«گوندو» ( میفونه ) مدیر تولید یك كمپانى كفش سازى ست. فرزند گوندو را مى ربایند و در قبال آزادی او تقاضاى پول هنگفتى مى كنند؛ اما خیلى زود معلوم مى شود كه به اشتباه فرزند راننده ى گوندو را ربوده اند...
«گوندو» ( میفونه ) مدیر تولید یك كمپانى كفش سازى ست. فرزند گوندو را مى ربایند و در قبال آزادی او تقاضاى پول هنگفتى مى كنند؛ اما خیلى زود معلوم مى شود كه به اشتباه فرزند راننده ى گوندو را ربوده اند...
ابتدا با این فیلم ارتباط برقرار نمیکردم. فضای فیلم کمی مرا یاد اپیزودی از «کلمبو» میانداخت — محیطی استودیویی و سرد که حس محدودییت القا میکرد. اما وقتی قصه اوج میگیرد، یکی از بهترین تریلرهای جناییای است که سالها دیدهام. همهچیز حول آدمرباییِ پسربچهای میچرخد که از صاحب کفشسازی ثروتمندی به نام کینگو گوندو (با بازی درخشان توشیرو میفونه) طلب مبلغ ۳۰ میلیون ین برای...
ابتدا با این فیلم ارتباط برقرار نمیکردم. فضای فیلم کمی مرا یاد اپیزودی از «کلمبو» میانداخت — محیطی استودیویی و سرد که حس محدودییت القا میکرد. اما وقتی قصه اوج میگیرد، یکی از بهترین تریلرهای جناییای است که سالها دیدهام. همهچیز حول آدمرباییِ پسربچهای میچرخد که از صاحب کفشسازی ثروتمندی به نام کینگو گوندو (با بازی درخشان توشیرو میفونه) طلب مبلغ ۳۰ میلیون ین برای آزادکردنش میشود؛ رقمی سرسامآور. اما معلوم میشود کودک ربودهشده، پسر او نیست، بلکه فرزند رانندهاش است. چرا باید او پول بدهد؟ آیا به تصاحب شرکتش ادامه میدهد یا برای نجات «شینئیچی» جوان ورشکستگی را به جان میخرد؟ فیلم در سه بخش تقسیم شده: اول، روند تصمیمگیریِ آیا باید پرداخت کند یا نه و چرایی آن؛ بعد، پلیس باید متهم را دستگیر کند که این بخش با دقتِ موشکافانه اجرا میشود و کوروساوا ما را در جزئیات غوطهور میکند بهجای اینکه صرفاً از آن عبور کند. همین امر روند کارآگاهی را جذابتر میکند، به سرنوشت شخصیتهای پلیس شکل میدهد و شوخیهای تیرهای را نیز وارد ماجرا میکند. در نهایت به پایانبندیای میرسیم که برنامهای کنجکاوانه و تا حدودی قابلتوضیحنبودن دارد: پرسشی از جنس «تو چه میکنی؟»، تصویر تیرهای از سوی کمنامونشانِ فرهنگ پساجنگ ژاپن (از جمله مصرف هروئین) که بندرت میبینیم، و جرعهای انسانیِ تأثیرگذار که داستان مسایل طبیعت انسانی، تربیت و طمع آدمی را بهخوبی دستبهدست میکند. فیلم بر پایهٔ رمانی از اد مکبین است، اما بهخوبی در فضای فرهنگی ژاپن جای گرفته و تبدیل به معمایی جذاب و مفصل میشود که تماشاگر را با خود میبرد.
این تریلر جنایی بهخوبی پرداخت شده و دارای ریسکهای بزرگ است. مخاطرات فیلم برای شخصیتهای اصلی بسیار شخصی است و آنها را در موقعیتی غیرممکن قرار میدهد. بازیها و کارگردانی بسیار محکماند، داستان گیراست و در نهایت فیلمی ساده اما لذتبخش است. کوروساوا دربارهٔ طمع شرکتی مدرن و فقر در ژاپن پس از جنگ نظر دارد و این موضوع را بسیار خوب منتقل میکند.
همیشه برایم شگفتآور است که یک فیلم واحد میتواند از جنبههای بنیادینِ متفاوتی توصیف شود؛ در اینجا هم عناصر متنوعی کنار هم قرار گرفته که هرکدام بهتنهایی اعتبار دارند و برداشتهای متفاوتی بهوجود میآورند. فیلمِ ۱۹۶۳ کوروساوا، که الهامبخش بازخوانیای از سوی دیگران هم شده، داستان تاجر ثروتمندی را دنبال میکند—کینگو گوندو—که در آستانهٔ تصاحب شرکت کفشسازی است و برای انجام معامله باید تمام ثروتش را پای کار بگذارد. درست وقتی میخواهد معامله را ببندد، خبر آدمربایی پسرش میآید و طلبخرجِ آدمربا دقیقاً معادل همان سرمایهٔ لازم برای معامله است. بعد مشخص میشود کودک ربودهشده، پسر رانندهاش است، اما آدمربا همچنان طلب پول میکند و گوندو در بنبستی اخلاقی گرفتار میشود: پول را برای بستن قرارداد استفاده کند یا برای نجات بچهٔ کارمندش؟ در حالی که گوندو با این تصمیم دستوپنجه نرم میکند، تحقیقات پلیسی فشردهای برای یافتن آدمربا و بازپسگیری قربانی و پول آغاز میشود. برخلاف برخی نسخههای دیگر، نسخهٔ کوروساوا کمتر بر جزئیات صِرفِ موقعیت تأکید میکند و بیشتر روی پرسشهای اخلاقیای تمرکز دارد که قهرمان با آنها مواجه است؛ مسائلی که نمادی از شکافهای طبقاتی و اقتصادی در جامعهٔ ژاپناند. در بسیاری جهات، این فیلم بیشتر یک نمایش اخلاقی است—نه تنها دربارهٔ گوندو، بلکه دربارهٔ خلأهای آشکار بین غنی و فقیر، برخوردار و محروم، و حاکم و محکوم. همین ویژگی، و عنوان ژاپنی اصلی فیلم «Tengoku to Jigoku» که عملاً «بهشت و جهنم» معنی میدهد، بهنظرم نامی مناسبتر از عنوان انگلیسی است. شاید در برخی بخشها—بهویژه در اپیزودهای آغازین و هنگام نزدیکشدن به پایان—روایت میتوانست کمی تندتر پیش برود، و رابطهٔ دقیق بین آدمربا و هدفش هم شاید بیشتر پرداخت شود؛ اما موضوعات اجتماعی و فرهنگی فیلم جذاباند و هرچه فیلم جلو میرود، تأثیرشان بر بیننده نیز بیشتر میشود. ترکیب این مضامین با یک پروندهٔ جنایی گیرا، اثری قابلتأمل و درگیرکننده میسازد؛ اثری که شاید بهپای بهترینهای کوروساوا چون «راشومن» یا «ایکیرو» نرسد، اما از آثار عمیق و تفکربرانگیز اوست که بهخوبی به بهشت و جهنمِ درونی و بیرونی انسانها میپردازد و هشدار میدهد که مرز میان آنها چطور میتواند بهراحتی محو شود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران