یک اشتباه، یک جیببر کماهمیت را به هدف تبدیل کرد.
ابتدا باید گفت این فیلم در بدترین زمان ممکن برای تاریخ فرانسه اکران شد. اگر در جای دیگری از دنیا اتفاق میافتاد، احتمالاً کمتر مورد انتقاد قرار میگرفت، اما حملهٔ تروریستی پاریس و تم فیلم شباهتهای زیادی داشتند. منظورم این است که فیلم ربطی به آن حادثه نداشت، اما محتوایش بسیار تأثیرگذار بود و شاید همین...
یک اشتباه، یک جیببر کماهمیت را به هدف تبدیل کرد.
ابتدا باید گفت این فیلم در بدترین زمان ممکن برای تاریخ فرانسه اکران شد. اگر در جای دیگری از دنیا اتفاق میافتاد، احتمالاً کمتر مورد انتقاد قرار میگرفت، اما حملهٔ تروریستی پاریس و تم فیلم شباهتهای زیادی داشتند. منظورم این است که فیلم ربطی به آن حادثه نداشت، اما محتوایش بسیار تأثیرگذار بود و شاید همین دلیل ناکامی تجاری آن باشد. من چندان از این فیلم خوشم نیامد؛ برای من داستان باعث دلسردی شد. نیمهٔ اول نسبت به تروریستها نوعی همدردی نشان میداد که آن بخش را کاملاً دوست نداشتم، اما در حدود سی دقیقهٔ پایانی بهتر شد — نه عالی، اما قابل قبول.
کارگردانی از ساختهٔ مطرحِ «Eden Lake» است. داستان بسیار آشناست، اما طوری تغییر یافته که گویی برای اولین بار روایت میشود. بنابراین بیشتر بخشها قابلپیشبینیاند، اما یک پیچش در آغاز پردهٔ سوم فیلم را جذاب کرد. ریتم فیلم عالی است؛ هر چه جلوتر میرود، حسِ گسترش یافتن ماجرا قویتر میشود، اگرچه این تحولات تا حد زیادی کلیشهایاند. بازیگران عملکرد قابل قبولی دارند و بدلکاریهای نسبتاً خوبی هم دیده میشود. به نظرم فیلمی صرفاً برای گذراندن وقت است و چیز بیشتری نیست. (۶/۱۰)
این موضوع نشان میدهد که میتوان دو بازیگر خوشظاهر را در یک فیلم گذاشت، داستان را در پاریس قرار داد، چند تعقیبوگریز با ماشین و آتشبازی اضافه کرد — و باز هم به یک اثر ضعیف رسید. ریچارد مدن (با تلاش نهچندان موفق برای لهجهٔ نوادایی) نقش «میسون» را ایفا میکند، جیببری کاربلد که ناخواسته در یک بمبگذاری دخیل میشود. دوربینهای مداربسته او را شناسایی میکنند و خیلی زود تبدیل به طعمهٔ «بریار» از سازمان سیا (ایدریس البا) میشود، تا اینکه بریار درمییابد میسون قهرمانِ داستان آنها نیست و بهتر است این دو دست به دست هم دهند تا تروریستهای واقعی را که از آشوبهای شهری برای پنهانکردن اهداف جناییشان سوءاستفاده میکنند، متوقف کنند.
جیمز واتکینز تا حد زیادی توانسته ریتم فیلم را حفظ کند، اما داستان خیلی نازک است و عملاً هیچ شیمیٔ قابلتوجهی میان بازیگران وجود ندارد، حتی بین آن دو و «زوئی» (شارلوت لوبون) که او هم درگیر ماجراست. ظاهر جذاب بازیگران تا حدی به فیلم کمک میکند، اما در مجموع این تریلری معمولی و شبیه ساختههای تلویزیونی است که در بسیاری جنبهها ضعیف عمل میکند. لحن تحقیرآمیز نمایندگان سیا در برخورد با همتایان فرانسوی هم آزاردهنده است — تعجبی ندارد که آمریکاییها همیشه در اروپا خوشآمدنی نیستند! اگر این دو بازیگر قرار است جانشین دنیل کریگ شوند، به نظرم بهتر است روزانهشان را ترک نکنند.
برای آنچه هست، نسبتاً خوب است. «روز باستیل» (یا «سرقت») یک تریلر اکشن سرراست و سرگرمکننده است.
ایدریس البا پیشتر هم در نقشهایی از این دست ظاهر شده، اما در این ژانر همواره بازی محکم و قابلقبولی ارائه میدهد. او و ریچارد مدن لهجههایی دارند که برای کسانی که آنها را بیشتر با لهجهٔ اصلیشان میشناسند، تا حدی حواسپرتکننده است، اما زوج قابلاطمینانیاند؛ شوخیها و لحنِ «دوستی پلیسی»شان (گرچه کمحجم) بهترین نیست.
البا در تیتراژ پایانی هم آواز میخواند که چندان تأثیرگذار نیست — هرچند که میدانم او توانایی موسیقی دارد، اما این قطعه از بهترینهایش نیست.
فیلم عمدتاً قابلپیشبینی است، اما به شیوهای روایت میشود که مرا علاقهمند نگه داشت و از دیدن آن لذت بردم، بنابراین از دید من قابلقبول است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران