جورج یک کارگر ساده آمریکایی است که متوجه می شود دارای نیروی ویژه ای است که از راه آن می تواند با ارواح مردگان ارتباط برقرار کند. از همین رو او یک وب سایت راه اندازی می کند و از این راه به افرادی که قصد دارند تا با درگذشتگان خود ارتباط برقرار کنند کمک می کند. اما اوضاع کمی پیچیده می شود هنگامی که جورج با زنی از فرانسه به نام ماری و پسرکی به نام مارکوس از لندن آشنا می شود که هر یک به شکلی مرگ را از نزدیک درک کرده اند و این گونه است که هر سه نفر دچار تغییری اساسی در باور خود نسبت به مرگ و آخرت می شوند…
جورج یک کارگر ساده آمریکایی است که متوجه می شود دارای نیروی ویژه ای است که از راه آن می تواند با ارواح مردگان ارتباط برقرار کند. از همین رو او یک وب سایت راه اندازی می کند و از این راه به افرادی که قصد دارند تا با درگذشتگان خود ارتباط برقرار کنند کمک می کند. اما اوضاع کمی پیچیده می شود هنگامی که جورج با زنی از فرانسه به نام ماری و پسرکی به نام مارکوس از لندن آشنا می شود که هر یک به شکلی مرگ را از نزدیک درک کرده اند و این گونه است که هر سه نفر دچار تغییری اساسی در باور خود نسبت به مرگ و آخرت می شوند…
بدیهی است که این بهترین فیلمی نیست که ایستوود ساخته است. بازیها نسبتاً خوباند، اما داستان از ابتدا تا انتها یکنواخت است.
کلینت ایستوود بار دیگر ثابت کرده که کارگردان توانمندی است. سبک و ساختارِ روایتِ استفادهشده در «پس از این جهان» ممکن است برای تعداد زیادی از تماشاگران جذاب نباشد، اما به نظرم او از این موضوع آگاه بود و راستش اهمیتی هم نمیداد —...
بدیهی است که این بهترین فیلمی نیست که ایستوود ساخته است. بازیها نسبتاً خوباند، اما داستان از ابتدا تا انتها یکنواخت است.
کلینت ایستوود بار دیگر ثابت کرده که کارگردان توانمندی است. سبک و ساختارِ روایتِ استفادهشده در «پس از این جهان» ممکن است برای تعداد زیادی از تماشاگران جذاب نباشد، اما به نظرم او از این موضوع آگاه بود و راستش اهمیتی هم نمیداد — و حق هم داشت، چون جایگاه و آزادی او این اجازه را میدهد. بهنظر میرسد هدف ایستوود در این فیلم صرفاً نقلِ یک داستان است؛ داستانی بسیار زیبا.
فیلم در سه خط داستانی جدا در سه کشور مختلف روایت میشود: مت دیمون در نقش روانی بیمیلی در آمریکا، سسیل دو فرانس در نقش یک خبرنگار در فرانسه، و دو برادر دوقلو جوان (فرانکی و جورج مکلارن) در انگلستان. زندگی همه این شخصیتها به شکلی از جنبههای مختلف مرگ تحت تأثیر قرار گرفته — چه تجربه نزدیک به مرگ باشد و چه فقدان کسی بسیار عزیز. یا در مورد دیمون، توانایی برقراری ارتباطی خاص با کسانی که دیگر در میان ما نیستند. ایستوود رویکردی نسبتاً هنری انتخاب کرده که مثل آنچه گفتم ممکن است بسیاری از بینندگان را دور کند؛ اما شخصاً از این تصمیم او خوشم آمد. او آشکارا نخواسته فیلمی بزرگ و جنجالی دربارهٔ عالم ماوراء بسازد. «پس از این جهان» موضوعش را با صداقت و ظرافت دنبال میکند. با این حال، علیرغم همین ظرافت، چند لحظه در فیلم وجود دارد که بهشدت تأثیرگذار و تکاندهندهاند (نه ترسناک، بیشتر از نظر احساسی). در حقیقت، میتوانم بگویم این فیلم برای قلبهای ضعیف مناسب نیست — و منظورم بیشتر بارِ احساسی است تا جلوههای نمایشی. مایل نیستم جزئیات داستانی فاش کنم، جز همانچه قبلاً گفتم؛ این واقعاً نوع داستانی است که باید خود را تسلیمش کنید تا قدرش را بدانید. ریتمِ فیلم نیاز به صبر دارد، اما اگر این نوع سینما را میپسندید، مشکل بزرگی نخواهد بود و پاداشِ احساسیِ قابلتوجهی میگیرید.
نکتهٔ جانبى: اگر به نوعی با سونامی سال ۲۰۰۴ یا حملات تروریستی لندن درگیر بودهاید، توصیه نمیکنم این فیلم را ببینید؛ ممکن است بسیار مواجههآور و تکاندهنده باشد.
بهنظرم امتیازِ کاربران برای این فیلم کمی پایین است، اما تا حدی میفهمم چرا فیلم آنقدرها مورد تحسین نگرفته است. ساده بگویم، همه (درواقع بسیاری) آن را درک نخواهند کرد. این داستانی کوچک برای مخاطبِ خاص خودش است. همچنین، هر کسی که فکر میکند این فیلم فقط دربارهٔ مت دیمون است، کمی اشتباه خواهد کرد. قابل درک است که نام و تصویر او در پوستر به چشم میخورد چون او تنها نام بزرگِ شناختهشده در فهرست بازیگران است، اما این واقعاً «فیلم او» نیست؛ او تنها نقش مهمی ایفا میکند و در آن عالی است. بقیه بازیگران نیز شایستهٔ تحسیناند — واقعاً درخشاناند، و منظورم همهٔ آنهاست. سسیل دو فرانس اجرای چشمگیری دارد؛ نقشش را با متانت و همدلی بازی میکند و هر صحنهای را که در آن حضور دارد جان میبخشد. شخصاً بیشترین تأثیرِ احساسی و بازیگری را از بخشِ «لندن» فیلم گرفتم. داستان دو برادر جوان واقعاً دلخراش است و پسران مکلارن بهطرز فوقالعادهای آن را به تصویر کشیدهاند. هر کسی که هنگام دیدن داستانِ آنها حداقل لرزهای از احساس را تجربه نکند، راستش دلِ زیادی ندارد. من از بیان هیچ نکتهٔ داستانی دیگری خودداری میکنم؛ این فیلم باید بدون پیشفرض دیده شود. ریتم ممکن است مستلزم شکیبایی باشد، اما اگر با نوع این فیلم همراه شوید، قطعاً پاداش میگیرید.
این فیلم مدتهاست که قلبم را تحت تأثیر قرار داده و هنوز هم به آن فکر میکنم. برای امتیاز دادن، صادقانه نمیتوانم دلیلی برای پایین آوردن امتیاز پیدا کنم؛ به نظرم این فیلم سزاوار نمرهٔ کامل است. «پس از این جهان» اثری زیبا و گوهرین است که شاید بسیاری آن را درک نکنند، اما چهبسا روزی زمان درک آن فرا برسد.
کمی ناامیدکننده است، صادقانه بگویم.
«پس از این جهان» بخشِ عمدهٔ تقریباً دو ساعتیاش را صرف ایجاد تعلیق میکند، اما بعد از آن کار چندان زیادی با آن تعلیق انجام نمیدهد. وقتی تیتراژ به پایان رسید، احساس کردم دلم برای چیز بیشتری میخواست. سه داستان خیلی طول میکشد تا به هم مرتبط شوند، حتی اگر هرکدام به تنهایی جالب باشند.
از بازیهای مت دیمون و سسیل دو فرانس خوشم آمد و فرانکی و جورج مکلارن هم خوب ظاهر شدهاند. برایس دالاس هاوارد هم در فیلم حضور دارد و با دیمون شیمی خوبی دارند — اگرچه بهاندازهٔ رابطهٔ دیمون و امیلی بلانت در فیلم «دادگاهی برای نظم» نیست، اما در صحنه خوب با هم کنار میآیند. در میان بازیگران چهرههایی را شناختم که قبلاً در سریالها یا آثار دیگر دیدهام.
با توجه به مدت زمانی که طول میکشد تا داستانها به هم برسند و مقدار کمی رضایتبخشی که در پایان حاصل میشود، نمیتوانم از این فیلمِ کلینت ایستوود ناامید نباشم؛ مخصوصاً با اینکه او با پیتر مورگان (خالقِ سریالهایی مثل «تاج») همکاری کرده بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران