خُب... واقعاً افتضاح بود. فیلم را که بر اساس یک بازی ویدیویی ساخته شده، دیدم و اصلاً از نظر انیمیشن با سلیقهام جور درنیامد. شاید بهصورت CGI یا همان «انیمیشن سهبعدی امروزی» ساخته شده باشد، اما کیفیت فیلمنامه شبیه کار یک دانشآموز دبیرستانی بود. اگر دنبال چیزی سرگرمکنندهتر هستید، نسخهٔ «زنده» آن را ببینید — آن هرچند اثر هنری نبود، اما سرگرمکننده بود و توجه...
خُب... واقعاً افتضاح بود. فیلم را که بر اساس یک بازی ویدیویی ساخته شده، دیدم و اصلاً از نظر انیمیشن با سلیقهام جور درنیامد. شاید بهصورت CGI یا همان «انیمیشن سهبعدی امروزی» ساخته شده باشد، اما کیفیت فیلمنامه شبیه کار یک دانشآموز دبیرستانی بود. اگر دنبال چیزی سرگرمکنندهتر هستید، نسخهٔ «زنده» آن را ببینید — آن هرچند اثر هنری نبود، اما سرگرمکننده بود و توجه را حفظ میکرد. این انیمیشن اما حتی این را هم نتوانست انجام دهد؛ مدام فیلم را متوقف میکردم تا ببینم چقدر زمان تا پایان مانده.
دوبله و بازی صداها افتضاح نبود، اما قطعاً ارزش پولی را که برای بازیگران پرداخت شده نداشت. صدای هیچکدام از شخصیتها با ظاهرشان جور درنمیآمد، جز مرد سیاهپوست — و البته پیرزن که صدای پیرزن داشت. بهنظرم چهار زن دیگر همگی توسط یک بازیگر زن صداپیشگی شده بودند؛ صدایشان خیلی شبیه هم بود. ریتم فیلم هم وحشتناک بود: گاهی حجم زیادی اطلاعات به تماشاگر پرتاب میشد و گاهی نام موجودات را میگفتند بدون اینکه نشان دهند چرا آن موجودات خطرناکاند یا چه تهدیدی ایجاد میکنند. انگار سازندگان میخواستند دانششان از داستان بازی را نشان دهند، اما ارائهٔ ضعیف باعث شده بود آن جملات فقط پُرکننده به نظر برسند و کمکی به داستان اصلی نکنند.
قهرمان داستان، آیدن، قرار است شکارچی باتجربهای به نظر برسد، اما نه مردانگی لازم را دارد و نه موقر به نظر میرسد — صورت لاغر و بیریشش بیشتر شبیه نوجوانان بزندررویی است که لباس بزرگترها را پوشیدهاند. عجیب اینکه تقریباً هیچکدام از مردان جوان صورتپُرش نشدهاند؛ نمیدانم این انتخاب آگاهانهٔ سازندگان بوده یا محدودیت فنی، اما در هر صورت باعث شده مردها کممردانه به نظر برسند. در فلشبکها هم تغییر سنی مشخصی ندیدیم؛ انگار همان چند ماه یا یک سال قبل است، نه سالها قبل.
ماجرای فیلم این است که آیدن در دهکدهاش «خودخوانده» شکارچی است و همه او را میشناسند. در طول داستان میبینیم گربهها میتوانند آشپزی کنند، حرف بزنند، روی دو پا راه بروند و دزدکی چیزها را بردارند. سپس خبر میرسد که یک اژدهای کهن در حال مهاجرت است و در مسیرش خرابی و تخریب به جا میگذارد و قرار است دهکدهٔ آیدن را هم نابود کند. آیدن از جولیوس، شکارچی سرشناس که در یک حادثه با او آشنا شده، کمک میخواهد. جولیوس هم کمک میطلبد و البته کمککنندهٔ اصلی یک زن است: نادیا، شکارچی زن با اسلحهای به اندازهٔ توپ جنگی که انگار هیچ وزنی برایش ندارد و ظاهراً با جولیوس هم آشناست. تیم با نوکس، گربهٔ دزد، و مِی، زن پرانرژی با زرهای شبیه بال پروانه که نه پرواز میکند نه سرخوردن، تکمیل میشود. (واقعاً خستهکننده بود.)
اژدها هم هیچگونهٔ هیجان و عظمت ادعا شده را نشان نمیدهد؛ بیشتر شبیه موجودات آراگامی از سریال انیمیشنی God Eater است — ایدهٔ خیلی نو و قابلتأملی نیست. کل مشکل فیلم خلاصه میشود در اجرای ضعیف: فیلمی دربارهٔ هیولاها که نه خون و خشونتی دارد و نه تعلیق واقعی؛ همهچیز کلیشهای و معمولی به نظر میرسد. از طرفی هیچکس زخمی نمیشود، حتی خوندماغ؛ اما از طرف دیگر در نبرد اصلی ناگهان شخصیتها میمیرند — این تضاد با هم جور درنمیآید. پایان فیلم هم با درسحکمتنمایی دربارهٔ فداکاری و ادامهدادن جمعبندی میشود، اما برای من خیلی سطحی و بیتاثیر بود — آنقدر که در همان لحظه سراغ بازی دیگری رفتم.
خلاصه: اگر این فیلم را در یک بازار ارزان میدیدم هم نمیخریدم؛ ارزش پولی که از شما طلب میکنند را ندارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران