف را معمولاً یکی میدانند، اما امروز فهمیدم که گاهی اینطور نیست.
«آخرینِ موهیکانها» را مایکل من کارگردانی کرده و فیلمنامه را همراه با کریستوفر کرو از رمان جیمز فنیمور کوپر اقتباس کرده است. در این فیلم دنیل دی-لوئیس، مادلین استو، راسل مینز، اریک شویگ، جودی می، استیون وادینگتون و وِس استودی بازی میکنند. موسیقی را ترور جونز و رندی ادلمن ساختهاند و فیلمبرداری...
مرگ و شرف را معمولاً یکی میدانند، اما امروز فهمیدم که گاهی اینطور نیست.
«آخرینِ موهیکانها» را مایکل من کارگردانی کرده و فیلمنامه را همراه با کریستوفر کرو از رمان جیمز فنیمور کوپر اقتباس کرده است. در این فیلم دنیل دی-لوئیس، مادلین استو، راسل مینز، اریک شویگ، جودی می، استیون وادینگتون و وِس استودی بازی میکنند. موسیقی را ترور جونز و رندی ادلمن ساختهاند و فیلمبرداری اثر برعهده دانته اسپینوتی است.
داستان در سال 1757 و در جریان جنگ فرانسه و هند میگذرد؛ هاوکآی (دی-لوئیس)، مردی سفیدپوست که توسط موهیکانها پذیرفته و بزرگ شده، مأموریت مییابد دو خواهر انگلیسی را به قلعه پدرشان برساند. این سفر او و همراهانش را درگیر تقابل با ماگوا (استودی)، یک جنگجوی هورونِ سادیست و طلبکار، میکند.
مایکل من از نسخه رندلف اسکات (1936) الهام گرفته و همه توانش را بهکار میگیرد تا حماسهای کلاسیک و تاثیرگذار بسازد که شایسته قرار گرفتن در کنار آثار تاریخی بزرگ است. از نظر بصری فیلم چشمنواز است؛ اسپینوتی با قاب بندیهایش، شخصیتها را در برابر چشماندازهای باشکوه کارولینای شمالی قرار میدهد. برای علاقهمندان به روایتهای تاریخی هم فیلم چیز قابلتوجهی برای عرضه دارد و از نظر فکری لذتبخش است. خطوط رمانتیک در بستر رنگارنگ داستان جا دارند، صحنههای اکشن با تبحر کارگردان و بازیگران اجرا شدهاند، بازیها بهخصوص اجرای بدنی و جدی دی-لوئیس چشمگیرند و به شخصیتهای نوشتهشده وفادارند، و موسیقی با زیباییِ چرخان و نیروی ابتداییاش حال و هوا را تقویت میکند و بهخوبی به داستان میچسبد.
من تمام اجزای کلیدی را درست چیده است؛ اما آنچه بیش از همه تأثیرگذار است توان او در متعادل کردن درام انسانی با اکشن پرانرژی است. فیلم خوشبختانه از پرگواریهای بیهوده خالی است: این دوره تاریخی پرالتهاب و پیچیده است، ولی من نیاز ندارد صفحه را با ژستهای سیاسی یا سخنرانیهای طولانی پر کند. همه آنچه لازم است از آن دوره بدانیم منتقل میشود، اما قصه صمیمی و متمرکز بر گروه کوچکی از آدمهاست که سرنوشتشان برای بیننده اهمیت دارد. در کنار قاب فیلم ما شاهد پایان تدریجی یک دوران نیز هستیم؛ من دقت و وسواس مندرج در کار من را نیز میتوان دید، او شخصیتهای بومی را با دقت و احترام نسبتاً زیادی پرداخت کرده است.
نقصهایی هم هست: گاهی لحجهها نوسان دارد، گاهی طراحی صحنه جلوه مصنوعی پیدا میکند و همان اشکالی که بسیاری از کارگردانان آمریکایی دارند — نزدیک شدن خطرناک به کاریکاتور کردن افسران بریتانیایی — دیده میشود، اما در مجموع این فیلم همچنان فراری قهرمانانه و خوشساختی است با طعمی از رمانتیسیسم؛ برای دوستداران سینمای کلاسیک چیزی برای لذت بردن فراهم میآورد. امتیاز: 9/10
---
شاید بهنظر کماهمیت برسد، اما بهعنوان یک اسکاتلندی که فیلمی درباره یک مناقشه کانادایی میبینم که نیمی از شخصیتها نامهایی اسکاتلندی مثل «مانرو»، «کمبل»، «کامِرون» دارند، مدام بههم ریختنِ معادلهای «انگلیسی» و «بریتانیایی» در فیلمنامه برایم واقعاً آزاردهنده بود. این دو واژه مترادف نیستند — آیا فقط تنبلانه نوشته شده؟ به هر حال، بقیه فیلم اقتباس خوشساختی از یک داستان کلاسیک پسرانه است که از جنگ در آمریکای شمالی بین فرانسویها و بریتانیاییها میگوید. فرانسویها به فرماندهی مونکالم (پاتریس شِرو) محاصرهای را علیه قلعهای که تحت فرماندهی مانرو (موریس رووِز) است آغاز کردهاند. دو دختر مانرو در مسیر انتقال به امید امنیت خیانت میبینند و تنها بهموقع با مداخلههاوکآی (دی-لوئیس)، پدرش چینگاچگوک (راسل مینز) و برادرش آنکاس (اریک شویگ) نجات پیدا میکنند.
هاوکآی — و در واقع همه جامعه کشاورزی مستعمراتی — توسط ارتش با بیاعتمادی دیده میشود و وقتی معلوم میشود خواهر بزرگتر، کُرا (مادلین استو)، به قهرمان داستان علاقهمند میشود، آنها همچنین دشمنی ماژور هیوِرد (استیون وادینگتون) را جلب میکنند. درام رمانتیک هست اما خوب کنترل شده؛ ماجراها و نقشهها مرکز توجهاند تا حرکت ماجراجویی حفظ شود. دی-لوئیس در بهترین فرم است: در جنگل با چالاکی میجنگد و در پر کردن مجدد یک تفنگ موسِت در ده ثانیه مهارت قابلتأملی نشان میدهد! وادینگتون هرگز بازیگری بسیار متقاعدکننده نبوده، اما در اینجا قابل قبول است. داستان با خشونت، فداکاری، شرف، انتقام و حس عبث بودن جنگ خاتمه مییابد.
بخشی از عکسبرداری محاصره و فیلمبرداری کلی بهخوبی جنبههای خفقانآور این سرزمینِ پیشینِ جنگلی، بکر و خطرناک را خلق کرده است، و گرچه قبلاً هم میان خودشان جنگ داشتند، فیلم نشان میدهد که جمعیت بومی واقعاً چندان نیازی به حضور ما در قارهشان نداشتند. اگر امکان دارد فیلم را روی پرده بزرگ ببینید — ارزش بلیط را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران