نامزد دریافت ۱ جایزه اسکار؛ ۱ جایزه و در مجموع ۸ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان6676
وقتی بچه بودم این فیلم را خیلی دوست داشتم. اما وقتی بزرگتر شدم و دوباره دیدمش، دیگر آن جذابیت گذشته را نداشت. قبل از بازبینی، تنها صحنهی سوم فیلم را خوب به خاطر داشتم و احتمالاً تنها چیزی که از فیلم در ذهنم میماند همان است. بهنظرم دو صحنه سرگرمکننده دارد: پایان فیلم و لحظهای که کروئلا دویل دوباره به چهرهی شرور خود بازمیگردد. گلن...
وقتی بچه بودم این فیلم را خیلی دوست داشتم. اما وقتی بزرگتر شدم و دوباره دیدمش، دیگر آن جذابیت گذشته را نداشت. قبل از بازبینی، تنها صحنهی سوم فیلم را خوب به خاطر داشتم و احتمالاً تنها چیزی که از فیلم در ذهنم میماند همان است. بهنظرم دو صحنه سرگرمکننده دارد: پایان فیلم و لحظهای که کروئلا دویل دوباره به چهرهی شرور خود بازمیگردد. گلن کلوز تنها نکتهی درخشان فیلم است. اگر تا به حال این فیلم را ندیدهاید، لازم نیست دنبال دیدنش بگردید.
فیلم کلاسیک والت دیزنی، 101 Dalmatians، هرچند بر اساس کتابی قدیمیتر ساخته شده و کاملاً بدیع نیست، اما شخصیتهای آن—بهویژه پونگو و پردی—به محبوبیت قابلتوجهی رسیدهاند. تماشاگر حتماً از تولههای دوستداشتنی مثل لاکی، پنی، پَچ و فِرِکلز دل خواهد برد.
انیمیشن فیلم عالی است و موسیقی بهاندازهای به کار رفته که داستان را تحتالشعاع قرار ندهد، اما همانقدر به ما آهنگ خاطرهانگیز کروئلا دویل را هدیه میدهد. خودِ کروئلا شخصیتی نمادین و اغراقآمیز است و هوراس و جاسپر هم به تکمیل دینامیک فوقالعادهی این سهگانه کمک میکنند.
فیلم از ابتدا تا پایان دلپذیر است؛ یک کلاسیک تمامعیار که در گیشه موفق شد و از دستاوردهای والت دیزنی محسوب میشود. آثار لایو-اکشن بعدی بر پایهی این کارتون—مثل 101 Dalmatians و 102 Dalmatians—رویکرد تازهای به داستان ارائه میدهند و نمایش گلن کلوز از کروئلا در آنها بهویژه برجسته است. گرچه ممکن است فیلمها چند نقص روایی داشته باشند، باز هم پُر از سرگرمی درجهیکاند. دنبالهها و سریهای مرتبط، از جمله قسمتهایی که ماجرای پَچ را در لندن دنبال میکنند، بعد تازهای به داستان محبوب اضافه میکنند؛ هرچند شاید به بلندی یا عمق نسخهی اصلی نرسند، اما برای طرفداران مجموعه ارزش دیدن دارند. در مجموع، این مجموعه از دیدن لذت میبخشد و داستان پَچ لایهای اضافی از سرگرمی به دنیای دوستداشتنی سگهای خالدار میافزاید.
قانون نانوشتهای در هالیوود هست: اگر فیلمی موفق شود، دنبالهاش ناگزیر است. اما چه زمانی صرفاً گذاشتن یک شماره روی عنوان و بازیافت یک شرور نمادین، تولید یک فیلم جدید را توجیه میکند؟ وقتی نشستم تا دوباره جهان سگهای دیزنی را ببینم، امیدوار بودم همان جذابیتی را که نسخهی اول را به یک کلاسیک فوری تبدیل کرد، پیدا کنم. در عوض با فیلمی روبهرو شدم که بیشتر سروصدا دارد و کممایه است؛ تلاش دارد بین نوستالژی و ایدههای تکراری تعادل پیدا کند و در این کار شکست میخورد. آیا یک کمد لباس خارقالعاده و چند تولهی بامزه میتوانند یک فیلم تقریباً دو ساعته را تحمل کنند؟ متأسفانه پاسخ پیچیده و ناامیدکننده است.
اگر یک چیز مانع از تبدیل شدن فیلم به فاجعهی کامل میشود، اجرای تمامعیار گلن کلوز است. باید تحسین کرد که او چگونه با اجرای شیرین و شریرانهاش تمام صحنهها را میبلعد و حتی برای یک لحظه هم از نقش بیرون نمیآید. جدا از بازی، لباسهای ظریف و بافتدار طراحیشده توسط آنتونی پاول نهفقط به پرستیژ شرور میافزایند، بلکه بیننده را متقاعد میکنند که او واقعاً خود را از ما «فانیان» برتر میداند. مشکل این است که درخشش کلوز بهقدری زیاد است که تاریکی و بیروحی بقیهی فیلم را بیشتر نمایان میکند.
در توانایی کارگردان، کوین لیما، برای خلق فیلمی لایو-اکشن که سگها در آن تقریباً هوش و احساس انسانگونه نشان میدهند، نکات قابلتحسینی هست و آن دلگرمی کلاسیک دیزنی را بازمیگرداند. اما دربارهی بازیگران انسانی اینطور نیست؛ بازنگشتن بیشتر بازیگران اصلی ناامیدکننده است. جای آنها را ایوان گرافود و آلیس اوونز پر کردهاند که تنها حداقلی از خوبی را برای متعادلکردن شرّ کروئلا ارائه میدهند و روی صفحه تا حدودی کمرمقاند. رابطهی عاشقانهی بین آنها سطحی و سریع فراموششدنی است و به محض آنکه سگها وارد قصه میشوند توجه را از آنها میگیرد.
نکتهی دیگر انتخاب ژرار دوپاردیو در نقش طراح فرانسوی ژان-پیِر لو پِلت است که گاهی به کاراکتری کارتونگونه نزدیک میشود. بازی او آنقدر اغراقآمیز است که بعضیوقتها از طنز به سطح ناخوشایند و درخشان میلغزد. ممکن است در چند لحظه موجبات خندهی سادهی کودکان را فراهم کند، اما در کل حضورش صرفاً تلاش ناموفقی برای پُرکردن خلأ کمبود آدمهای شرور کاریزماتیکتر بهنظر میرسد.
تولههای دالمیشن قلب این مجموعه هستند، بهویژه تولهی بیخال و بامزه، آُدبول. با این حال فیلمنامه تلاش میکند با آوردن حیوانات جدید برای فراهمکردن کمدی، انرژی بیشتری به فیلم تزریق کند؛ مانند «ودلزوُرث» ماکائو که خود را راتوایلر میداند. ایدهی پرندهای با بحران هویتی روی کاغذ خلاقانه است، اما در پرده تبدیل به حواسپرتی پرسروصدا میشود. پرکردن بیش از حد فیلم با شخصیتهای غیرسگرَنگ، زمان ارزشمند صفحه را از ستارههای اصلی میگیرد و قصهی اصلی را رقیق و حوصلهی بزرگترها را آزمایش میکند.
از نظر فنی، فیلم محصول دورهای گذار در جلوههای تصویری است. از یک سو طراحی صحنهها و دکورهای عملی جذاب و زندهاند — مثل لانهی صنعتی کروئلا و آپارتمان شیک او — اما از سوی دیگر CGI فیلم بهخوبی تاب نیاورده است. تکنیکهایی که برای پاککردن خالهای آدبول یا متحرکسازی صحنههای اغراقشده استفاده شده، با جذابیت ملموس و واقعی لایو-اکشن 1996 بهخوبی همخوانی ندارند. نتیجه یک بستهی دوگانه است: طراحی صحنهها جذاب است، ولی استفادهی افراطی از CGI ابتدایی همواره غوطهوری را میشکند و جادو را خراب میکند.
بزرگترین گناه 102 Dalmatians نبودِ خلاقیت است. نقد اصلی من به فیلمنامه این است که صرفاً بازتکرار خستهکنندهای از فرمول فیلم اول است، بهطوری که دنباله بیشتر شبیه تلاشی تجاری برای دوشیده شدن فرنچایز به نظر میرسد. قصه کمعمق و بدون الهام است و برای بزرگترها که با کودکانشان تماشا میکنند، اغلب خستهکننده و آزمون صبر است.
کارگردانی در یافتن لحن مناسب فیلم ناکام مانده و آن را به یک ترنهوای نامطبوع تبدیل کرده است. از یک سو کمدی فیزیکی اغراقشده زیادی هست — افتادنها و صحنههای مسخره — که به مخاطب احترام نمیگذارد؛ از سوی دیگر فیلم در پردهی سوم بهطرز شگفتآور و ناخوشایندی خشن میشود. صحنههایی که شامل کورههای صنعتی و ماشینهای برشاند برای فیلمی با ردهبندی خانوادگی (G) بیش از حد شدید و تاریکاند و ممکن است کودکان کوچکتر را بترسانند. این نوسان روایی عجیب باعث میشود فیلم نتواند با هیچیک از مخاطبان هدفش بهدرستی ارتباط برقرار کند.
در نهایت، 102 Dalmatians فیلمی است که صرفاً با جلوههای ظاهری شرور و جذابیت حیواناتش سرپا مانده و در ارائهی داستانی که وجودش را توجیه کند شکست میخورد. فیلمنامه ضعیف، لحن نامتعادل و شخصیتهای انسانی قابلاعتمادِ کم، آن را به سرگرمیای گذرا و فراموششدنی تبدیل کردهاند. با این حال تجربهی تماشای فیلم امری سلیقهای است؛ پیشنهاد میکنم خودتان تماشا کنید و ببینید آیا درخشش کارتونی گلن کلوز برای پوشاندن ضعفهای کارگردانی کافی است یا نه — بهترین نقد، همان نگاهی است که پس از خاموش شدن تیتراژ به آن میرسید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران