پس از اتفاقات فیلم اول و خطراتی که در اطراف خانهشان برای خانواده ابوت وجود داشت، آنها میبایست برای بقا در دنیایی که هرگونه صدا سبب کشته شدنشان میشود، به محیطهای دیگری بروند و...
پس از اتفاقات فیلم اول و خطراتی که در اطراف خانهشان برای خانواده ابوت وجود داشت، آنها میبایست برای بقا در دنیایی که هرگونه صدا سبب کشته شدنشان میشود، به محیطهای دیگری بروند و...
نامزد دریافت ۱ جایزهٔ بفتا — ۱۴ جایزه برده و در مجموع ۴۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2251
سال گذشته نمایش «A Quiet Place Part II» برنامهریزی و با شوق انتظار دنبال میشد؛ دنبالهای برای فیلم اصلی پرتعلیق و محبوب. متأسفانه خیلی زود همهچیز تغییر کرد و با شروع قرنطینه دو هفتهای سینماها در سراسر جهان تعطیل شدند.
با بازگشایی تدریجی و با ظرفیت محدود سالنها، فیلم قرار است اکران شود و معیار خوبی خواهد بود برای اینکه ببینیم آیا تماشاگران آمادهاند بهطور گسترده...
سال گذشته نمایش «A Quiet Place Part II» برنامهریزی و با شوق انتظار دنبال میشد؛ دنبالهای برای فیلم اصلی پرتعلیق و محبوب. متأسفانه خیلی زود همهچیز تغییر کرد و با شروع قرنطینه دو هفتهای سینماها در سراسر جهان تعطیل شدند.
با بازگشایی تدریجی و با ظرفیت محدود سالنها، فیلم قرار است اکران شود و معیار خوبی خواهد بود برای اینکه ببینیم آیا تماشاگران آمادهاند بهطور گسترده به سینماها بازگردند یا ترجیح میدهند بعدها آن را در پلتفرمها ببینند.
فیلم با بازنمایی روزی که جهان تغییر کرد آغاز میشود: لی (با بازی جان کراسینسکی) در حال خرید است که خبر انفجار در شهر شانگهای پخش میشود. او از هوا لذت میبرد، به بازی لیگ جوانان خانواده میپیوندد و با دوستش امت (کیلیان مورفی) صحبت میکند که ناگهان توپ آتشبازی عظیمی در آسمان ظاهر میشود.
وقتی به خانه بازمیگردند، شهر زیر حمله موجودات مرگبار قرار میگیرد و لی و خانوادهاش بهزور از مرگ فرار میکنند. داستان بلافاصله پس از پایان قسمت اول ادامه مییابد و اِولین (امیلی بلانت) تلاش میکند نوزاد تازهمتولدش، دخترش رگان (میلیسنت سیموندز) و پسرش مارکوس (نوآ جوپ) را به جای امنتری ببرد.
وقتی مارکوس در مسیر آسیب میبیند، اِولین نزد امت پناه میگیرد که بعد از مرگ همسرش چندان علاقهای به نگهداری دیگران ندارد و با اینکه مکان امنی در یک کارخانه پیدا میکنند، روز بعد خانواده را مجبور میکند بروند.
وقتی سیگنال رادیویی غیرمنتظرهای شنیده میشود، رگان مصر است که منبع را پیدا کند چون میداند فرکانس کاشت حلزون گوش او میتواند سلاحی علیه موجودات باشد و اگر این فرکانس پخش شود و اطلاعات فاش شود، بشریت شاید شانس مبارزه و پیروزی داشته باشد.
آنچه در ادامه میآید داستانی بسیار درگیرکننده و پرتنش است؛ رگان و امت برای تکمیل مأموریت تلاش میکنند در حالی که اِولین و خانوادهاش در مواجهه با تهدیدهای گوناگون برای زندهماندن دستوپا میزنند.
فیلم بر پایه نقاط قوت قسمت اول ساخته شده: شخصیتهای قوی و قابلدرک و موقعیتهای بسیار پرتنش. در نمایشی که من رفتم، سکوت سالن کاملاً محسوس بود؛ تماشاگران چنان مجذوب بودند که از ترس ایجاد صدا، ساکت میماندند.
فیلم میزان اکشن را بالاتر میبرد و جهان داستان را گسترش میدهد بدون اینکه عنصرهای پرقدرتِ مبتنی بر شخصیت را از دست بدهد یا بیشازحد روی جلوههای بصری حساب کند.
جان کراسینسکی فیلم را نوشته، کارگردانی و تهیه کرده؛ هرچند زمان حضور او در صحنه کمتر از فیلم اول است، این دنباله از آن دسته فیلمهایی است که بهخوبی روی پای خودش میایستد و حتی از نسخهٔ اصلی بهتر هم عمل میکند.
تنها ایرادم پایانبندی نسبتاً ناگهانی فیلم است که چند سؤال بیپاسخ برایم گذاشت. اگر قرار باشد فیلم سومی برای حل این مسائل باشد، این پایان قابلتحملتر خواهد بود؛ شنیدهام که یک اسپینآف در دست ساخت است و امیدوارم دغدغههایم را تا حدی رفع کند یا دستکم با قسمت سوم همزیستی داشته باشد.
فعلاً «A Quiet Place Part II» نشان میدهد چرا تجربهٔ سینمایی اهمیت دارد: از صفحهٔ نمایش بزرگ تا صدای دالبی اتموس، این فیلم تجربهای حسّی است که باید در جمع و با بیشترین حسّپذیری تجربه شود.
سطح تنش فیلم در حداکثر است و هرگز ناامید نمیکند؛ از شما دعوت میکنم فیلم را همانطور که ساخته شده ببینید.
امتیاز: 4.5 از 5
---
اگر این نوشته را میخوانید احتمالاً نقد من از «A Quiet Place» (۲۰۱۸) را هم دیدهاید، پس میدانید چقدر آن فیلم را دوست دارم. فیلمی کمبودجه و ایدهمحور که همه را شگفتزده کرد و از نظر من یکی از بهترین فیلمهای سال و یکی از بهترین داستانهای ترسناک اوریجینال در چند دههٔ اخیر است. جان کراسینسکی اثری خلق کرد که میتواند به یک فرنچایز بزرگ بدل شود، ولی شخصاً آرزو داشتم این اثر تکمجلدی باقی بماند؛ با این حال وقتی فیلم اوریجینال در گیشه موفق باشد، غیرممکن است صحبت از دنبالهها نشود.
ایراد اصلی من با فیلم اول، پایانش بود: بهلحاظ احساسی تأثیرگذار اما انگار برای گسترش داستان به هالیوود چشمک زده بود. بااینحال ترجیح میدهم دنبالهٔ «A Quiet Place» ببینم تا دنبالهٔ چندصدمنظورهای مثل چندمین قسمت سری «SAW» یا «Fast & Furious». با توجه به نقش پررنگتر کراسینسکی در این فیلم (او فیلمنامه را بهتنهایی نوشته و این بار حضور صحنهای او کمتر است)، او فرصت بیشتری برای تمرکز بر کارگردانی داشته و بار دیگر فیلمی استادانه تحویل داده است.
بهنظر من «A Quiet Place Part II» در جنبههایی نسبت به پیشنسخهاش ضعیفتر است، ولی سطح بالای تعلیق که از کارگردانی دقیق کراسینسکی حاصل شده همچنان نقطهٔ قوت فیلم است. سکانس آغازین بهخوبی تنش را تعریف میکند و صحنههای بعدی نیز بیننده را وادار میکند نفسدرنفس بماند. بازیها هم عالیاند؛ مخصوصاً بازی نوآ جوپ و میلیسنت سیموندز که درخشان ظاهر میشوند.
بااینحال یکی از مشکلات اصلی دنباله این است که در طول فیلم انگار با موجودات متفاوتی روبهرو هستیم؛ در حالی که فیلم اول موجودات را بهطرز بیرحمانه و کشندهای معرفی میکرد—هر صدای کوچک به مرگ میانجامید—در دنباله گاهی اوقات شخصیتها فاصلهٔ زیادی میگیرند و باز میمانند بدون اینکه حس کنیم آن تهدید همیشگی و غیرقابلپاسخ همان است. در نتیجه برخی موقعیتها بهشدت غیرواقعی و ناشی از محافظت داستانی شخصیتها بهنظر میرسد. برخی تصمیمها و گرهافکنیها هم سؤالبرانگیزند، بهویژه ماشهای که واردِ پردهٔ سوم میشود.
تقریباً همهٔ عناصر فیلم از نظر احساسی کمتر از اصل هستند، اما همچنان فاصله زیادی با یک شکست کامل دارد. با در نظر گرفتن رقابت در ژانر، شاید این دنباله یکی از بهترین دنبالههای ترسناک باشد. بازیها فوقالعادهاند؛ اِمیلی بلانت و کیلیان مورفی درخشاناند و نوآ جوپ و میلیسنت سیموندز واقعاً حیرتانگیزند. تمرکز بر شخصیتها باعث میشود پیوند احساسی با بیننده قوی بماند و معضلات اخلاقی خوب پرداخته شوند—بهویژه رابطهٔ غیرمنتظرهٔ بین امت و رگان. سیموندز، که خود در زندگی واقعی ناشنواست، اصالت قابلتوجهی به نقش میبخشد. مثل فیلم اول، بسیاری از دیالوگها به زبان اشاره است و روایت از طریق تصویر و سکوت شکل میگیرد؛ کراسینسکی بارها نشان میدهد چه زمانی و چگونه با دوربین تنها از طریق سکوت چیزی را به مخاطب بگوید.
در دنباله اشارهها و بازخوانیهای بصری از فیلم اول دیده میشود که من از آنها خوشم آمد. پایانبندی به اندازهٔ آخرین دقایق بیرحمانهٔ نسخهٔ اول بار احساسی ندارد، اما پردهٔ پایانی یکی از بخشهای تدوینشدهٔ بینقص سال است؛ تدوینگر باید بین سکانسهای بهشدت پرتنش در لوکیشنهای متفاوت تعادل برقرار کند که در اینجا موفق است. موسیقیِ مارکو بلترامی در این سکانسهای پایانی واقعاً گیراست.
در کل «A Quiet Place Part II» از نظر عناصر مختلف کمتر از پیشدرآمد خود است، ولی همچنان یکی از بهترین دنبالههای ژانر به شمار میآید. سکانس آغازین نفسگیر و بسیاری از صحنهها بلند، یکپاره و بدون قطعهای آزاردهنده فیلمبرداری شدهاند و کراسینسکی در حفظ فضایی تنشزا موفق است. داستانپردازی همچنان روی شخصیتها متمرکز است و کودکان تأثیر غیرمنتظرهای بر فیلمنامه دارند. مورفی و بلانت عالیاند، اما نوآ جوپ و میلیسنت سیموندز واقعاً ستودنیاند. بااینحال موجودات در اینجا تهدیدی کمتر کشنده نشان داده میشوند و این باعث تصمیمهای سؤالبرانگیز و موقعیتهای بقا بهطرز غیرمحتملی میشود. جهانسازی هم اکتشافات بزرگی ارائه نمیدهد. در مجموع فیلم از نظر حسّی کمتر از اوریجینال است، که این موضوع کاملاً ناامیدکننده نیست اما انتظار بیشتری از دنباله داشتم. با این وجود تماشای فیلم در سینما را توصیه میکنم.
نمره: B
---
دنبالهای شایسته که همان یا حتی بیشتر از پیشدرآمد حسِ مورمور و دلهره القا میکند. کار فوقالعادهای توسط جان کراسینسکی و تیم فیلمبرداری جدید انجام شده است؛ در مجموع فیلمبرداری و جلوههای بصری خوب و جذاب است. من از آن لذت بردم و مشتاق قسمت بعدی هستم. امتیاز شخصی: 8.
---
فیلم بد نیست اما اگر بدون هیجانِ از پیشساخته به آن نگاه کنید، عملاً چند سکانس اکشن بیش نیست و چیز زیادی فراتر از آن ندارد. به مخاطب قوس داستانی کامل نمیدهد و بهجایش یک داستان متوسط را جایگزین میکند. بازیها عالیاند، اما خود قصه بسیار تهی است و این ناامیدکننده است.
---
خوب است، اما نه عالی. پیگیریی که تعلیقهای خوبی دارد و اجراهای احساسی محکمی ارائه میدهد، چون دیالوگهای کمی هست. کلیت فیلم نسبت به فیلم اول ضعیفتر است، اما دنبالهٔ ارزشمندی است؛ ساده بودن آن در اینجا یک نقطهقوت است و دراماتیزهسازی اضافی انسانی ندارد. نمیدانم دوباره آن را ببینم یا نه، اما بهعنوان یکبار تماشای مستقل، خوب کار میکند. امتیاز: 3.5 از 5.
---
«A Quiet Place Part II» بسیاری از آن تنش و پنهانی که فیلم اول با آن شناخته میشد را کنار میگذارد و موجودات، اکشن، شخصیتهای بیشتر و جهانی گستردهتر را وارد میکند که بهزور روی نخی باریک ایستاده است.
فرزندان بزرگتر لی اینجا نقشهای کلیدی دارند و اِمیلی بلانت در نقش اِولین Abbott نقش کمتری دارد، در حالی که کیلیان مورفی نشان میدهد چرا از بازیگران کمارزششمارِ کار امروز است.
در کل «A Quiet Place Part II» دنبالهای سرگرمکننده با بازیهای خوب است که تمرکز اصلی آن بر هرجومرجِ هیولایی است؛ بهعنوان طرفداران ترس و تعلیق این نسخه را میتوانیم پشتیبانی کنیم.
---
«A Quiet Place Part II» دنبالهای شگفتانگیز است که همتراز یا حتی فراتر از پیشدرآمد ظاهر میشود!
انتخاب اینکه کدام بهتر است تقریباً غیرممکن است. «A Quiet Place: Part II» دنیای فیلم اول را فراتر از مزرعهٔ خانوادهٔ ابوت گسترش میدهد، بازماندگان و لوکیشنهای جدید اضافه میکند. شخصیتها در طول داستان غنیتر و دوستداشتنیتر میشوند و اطلاعات بیشتری دربارهٔ موجودات ترسناک بهدست میآوریم. قسمت دوم صحنههای بسیار پرتنشی دارد که با فیلم اول رقابت میکنند و قلب شما را به تپش میاندازند. البته بعضی سکانسها وجود دارند که شخصیتها تصمیمهای احمقانهای میگیرند که هم تأثیرگذار و هم کمی آزاردهندهاند، اما این هم بخشی از ژانر است. این فیلم بهاندازهٔ فیلم اول خوب است و جهان فرنچایز را گسترش میدهد، با امید به دنبالههای حماسی و پرتعلیق بیشتر.
---
نسخهای استانداردتر و معمولیتر. در مقایسه با فیلم اول که تمرکز زیادی بر استفادهٔ خلاقانه از صدا داشت، این دنباله بیشتر انسانی و شخصیتمحور شده و نه همیشه به نفعش. اِمیلی بلانت و کیلیان مورفی عملکرد خوبی دارند، اما کلیت فیلم بیشتر فراموششدنی و کند است—حس میکنید اتفاق مهمی رخ نمیدهد. با این حال میلیسنت سیموندز کار خود را بهخوبی انجام میدهد و نسبت به فیلم اول پیشرفت نشان میدهد. امیدوارم قسمت سوم بیشتر حالوهوای فیلم اول را بازگرداند.
---
فرنچایز «A Quiet Place» داستانی قابلتوجه و غیرمنتظره را ارائه کرده که بیشتر از آنچه فکر میکردم جذبم کرد. فیلم اول مفهومی کمنظیر را معرفی کرد: تأکید بر حداقل دیالوگ و در عین حال حفظ هیجان و کشمکش. بازیگران برای این نوع روایت منحصربهفرد بسیار مناسباند.
یکی از نکات برجسته نمایش موجودات بدون تکیهٔ بیشازحد بر CGI است که حس تعلیق را تقویت میکند و مخاطب را در تردید نگه میدارد. در دنباله داستان بیشتر در مسیر شخصیتها کاوش میشود؛ هرچند دیالوگ کمی بیشتر شده، اما همچنان سکوتگریزِ مهیج فیلم حفظ شده و مخاطب را درگیر میکند. حتی وقتی با شخصیتهایی بهظاهر بیگانه روبهرو میشویم، فیلم از استفادهٔ بیشازحد از جلوههای بصری اجتناب میکند تا موجودات مضحک یا غیرقابلباور نشوند.
در مجموع، فرنچایز تجربهای منحصربهفرد و جذاب ارائه میدهد که انتظارات را میشکند و مخاطب را در روایت مهیج خود نگه میدارد.
---
کسلکننده، فراموششدنی و دنبالهای که طبق الگوی همیشگی ساخته شده است. در این دنباله هیچ نوآوری فکری دیده نمیشود. فیلم اول تمرکز خوبی داشت: دو والد که مراقب فرزندانشان هستند در یک موقعیت علمی–تخیلی که شاید منطقی کامل نداشت اما پذیرفتنی بود، چون بقیهٔ فیلم عالی بود و حسِ ارزشهای خانوادگی را منتقل میکرد. حالا همهچیز بهنظر کنار هم پرتاب شده است. چندین زیرخط داستانی خستهکننده وجود دارد که اعضای خانواده یا یک شخصیت ثالث را در سکانسهایی قرار میدهد که باید ساکت بمانند یا با همان هیولاها مبارزه کنند، همانطور که در فیلم اول دیدیم، اما حالا با دستگاههای صوتی بزرگتر. علاوه بر این، یک جامعهٔ انسانی شرور نمایش داده میشود که زشت و کثیف و همه سفیدپوست هستند و یک جامعهٔ متنوعِ خوب هم هست که به قهرمانان کمک میکند—همهچیز احساس بیروح بودن میدهد. روابط واقعی و توسعهٔ شخصیتها وجود ندارد، مگر کلیشهٔ «خانوادهام را از دست دادم؛ نمیخواهم کمک کنم» که پانزده دقیقه بعد تبدیل میشود به «اشتباه کردم، کمک میکنم.»
این فیلم ارزش بیش از داشتنش بهعنوان پسزمینه هنگام مرور اینترنت را ندارد؛ تلاشی برای بیشتر بودن نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران