عده ای مکزیکی در اعتراض به دزدی قانونی زمین های خود توسط تاجران به دادگاه شهر مرزی سینولا حمله می کنند. «جوکید» (ایست وود) نمی گذارد قاضی را بربایند، ولی از دستگیری رهبر مکزیکی ها، «لوییس چاما» (ساکسن) هم سرباز می زند. زمینداری به نام «فرانک هارلن» (دووال) نیز به او پیشنهاد دستگیری «چاما» را می دهد…
عده ای مکزیکی در اعتراض به دزدی قانونی زمین های خود توسط تاجران به دادگاه شهر مرزی سینولا حمله می کنند. «جوکید» (ایست وود) نمی گذارد قاضی را بربایند، ولی از دستگیری رهبر مکزیکی ها، «لوییس چاما» (ساکسن) هم سرباز می زند. زمینداری به نام «فرانک هارلن» (دووال) نیز به او پیشنهاد دستگیری «چاما» را می دهد…
خب، گوزن نمیدانست کجاست و من هم چندان مطمئن نبودم.
گروهی از طرفداران سینهچاک ایستوود معتقدند «جو کید» معنادارتر از آن چیزی است که شهرتش نشان میدهد؛ اما نظرات و امتیازها در فرومهای اینترنتی چیز دیگری میگویند و آن را در ردههای پایینتر وسترنهای ایستوود قرار میدهند. واقعیت این است که با حضور ایستوود در نقش اصلی، رابرت داوال و جان ساکسون در نقشهای مکمل، جان...
خب، گوزن نمیدانست کجاست و من هم چندان مطمئن نبودم.
گروهی از طرفداران سینهچاک ایستوود معتقدند «جو کید» معنادارتر از آن چیزی است که شهرتش نشان میدهد؛ اما نظرات و امتیازها در فرومهای اینترنتی چیز دیگری میگویند و آن را در ردههای پایینتر وسترنهای ایستوود قرار میدهند. واقعیت این است که با حضور ایستوود در نقش اصلی، رابرت داوال و جان ساکسون در نقشهای مکمل، جان استرجز کارگردان و المور لئونارد فیلمنامهنویس، این فیلم باید خیلی بهتر از چیزی که هست میشد.
خلاصه داستان: ایستوود در نقش تفنگکش و جایزهبگیر جو کید ظاهر میشود که بهنحوی خود را در حال کمک به یک زمینخوار ثروتمند و مأمورانش برای تعقیب یک رهبر انقلابی مکزیکی مییابد — احتمالاً مسئلهای مربوط به زمین است. اما وقتی جزئی از گروه تعقیب میشود، کید کمکم در مییابد که تضاد منافع وجود دارد و بزودی یکی از مشکلات پیش رو، انتخاب طرف است.
متأسفانه من موافق آن دسته طرفداران که این فیلم را اثر سوءبرداشتشده میدانند نیستم. فیلم در مسیرش کند پیش میرود و از پسِ فیلمنامهای گیجکننده و از منظر روایت بسیار کمپشتوانه برنمیآید، و در نهایت اوجگیری شخصیتها در پایانی قوی پرداخت نشده است. علاوه بر این، نقش داوال کمنوشته شده و ساکسون در نقشی نامتناسب بازی شده است که اینها از نقاط ضعفاند.
با این حال، فیلمنامه دیالوگهای جالبی دارد، تصویربرداری لوکیشن از نظر بروس سورتس برجسته است و ایستوود بار دیگر حضور جذبکنندهای دارد که تا انتها تماشاگر را متقاعد نگه میدارد. اکشن هم بهخوبی کار شده، از جمله پایانی درخشان که در آن قطار بهعنوان یک سلاح جمعی بهکار میرود، و بعلاوه سلاحهای جالبی هم به نمایش گذاشته میشود. با این حال حس میشود باید پیچیدگی بیشتری نشان داده میشد و زمان اجرا که فقط حدود یک ساعت و بیست دقیقه است، بهنظر میرسد نیمساعت فیلم اضافه میطلبید. امتیاز: 6/10
«جو کید» فیلمی قابلقبول است. هرچند بهترین اثر کلینت ایستوود نیست اما نقش او کافیست مخاطب را سرگرم کند. رابرت داوال هم در نقشی مهم حضور دارد — جالب اینکه همان سال در «پدرخوانده» هم بازی کرد. دیگر بازیگران چندان شاخص نیستند؛ حتی جان ساکسون که در نقشی نامتناسب به نظر میرسد. داستان ساده است و خوشبختانه بهخاطر زمان کوتاه حدود ۹۰ دقیقه کش نمیآید. یک سکانس بامزه هم با قطار وجود دارد. در مجموع، برای من کافیست.
وسترن «گمشده» ایستوود با داوال و ساکسون: در جنوبغرب ایالات متحده، سال ۱۹۰۲ یک سرمایهدار زمینخوار (رابرت داوال) یک جایزهبگیر سابق (کلینت ایستوود) را برای تعقیب رهبر مکزیکیای که به بیعدالتی اعتراض میکند (جان ساکسون) استخدام میکند؛ آن رهبر بههمراه مردمش در نواحی مرتفع مخفی شده است. دان استراود هم در نقش یکی از سرسپردگان خودنما حضور دارد.
«جو کید» (۱۹۷۲) معمولاً یکی از وسترنهای ضعیفتر ایستوود دانسته میشود، هرچند از نظر من سرگرمکنندهتر از آن سهگانه اغراقشده سرجیو لیونه است. فیلم بازیگران قابلتوجه، موسیقی عالی و لوکیشنهای زمخت و زیبایی دارد و کارگردانیاش هم بر عهده جان استرجز است که آثار خوب (یا نزدیک به خوب) دیگری مثل «قانون و جیک وِید»، «چینو» و «عقاب فرود آمده» دارد.
درست است که گفته میشود استرجز هنگام فیلمبرداری با مشکل الکلیسم دستوپنجه نرم میکرد و در پرده دوم داستان کمی سرگردان میشود، اما فیلم بهعنوان یک کل کار میکند و همهچیز برای اوج به هم میپیوندد. در برنامهریزی اولیه، «چاما»—دزدِ ساکسون—قرار بود قهرمانتر باشد، اما با آمدن ایستوود نقش جو کید به قهرمان سرگرمکننده و بیباک تبدیل شد که رابط میان دو نیروی رقیب است.
چیزهای زیادی غیرقابلپیشبینی هستند: از لباسها و اسلحههای جالب تا پیچ و تابهای عجیب داستان و شیوههای بامزهای که قهرمان خودش را در موقعیتهای دشوار قرار میدهد و از آنها بیرون میآید؛ مانند سکانس نردبان/دریچه، صحنه تاب دادن کوزه آب، تقابل تکتیراندازها و سفر عجیب قطار. نقشهای زنانه را استلا گارسیا (هلن) و لین مارتا (الما) ایفا میکنند. هر کسی که طرفدار دیگر وسترنهای ایستوود باشد، چیزهای زیادی برای دوست داشتن در این فیلم خواهد یافت. مدت فیلم ۱ ساعت و ۲۸ دقیقه است و در اولد توسان و بیابان سونوران آریزونا و آلاباما هیلز و جنگل ملی اینیو در کالیفرنیا فیلمبرداری شده است. درجه: B+
وقتی کشاورزان مکزیکی زیر رهبری «چاما» (جان ساکسون) از دست دزدی زمینهایشان توسط گرینگوها صبرشان لبریز میشود، خودشان دست به کار میشوند و دشمنی «هارلان» فرصتطلب (رابرت داوال) را برمیانگیزند. در این میان «کید» (کلینت ایستوود) که بیشتر ترجیح میدهد زندگی را از ته یک بطری نگاه کند، درگیریهایی با قانون داشته و بیمیل به عضویت در گروه نیست اما بهسرعت او (و ما) درمییابیم که او روی اسب اشتباهی سوار شده چون خشونت بیضابطه رئیس جدیدش حالش را به هم میزند. پیوسته مورد آزار و تحریک «لامار» (دان استراود) قرار میگیرد و کمی هم از هلن (استلا گارسیا) خوشش میآید—البته نه بهصورت عاشقانه—پس مشخص است که کید قرار نیست خیلی قابلاعتماد برای تیم «هارلان» باشد.
مشکل من با فیلم قابلپیشبینی بودنش بود. از همان ابتدای نمایش تقریباً مشخص است که شخصیتها چه مسیرهایی را طی خواهند کرد و اگرچه در جریان داستان بازیگوشیهایی هست که کید به تدریج موازنه را به هم میزند، پایانبندی انگار از پیش نوشته شده است. فیلم از لحاظ بصری خوب است و هم داوال و هم ایستوود در این ژانر که دیالوگ نقش کمتری نسبت به اکشن و تصویربرداریهای بزرگ دارد، طبیعی به نظر میرسند — در این فیلم پسزمینههای پر برف بخش بزرگی از چشماندازها را تشکیل میدهند. این فیلم واقعاً برجسته نیست، اما محکم است، اتفاقات زیادی در آن رخ میدهد و وقت را بهخوبی پر میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران