زمانی که یک کارآگاه ویژه به تحقیق در مورد ناپدید شدن یک قربانی در اولین بارش زمستان تحقیق میکند , میترسد که یک قاتل سریالی فراری دوباره فعال شود . اگر او امیدوار است قبل از
زمانی که یک کارآگاه ویژه به تحقیق در مورد ناپدید شدن یک قربانی در اولین بارش زمستان تحقیق میکند , میترسد که یک قاتل سریالی فراری دوباره فعال شود . اگر او امیدوار است قبل از
صادقانه بگویم، احتمالاً باید این فیلم را در یکی از درسهای ابتدایی کلاس فیلمسازی نشان میدادند: یک صحنه را انتخاب کنید و بپرسید «الان کدام تصمیمها را دیدید که هیچوقت در این یا هیچ فیلم دیگری نباید گرفته میشد؟»
تنها دلیلی که این فیلم به زحمت یک و نیم ستاره میگیرد این است که لحظهبهلحظه، آدمبرفی چنان عجیب است که گاهی باعث خندهٔ بلند تماشاگر میشود.
امتیاز...
صادقانه بگویم، احتمالاً باید این فیلم را در یکی از درسهای ابتدایی کلاس فیلمسازی نشان میدادند: یک صحنه را انتخاب کنید و بپرسید «الان کدام تصمیمها را دیدید که هیچوقت در این یا هیچ فیلم دیگری نباید گرفته میشد؟»
تنها دلیلی که این فیلم به زحمت یک و نیم ستاره میگیرد این است که لحظهبهلحظه، آدمبرفی چنان عجیب است که گاهی باعث خندهٔ بلند تماشاگر میشود.
امتیاز نهایی: ★½ — کسلکننده/ناامیدکننده. در صورت امکان از دیدن آن خودداری کنید.
این شکستِ معروف، آشفتگیای خوشنما از ابهام، تنش و چند اجرای بسیار خوب است. در نروژ، کارآگاه هری هول (مایکل فسبندر) و همکار جوان و پرشور او، کاترین (ربکا فرگوسن)، در حال بررسی مجموعهای از ناپدیدشدنها هستند که سالها ادامه داشته و برخی از آنها حول محور خیرخواه آروِ استاپ (جی.کی. سیمونز) میچرخند. در محلهای جرم، کارتویزیتی به شکل آدمبرفی که عنوان فیلم است گذاشته میشود و این علامتی است برای نامههای ناشناسی که هول شروع به دریافتشان کرده. هری و کاترین کارهای معمول را انجام میدهند و از دستگاه فنی جدید ادارهٔ پلیس استفاده میکنند. هری همچنین در زندگی دوستدختر سابقش، راکل (شارلوت گِینزبو)، دخالت میکند و به نظر میرسد آنها دوباره به هم تمایل دارند.
وقتی کارگردان اعتراف میکند که فقط فرصت فیلمبرداری ۸۵٪ از فیلمنامهای را داشته که بعد از کنارهگیری کارگردان اولیه، مارتین اسکورسیزی، به او داده شده، نشانهٔ خوبی نیست. چند صحنهای که در تریلر دیده میشد در فیلم حذف شدهاند چون در این داستان نامفهوم جایی برایشان نبوده. کلر سیمپسون و تلما شونمایکر، برندگان اسکار، بهعنوان تدوینگر نام برده شدهاند، اما حتی تخصص آنها هم نتوانسته این آشفتگی را نجات دهد. داستان در نروژ میگذرد و صحنههایی به شهر برگن و همچنین به آلمان تعلق دارد، اما همهٔ بازیگران به انگلیسی صحبت میکنند. نامها و محیط اسکاندیناویاییاند — سعی کنید جلوی خندهتان را بگیرید وقتی اسم «هری هول» را میشنوید — اما سازندگان فیلم بهطرز عجیبی بهجای انتقال داستان به کانادا یا آلاسکا یا انتخاب بازیگران نروژی، از این گروه بازیگری استفاده کردهاند.
از نکات مثبت، و نمیدانم چگونه، بازیگران عالیاند. فسبندر بارها از حال مستی بیدار میشود ولی بازیاش خیلی خوب است. فرگوسن قابل قبول است، اما گِینزبو نقشِ دوستدختر سابق را تبدیل به چیزی ویژه میکند و کاش از او بیشتر میدیدیم. شخصیت کارلسون، دوستپسر جدید کاترین، بسیار مؤدب و سادهلوح است و آن شیمی بین هری و راکل را درنیافته. جدا از چند نما با افکتهای ویژهٔ ضعیف، لوکیشنهای واقعی زیبا، یخزده و پوشیده از برفاند. این فیلم بر اساس مجموعهٔ رمانهای یو نسبُو ساخته شده (چرا با رمان هفتم شروع کردند؟) و میتوانست نقطهٔ شروع یک مجموعه باشد، اما فروش ناامیدکننده در گیشه آن ایده را از بین برد. از آنچه در اینترنت خواندهام، فیلمنامه در نقاط کلیدی با رمان اختلاف دارد و چند شخصیت مهم را حذف میکند که در رمانهای بعدی بازمیگردند.
حیف است که این کار جواب نداد؛ دوست داشتم این شخصیت را در پروندههایی کمپیچیدهتر و سرراستتر ببینم. «آدمبرفی» تماشاگر — و ظاهراً سازندگانش — را سرد و ناامید رها کرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران