این فیلم 20 سال از زندگی شخصیت اصلی داستان، لین، را به طور خلاصه روایت می کند و نشان می دهد که عشق زمان و مکان نمی شناسد و اتفاقاً انسان زمانی عاشق می شود که انتظارش را ندارد..
این فیلم 20 سال از زندگی شخصیت اصلی داستان، لین، را به طور خلاصه روایت می کند و نشان می دهد که عشق زمان و مکان نمی شناسد و اتفاقاً انسان زمانی عاشق می شود که انتظارش را ندارد..
عشق اول و اولین شکست عشقی.
این فیلم نزدیکترین اثر به کمدی رمانتیک نوجوانانه تایلندیِ موردعلاقهام، "A Little Thing Called Love"، است. در واقع چند صحنه تقریباً شبیه به آن هستند، از جمله شخصیتهای اصلی و مثلثِ عشقیِ چهارنفری. پس اگر بگویم نسخه تایوانی آن فیلم اشتباه نیست. فکر میکردم دارم همان داستان را به زبانی دیگر میبینم، اما از تماشای آن خسته نشدم؛ چون داستانِ...
عشق اول و اولین شکست عشقی.
این فیلم نزدیکترین اثر به کمدی رمانتیک نوجوانانه تایلندیِ موردعلاقهام، "A Little Thing Called Love"، است. در واقع چند صحنه تقریباً شبیه به آن هستند، از جمله شخصیتهای اصلی و مثلثِ عشقیِ چهارنفری. پس اگر بگویم نسخه تایوانی آن فیلم اشتباه نیست. فکر میکردم دارم همان داستان را به زبانی دیگر میبینم، اما از تماشای آن خسته نشدم؛ چون داستانِ زیبایی است که میتوانم بارها ببینم و همچنان از آن لذت ببرم.
یادمان باشد این همان فیلم نیست؛ فقط موضوع و حالوهوای مشابهی دارد یا شاید از آن الهام گرفته شده است. این فیلم سهم خودش را در توسعه داستان و شخصیتها دارد. بخش سوم کمی کشدار است، اما پیچش داستان زود در آن بخش رخ میدهد و قصه را کاملاً از آنچه انتظار داشتیم متفاوت میکند. تنها نکتهای که قدیمیکارانه بهنظر میرسید، پایان دوم (منظورم پایانِ زمان حال است، نه بازگشت به گذشته) بود.
در برخی جاها شباهتی میان زندگیام و آن فیلم تایلندی که گفتم یافتم، چون آن نیز بر پایهی داستانِ واقعیِ اولین عشقِ همه ساخته شده بود و این یکی هم همین حس را دارد. بنابراین پیدا کردن تکهای از زندگی خودت در آن کاملاً ممکن است. داستان دختر عادیای است که با یادآوری روزهای مدرسهاش آغاز میشود، وقتی متوجه میشود زندگی موفقش از چشم دیگران متفاوت دیده شده است. این ما را به اوایل دهه نود میبرد؛ مثل هر دختری در مدرسه که دلبستگیاش به خوشتیپترین پسرِ مدرسه پس از دریافت نامهای شوخیآمیز که باید به دیگران منتقل شود، مسیر زندگیش را تغییر میدهد.
«وقتی میگوییم همهچیز خوب است، یعنی خوب نیست.
وقتی میگوییم چاقم، یعنی امید داریم تو بگویی اصلاً چاق نیستیم.»
بدیهی است که این فیلم از دید یک دختر نوجوان روایت میشود. اما من بهعنوان یک عاشق فیلم، همیشه با چنین آثاری مشکلی نداشتهام و بیپروا آنها را میپسندم. اساساً هر فیلمی را تماشا میکنم چون میخواهم همهچیزدانِ سینما باشم، نه اینکه محدود به سن یا هویتم باشم. این فیلم مرا به یاد روزهای مدرسهام میاندازد و احتمالاً برای تو هم همین احساس را ایجاد خواهد کرد. فرهنگ مدرسه در آسیا با اروپا و آمریکای شمالی متفاوت است، اما اگر اهل جنوب، جنوبشرقی یا شرق آسیا باشی، این فیلم برایت آشنا خواهد بود و همین باعث میشود بیشتر از آن لذت ببری.
در چند جا واقعگراییاش کمی از دست رفته و اتفاقاتی میافتد که فقط در فیلمها رخ میدهد، بهویژه همان پایان و صحنههایی که تلاش زیادی برای خندهدار بودن کردند. عشقِ اصلیِ تماشاگران در این فیلم بیشتر به خاطر روایت بازگشتیاش است. پنج دقیقه اول و پنج دقیقه آخر معمولیاند. اجرای بازیگران همه فوقالعاده و روایت کاملاً درگیرکننده است. در این فیلم پیشبینیپذیر بودن مهم نیست، حتی اگر حسِ دژا وو داشته باشی، بلکه مهم این است که فضای بامزه و نوجوانانهاش تو را خوشحال کند. این یک فیلم جوانانهٔ تایوانی است که از زمان "You Are the Apple of My Eye" خیلی دوستش داشتم. اصلاً شبیه فیلم یک کارگردان کمتجربه نیست.
تفریح و لحظات شادِ زیادی دارد، اما از نظر احساسی کمی ضعیفتر است. با این حال در مجموع یکی از بهترین فیلمهای فرارسیدن به بزرگسالی است که تا به حال دیدهام. این فیلم بین جوانان طرفداران زیادی پیدا کرده و آثار فنآرت زیادی در اینترنت دارد. اگر بزرگسال یا مردی بزرگسال هستی، از دیدن این فیلم منصرف نشو؛ سرگرمی باید اولویت باشد و واکنشهای بعدی از درون خودت برمیآید. علیرغم طولانی بودن، ریتمِ انرژیبخشی دارد با موسیقی خوب و صحنههای دلگرمکننده. در کل، توصیهاش میکنم، مخصوصاً اگر از عاشقانههای نوجوانانه خوشت میآید.
۹/۱۰
همانطور که میگویند، اولینات را هیچوقت فراموش نمیکنی.
اولین بار این را وقتی دوازده سالم بود دیدم... امسال نوزده سالم است و هنوز گاهی بهش فکر میکنم. شاید به این خاطر که این فیلم مرا به روزهای سادهتری از زندگیم برمیگرداند، یا شاید به خاطر جنبهٔ رشد و بلوغش. یا خدای من وقتی میگویم همین الآن دلم میخواهد کسی این فیلم را به مغزم تزریق کند، جدی میگویم. پسر بداخلاقی که بهخاطر یک دختر یاد میگیرد زندگی را دوست داشته باشد و برای بهبود خود تلاش کند؟ پسرِ حاضر است هر کاری بکند تا دختر را خوشحال کند، مهم نیست چه و مهم نیست چقدر طول بکشد؟ منو هم حساب کنید!
این فیلم دربارهٔ جوانی، «اگهها»، پشیمانیها، دوستی، اولین عشق و سرنوشت است و همیشه جای ویژهای در قلبم خواهد داشت :’)
کمی اسپویل است، اما اگر به داستانهای «شخص درست در زمان اشتباه» علاقه داری، فیلمی دارم که حتماً دوستش خواهی داشت.
این فیلم را خیلی دوست دارم؛ دو بار برای دیدنش به تایوان رفتم! تا دیدار دوباره، تایوان — برمیگردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران