نوربیت در دوران نوزادی از اتومبیلی به بیرون پرت شده و مک یک رستوران چینی به اسم آقای وانگ او را به فرزند خواندگی قبول کرده است . او در دوران جوانی مجبور می شود با دختر بسیار چاق ، عصبی و مستبد به اسم راسپوتیا ازدواج کند . در ادامه نوربیت با دوست دوران کودکی اش که دختری زیبا به اسم کیت ویلیامز است آشنا شده و به او علاقمند می شود . از سوی دیگر کیت نامزدی ثروتمند و خوش تیپ به اسم دیون دارد اما بتدریج که وقت بیشتری را با نوربیت می گذارند به او علاقمند می شود.
نوربیت در دوران نوزادی از اتومبیلی به بیرون پرت شده و مک یک رستوران چینی به اسم آقای وانگ او را به فرزند خواندگی قبول کرده است . او در دوران جوانی مجبور می شود با دختر بسیار چاق ، عصبی و مستبد به اسم راسپوتیا ازدواج کند . در ادامه نوربیت با دوست دوران کودکی اش که دختری زیبا به اسم کیت ویلیامز است آشنا شده و به او علاقمند می شود . از سوی دیگر کیت نامزدی ثروتمند و خوش تیپ به اسم دیون دارد اما بتدریج که وقت بیشتری را با نوربیت می گذارند به او علاقمند می شود.
ادی مورفی تقریباً هر نقشی را ایفا میکند، جز خنداندنِ من. این کمدی ساده و سطحی، فیلمهای «کری آن» را هم مثل آثار اینگمار برگمان جلوه میدهد. انصافاً مورفی قابل تطبیق است — که عمدتاً مرهون مهارت تیم گریم نامزد اسکار (۳۳ نفر ذکر شده) است — و نقش شخصیتِ عنوان فیلم، همسر اغراقشدهاش «راسپوتیا» و پدرخواندهٔ چینیاش «وونگ» را بازی میکند؛ همان کسی که...
دیدگاه های کاربران