فیلم بر اساس داستان واقعی یک روزنامه نگار برنده ی جایزه و یک ملحد دو آتیشه می باشد که از مهارت های روزنامه نگاری و حقوقی خود استفاده می کند تا ایمان نو ظهور همسرش را رد کند اما خود او نیز…
فیلم بر اساس داستان واقعی یک روزنامه نگار برنده ی جایزه و یک ملحد دو آتیشه می باشد که از مهارت های روزنامه نگاری و حقوقی خود استفاده می کند تا ایمان نو ظهور همسرش را رد کند اما خود او نیز…
قهرمان این فیلم بهطور مختصر به کشتار جانتاون اشاره میکند که از منظر طنزآمیز قابل توجه است، زیرا در نهایت خودِ اوست که بهاصطلاح «کول-اید» را مینوشد.
فیلم «دلیل برای مسیح» داستان مردی را دنبال میکند که از آنچه بهاصطلاح خبرنگار تحقیقی نامیده میشد به سمت کشیش مسیحی شدن میرود — که برای حرفهٔ اولش زیاد هم چیزی از دست نرفته، چون لی استروبل (با بازی...
قهرمان این فیلم بهطور مختصر به کشتار جانتاون اشاره میکند که از منظر طنزآمیز قابل توجه است، زیرا در نهایت خودِ اوست که بهاصطلاح «کول-اید» را مینوشد.
فیلم «دلیل برای مسیح» داستان مردی را دنبال میکند که از آنچه بهاصطلاح خبرنگار تحقیقی نامیده میشد به سمت کشیش مسیحی شدن میرود — که برای حرفهٔ اولش زیاد هم چیزی از دست نرفته، چون لی استروبل (با بازی مایک وگل) انگار از مدرسهٔ جرالدو در روزنامهنگاری فارغالتحصیل شده، حتی با همان سبیل خاص. نتیجهٔ تحقیق او هم به همان اندازه ناامیدکننده است که محتوای گنجینهٔ آلکاپون. به دلایلی که ارزش بازگویی ندارد، همسر لی، لسلی (اریکا کریستنسن)، تصمیم میگیرد مسیح را در قلبش بپذیرد؛ لیِ ملحد به این خبر واکنشی شبیه اعتراف به داشتن معشوق نشان میدهد (در واقع در یکی از لحظات حتی او را متهم میکند که «با عیسی به او خیانت کرده»).
با پیروی از نصیحت مرشدش، لی تصمیم میگیرد ثابت کند رستاخیز هرگز رخ نداده و بدینوسیله مسیحیت را بیاعتبار کند. بقیهٔ فیلم به این نکته اشاره میکند که برای کسانی که به خدا ایمان دارند، هیچ توضیحی لازم نیست، و برای کسانی که ایمان ندارند، هیچ توضیحی ممکن نیست. من اضافه میکنم که برای تماشاگران «دلیل برای مسیح» نیز هیچ توضیحی ارائه نمیشود.
در اصل، «دلیل برای مسیح» مجموعهای از گفتههای بیپایه، اثبات بهواسطهٔ اصرار، فرضیههای موردی و گزینش گزینشی شواهد است. استروبل در هیچ زمانی این موارد را سؤال نمیکند و دلیلش ساده است: اگر این کار را میکرد، کل خانهٔ کارتها سریعتر از سقوط کابل به دست طالبان فرو میریخت. وقتی کسی از استروبل میپرسد «چه زمانی شواهد کافی، شواهد کافی هستند؟»، پاسخ — که فیلم از مواجهه با آن طفره میرود — این است: وقتی پای شواهد حکایتی در میان باشد، هرگز.
بدتر از همه اینکه باورهای استروبل در زندگی واقعی همانقدر ناسازگار و محل تردیدند که روزنامهنگاریاش؛ او از تبدیل ایمان خود چنان شرمگین بهنظر میرسد که علاوه بر این فیلم و کتابی که بر اساس آن ساخته شده، مستندی هم وجود دارد که همهٔ این آثار ظاهراً تنها با هدف توجیه عمومی تصمیم او ساخته شدهاند، تصمیمی که در نهایت به کسی جز خودش مربوط نیست.
بهنظر میرسد نتیجهگیری ایمن این است که درست همانطور که استروبل آشکارا به مخاطب خود دروغ میگوید، به خودش هم دروغ میگوید (مگر اینکه آنچه او ایمان مینامد چیزی جز یک کلاهبرداری برای خالیکردن جیب نادانان نباشد، که بهنظر محتملتر از هر چیز دیگر میآید).
این یکی از چند داستان جالب دربارهٔ یک ملحد است که دارای مهارتهای تحقیقی یا حقوقی است و تصمیم میگیرد ثابت کند کتاب مقدس جعلی است. کتابی با همین مضمون که بیش از چهل سال است وجود دارد «شواهدی که حکم را میطلبد» اثر جاش مکداول است که این فیلم مرا به یاد آن کتاب میاندازد.
بهطور کلی این فیلم الهامبخش است. برای یک تولید کمهزینه نکات قابلتوجهی دارد: کیفیت بالا است، بازیها خوب است، بازیگران قابلتوجهاند و محصول نهایی بیننده را با اجبار عقیدتی تحت فشار قرار نمیدهد.
اگر ملحد نیستید احتمالاً از دیدن این فیلم لذت خواهید برد. اگر ملحدید و تصمیم گرفتید تماشا کنید، امیدوارم بر شواهد ارائهشده تمرکز کنید و برخی القاهای احساسی را نادیده بگیرید. در هر صورت، من این فیلم را توصیه میکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران