«میشل پوآكار» ( بلموندو )، مردى جوان، بى قید و بند و بیكار، روزى پلیسى را مى كشد. سپس در پاریس با « پاتریشا فرانچینى » ( سیبرگ )، مهاجر آمریكایى آشنا مى شود. میشل به پاتریشا پیشنهاد مى كند كه با هم به ایتالیا فرار كنند. اما...
«میشل پوآكار» ( بلموندو )، مردى جوان، بى قید و بند و بیكار، روزى پلیسى را مى كشد. سپس در پاریس با « پاتریشا فرانچینى » ( سیبرگ )، مهاجر آمریكایى آشنا مى شود. میشل به پاتریشا پیشنهاد مى كند كه با هم به ایتالیا فرار كنند. اما...
نامزد دریافت ۱ جایزهٔ بفتا — در مجموع ۵ جایزهٔ کسبشده و ۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان993
فیلمی کلیدی از موج نو فرانسه در اواخر دههٔ پنجاه/اوایل دههٔ شصت، نفسبریده (À bout de souffle) با دزدیدن خودروی میشل پویکارد (با بازی ژان-پل بلموندو) آغاز میشود. وقتی او در راه پاریس با سرعت زیاد حرکت میکند و از سوی پلیس تعقیب میشود، مأمور را میکشد. برای جمعکردن پولی که به او بدهکارند و فرار به ایتالیا، در خانهٔ پاتریشیا (ژان سبِرگ)، دختری آمریکایی...
فیلمی کلیدی از موج نو فرانسه در اواخر دههٔ پنجاه/اوایل دههٔ شصت، نفسبریده (À bout de souffle) با دزدیدن خودروی میشل پویکارد (با بازی ژان-پل بلموندو) آغاز میشود. وقتی او در راه پاریس با سرعت زیاد حرکت میکند و از سوی پلیس تعقیب میشود، مأمور را میکشد. برای جمعکردن پولی که به او بدهکارند و فرار به ایتالیا، در خانهٔ پاتریشیا (ژان سبِرگ)، دختری آمریکایی که یکبار با او بوده و از خطرِ موقعیتش بیخبر است، پنهان میشود.
این فیلم یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینماست، بهویژه بهخاطر استفادهٔ آوانگاردانهاش از برشهای جهشی (jump cuts)، پرستش سینمای نوآر آمریکایی و انتقال آن زیباییشناسی به فضایی غیراستعماری، و اشارهها و ارجاعاتش به فیلمهای دیگر و حتی به خودش. گدار نشانههای زیادی میگذارد که میکوشد سنت محافظهکار جریان اصلی سینمای فرانسه را براندازد؛ مثل صحنهای که میشل دستفروشِ مجلهٔ کایِه دو سینِما را پس میزند، یا وقتی پاتریشیا کارگردانی بهنام پروولسکو را مصاحبه میکند که کسی جز ژان-پیر ملویل، رفیق گدار در موج نو، نیست.
نفسبریده، بدون شک، قدیمی بهنظر میرسد. حتی با در نظر گرفتن زمینهٔ تاریخی و نحوهٔ پذیرش آن در زمانهاش، برایم سخت بود که کاملاً مجذوبش شوم و نمیتوانم به فیلم پنج ستارهٔ کامل بدهم — و این در حالی است که طرفدار آثار بعدی گدار هم هستم. با این حال، نکات زیادی برای دوستداشتن دارد. بهویژه دیالوگهای فیلم را میپسندم که از زبان محاورهای و کوچهبازاری فرانسه بهره میبرد؛ زبانی که تا آن زمان برای هنر «مناسب» شمرده نمیشد، بخش زیادی از آن برای پاتریشیا قابلفهم نیست و میشل بعضی جاها آن را توضیح میدهد. از این منظر میتوان فیلم را با رمان زازی در متروِ ريمون کنئو که در همان زمان منتشر شد، مقایسه کرد. آشکارا صراحت جنسی شخصیتهای جوان فیلم ممکن است تماشاگران جوانتر را غافلگیر کند، کسانی که چنین تحول اجتماعیای را به اواخر دههٔ شصت نسبت میدهند.
بلموندو بخش عمدهای از فیلم را در زیرپوش میگذراند؛ پس از اینکه شخصیت «پویکارد/کُواکش» ماشین را میقاپد، مأمورِ تعقیب را میکشد و در نهایت نزد دوست تازهاش پاتریشیا، دانشجوی روزنامهنگاری، پناه میگیرد. پاتریشیا هنوز از عمق مشکل آگاه نیست وقتی میشل میکوشد او را قانع کند که پولی بهزودی برایشان خواهد آمد و باید به ایتالیا بروند. هویت او برای پلیس هم کاملاً ناشناخته نیست و با عکسش که روی صفحهٔ نخست همهٔ روزنامههای پاریس نقش بسته، دستیابی به رؤیای او دشوار بهنظر میرسد — بهویژه که خودآگاهی دقیقی هم ندارد و در شهر بهروشنی در معرض دید همه حرکت میکند.
طبیعتاً دیر یا زود حقیقت برای پاتریشیا روشن میشود — اما او چه تصمیمی خواهد گرفت؟ فیلم اساساً درامی دونفره است و واکنش شیمیایی میان بازیگران با افزایش ضربآهنگ داستان خوب از آب در میآید. شخصیت پاتریشیا جذاب است و بهراحتی میتوان فهمید چرا مجذوب تبهکار مرموز و خوشمشربی میشود که تهدیدی جدیتر از یک کاهوی خیس ندارد. صحنهٔ مصاحبهای که او قرار است نویسندهای بهنام پروولسکو را سوالپیچ کند، جالب است؛ مردی متکبر که از جاودانشدن و مردن سخن میگوید — دیدگاهی که شاید میشل هم از آن برخوردار بوده، هرچند شاید نه دقیقاً به همان شکل.
در پایان باید به تدوین اشاره کرد: بله، شلوغ و نامرتب بهنظر میرسد. آیا این عمدی بوده یا کار یک کارآموز با نوارچسب و تیغ کند؟ هرچه باشد، همین مسئله هم یکی از موضوعات بحثبرانگیز این جنایتدرام متفاوت و سرگرمکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران