این سریال علمی تخیلی از داستانی با قتل، عشق و خیانت صحبت میکند که 300 سال بعد اتفاقهای اصلی آن رخ میدهد که بدن انسان قابل تعویض خواهد بود. تاکشی کواکس یکی از سربازان کشته شده دوباره توسط فردی ثروتمند به نام لورنس بانکروفت زنده میشود تا جریان...
این سریال علمی تخیلی از داستانی با قتل، عشق و خیانت صحبت میکند که 300 سال بعد اتفاقهای اصلی آن رخ میدهد که بدن انسان قابل تعویض خواهد بود. تاکشی کواکس یکی از سربازان کشته شده دوباره توسط فردی ثروتمند به نام لورنس بانکروفت زنده میشود تا جریان...
نامزد دریافت ۲ جایزه پرایمتایم امی؛ ۴ جایزه و مجموعاً ۲۷ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان1066
1)
کورئوگرافی مبارزات در سریال قابلقبول است. داستان جذاب است؛ اما اجرا افتضاح. یعنی آدمها روی بیش از یک سیاره پخشاند، میتوانند آگاهیها را از بدنی به بدن دیگر منتقل کنند و تمام چیزی که میبینی صفحههای خمیده، تبلتها و تغییرات جزئی در طراحی متریال گوگل است؟ دوست داشتم بخشهای مبارزه را حذف میکردند و همان بودجه را صرف طراحی آیندهنگرانه و دقیقتری میکردند. یا شاید...
1)
کورئوگرافی مبارزات در سریال قابلقبول است. داستان جذاب است؛ اما اجرا افتضاح. یعنی آدمها روی بیش از یک سیاره پخشاند، میتوانند آگاهیها را از بدنی به بدن دیگر منتقل کنند و تمام چیزی که میبینی صفحههای خمیده، تبلتها و تغییرات جزئی در طراحی متریال گوگل است؟ دوست داشتم بخشهای مبارزه را حذف میکردند و همان بودجه را صرف طراحی آیندهنگرانه و دقیقتری میکردند. یا شاید به همین خاطر یکی مثل کوبریک است و اینها همانهاییاند که سریالشان روی نتفلیکس کنسل شده.
و البته تنها تمایلات جنسیای که نشان داده میشود میتواند دگرجنسخواه باشد. زنان هم بیشتر شبیه یک اکسسوری ساده جلوه میکنند، مگر اینکه برای برادر بزرگ (Big Brother) کار کنند و امنیت کسانی را که نماد سیستماند، حفظ کنند.
دربارهی آدم بدها: روسها. یعنی حداقل رعایت «آداب سفیدپوستی» که یک نفر قهوهایپوست نفرستند.
همچنین کمتر شدن مضامین مارکسیستی را هم دوست داشتم، اما نویسنده بریتانیایی است و آنجا دنیا را جور دیگری تصور نمیکنند.
در نهایت، مشکل اصلی پایانبندی است. خیلی بد ساخته شده. هر شخصیت شرور مثل فیلمهای مضحک هالیوودی قرار است بیاید و نقشهها را توضیح بدهد. مضمون سیاسی عملاً به تنها انگیزهی سریال تبدیل میشود. میگفتم دو قسمت آخر را حذف کنید، اما این یعنی از دست دادن دلیلِ دیدن بقیهی سریال.
2)
تنها سریالی است که از زمان پخش اولیهاش حداقل سه بار در سال آن را تماشا کردهام.
این تا حدی به خاطر دو فصل بودن آن است، اما بیشتر بهخاطر این است که من سایبرپانک و علمیتخیّل را دوست دارم، از جزئیاتی که هر بار تماشای دوباره متوجهشان میشوم لذت میبرم، از داستانهایی که به وضعیت انسانی میپردازند خوشم میآید و ایدهٔ کلی داستان برایم جذاب است.
این نقد قرار نیست بررسی عمیق باشد، حتی پس از سالها تماشای آن، اما اگر به هر کدام از دلایل بالا برای بازبینی مکرر علاقهمندید، بخش عمدهای از فصل اول را خواهید پسندید.
اگر هم عاشقپیشهای نامید هستید، بیشتر فصل دوم را هم دوست خواهید داشت.
ممکن است نظراتی در اینترنت ببینید که فصل دوم را بهخاطر ناسازگاری در رفتار شخصیت اصلی نقد میکنند. اما بعد از چند بار تماشای مجموعه میتوانم بدون شک بگویم شخصیت از فصل اول طوری ساخته شده بود که در نهایت تبدیل به یک عاشقپیشهٔ نامید شود. حتی یکی از تمها هم کاملاً عاشقانه و ناامیدانه است. ضمن اینکه بین فصل اول و دوم جهش زمانی سی ساله وجود دارد — شخصیت، رفتارها و کدهای اخلاقی یک آدم در سی سال میتوانند تغییر کنند، مخصوصاً وقتی سی سال شکست خورده باشد.
دیدن این نکته برایم چند بازبینی طول کشید، اما حالا که دیدهام، امتیازم را از 9 به 10 ارتقا دادم. این کامل است.
آنقدر از سریال لذت بردم که اکنون دارم کتابها را میخوانم؛ داستانها و خط زمانِ کتابها کاملاً متفاوتاند و در حال حاضر هر دو را به یک اندازه دوست دارم.
3)
Altered Carbon (2018) — نقد: یک شاهکار ناقص — 8/10
Altered Carbon سریالی است تعریفشده توسط یکی از چشمگیرترین دوتاییها در تلویزیون مدرن: فصل اولی نزدیک به کامل و بیناییمند دربارهٔ علمیتخیّل، و فصلی دوم که تقریباً همه چیزهایی را که فصل اول عالی کرده بود هدر میدهد. تجربهٔ ترکیبی ناامیدکننده اما در نهایت پاداشدهندهای است که وزنش را فصل اولِ بلامنازع و ناب یدک میکشد.
فصل اول: 10/10 — انفجار ذهن
فصل اول یک دستاورد قابلتوجه است. حماسهای سنگین، نو-نوآر و سایبرپانکی که شما را در جهانی فرو میبرد که آگاهی دیجیتال میشود، در «استک»ها ذخیره میشود و بین بدنها («اسلیوها») منتقل میگردد. مفاهیم انقلابآفرین بودند: وحشت وجودیِ جا به جا شدن آگاهی یک کودک در بدن سالمندی به خاطر اولویتهای بوروکراتیک، امتیاز ابدیِ «مث»ها (ثروتمندانِ نامیرا) که خود را در ماهوارهها بکاپ میگیرند، و نظام کیفری تیرهای که ذهن مجرمان را در جهنمهای مجازی نگهداری میکند.
این تنها تزئینات مفهومی نبود. سریال واقعاً مانند انفجاری ذهنی بود چون هر ایده در کاراکترپردازی عمیقاش ریشه داشت. از طریق تحقیق تاکشی کوواکوس به روان پیچیدهٔ شخصیتهایی پرداختیم که با هویتهای گمشده، تراوماهای قرضی و سؤال بنیادی «چه چیزی یک «خود» را میسازد وقتی بدن تنها پوشش است» دست و پنجه نرم میکردند. مونولوگهای درونی، روایت بصری و انتخاب بازیگرانِ بینقص — بهویژه فیزیک خسته و دنیادیدهٔ جوئل کینامن و تهدیدِ فاسد جیمز پیورفوی — جهانی زمخت، فلسفی و کاملاً جذاب خلق کردند. فصل اول بلندپرواز، باهوش، شیک و احساسی تأثیرگذار بود: 10/10.
فصل دوم: 5/10 — افول بزرگ
انتظار برای فصل دوم بسیار زیاد بود و همین باعث شد ناامیدیاش شدیدتر شود. بازی مجدد نقش کوواکوس با آنتونی مکی، هرچند درونجهان منطقی بود، آن شیمی خاص و سختپوش فصل اول را از دست داد. طرح کارآگاهیِ پیچیده و لایهلایه جای خود را به روایتی سادهتر و مأموریتیتر داد. پرسشهای فلسفی عمیق با ضربههای اکشن سطحیتر عوض شدند و زیباییشناسی نو-نوآر بارانی و چشمگیر تبدیل به ظاهر عامتری از علمیتخیّل شد. شبکهٔ انگیزهها و پیچیدگیهای شخصیتی از هم باز شد و چیزی بسیار کمتر درگیرکننده باقی ماند. کاهش دامنه، هوشمندی و تأثیرِ حسی کاملاً محسوس بود.
جمعبندی نهایی
8/10 — گواهی بر بلندیهای بیهمتا
نمرهٔ کلی میانگینی است که کامل ماجرا را نمیگوید. این امتیاز بهخاطر دستاورد بلند و بینظیر فصل اول بهشدت دفاع میشود؛ فصلی که آنقدر دقیق ساخته شده، از نظر فکری محرک و از نظر بصری جسور بود که خطای عمیق بعدی را جبران میکند. Altered Carbon صرفاً برای فصل اولش ارزش دیدن دارد — قطعهای پیشگامانه از داستانسرایی علمیتخیّل. میتوان سفر را وقتی تیتراژ پایانِ فصل اول پخش میشود تمامشده دانست و فصل دوم را بهعنوان یادداشتی جداگانه و عمدتاً ناامیدکننده تلقی کرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1تکمیل شده
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران