با تلاش بسیار تیم فنی همانند گذشته در کنار شما هستیم !
2 هفته قبل
🧩🔥 وقتی صدای اکثریت میتواند خطرناک باشد…
قسمت 8 فصل 1 Pluribus
تصمیمهایی که گرفته میشوند، دیگر قابل بازگشت نیستند. آمادهای برای تغییر بازی؟ 🎬⚡
1 ماه قبل
🎬 Eşref Rüya – Season 1 | Episode 25
🔥 اوج تنشها، رازهایی که بالاخره برملا میشوند و تصمیمی که میتواند همهچیز را تغییر دهد… این قسمت نفسگیر را از دست نده!
🇹🇷✨ از این به بعد فیلمها و سریالهای ترکیهای را در بلبلجان
📺 کاملاً بهروز تماشا کن و
⏰ هیچ فیلم و سریالی را از دست نده!
1 ماه قبل
📲 Pluribus – قسمت ۷ آماده شد!
⚡ مارا به حقیقت ممنوعه نزدیک میشه و یک افشاگری بزرگ همهچیز رو میلرزونه!
مخترع و دانشمند "الکساندر هارتجن" مصمم است تا ثابت کند که سفر در زمان ممکن است.یک اتفاق ناگوار در زندگی او باعث می شود تا او تصمیم بگیرد گذشته را تغییر دهد.هنگام تست تئوریهای خود به وسیله ماشینی که اختراع کرده او به 800000 سال در آینده سفر می کند و...
مخترع و دانشمند "الکساندر هارتجن" مصمم است تا ثابت کند که سفر در زمان ممکن است.یک اتفاق ناگوار در زندگی او باعث می شود تا او تصمیم بگیرد گذشته را تغییر دهد.هنگام تست تئوریهای خود به وسیله ماشینی که اختراع کرده او به 800000 سال در آینده سفر می کند و...
برخی جنبههای جالب و حتی جاهطلبانه وجود داشت، اما این تریلر علمی-تخیلی بسیار ناپایدار بود و جلوههای بصری آن نیز نوسان داشت؛ از یک طرف برخی از آنها در زمان خود قابل توجه بودند (حال ۲۰ سال از آن میگذرد) و از طرف دیگر خیلی ضعیف به نظر میرسیدند. از نکات مثبت، گای پیرس در نقش اصلی خوب بود. این فیلم همچنین من را به...
برخی جنبههای جالب و حتی جاهطلبانه وجود داشت، اما این تریلر علمی-تخیلی بسیار ناپایدار بود و جلوههای بصری آن نیز نوسان داشت؛ از یک طرف برخی از آنها در زمان خود قابل توجه بودند (حال ۲۰ سال از آن میگذرد) و از طرف دیگر خیلی ضعیف به نظر میرسیدند. از نکات مثبت، گای پیرس در نقش اصلی خوب بود. این فیلم همچنین من را به یاد زمانی انداخت که اورلاندو جونز در تعداد زیادی فیلم حاضر بود (۱۸ فیلم بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴). نمیدانم، این فیلم مرا سرگرم کرد. **۳.۰/۵**
نمیدانم چگونه به این یکی نزدیک شوم.
"ماشین زمان" یکی از آن داستانهاست که با خواندن دوبارهاش، یادآوریهای زندهای به ذهنم میآورد. یکی از بهترین دوستانم در دبیرستان آن را به من قرض داد و من آن را به مدت یک ماه در کولهپشتیام نگه داشتم و سپس... وقتی که به سفر علمی به اتاق تجارت رفتیم، آن را بیرون کشیدم و در طول سفر با قطار خواندم.
این یکی از آن داستانها بود که آنقدر کوتاه بود که میتوانستم در یک ساعت و پانزده دقیقه بین شهر کوچکمان و شیکاگو به سرعت آن را بخوانم. تا به امروز، هر بار که به آن برمیگردم، مرا به سال ۱۹۹۷ برمیگرداند و به یاد دارم که آن را در زمانی تمام کردم که قطار ایستاد و به یاد دارم که به درون شهر شلوغ وارد شدم و احساس کردم در دنیای دیگری هستم. داستان آنقدر مرا از واقعیت دور کرد که شیکاگو به نظرم غیرقابل تحمل آمد.
و سپس آن را به فیلم تبدیل کردند، یک بازسازی از یک فیلم، و وقتی که آن را تماشا کردم، نمیدانم، آن حس بودن در یک دنیای کاملاً متفاوت که کتاب به من داد را نداشتم...
به نظر من، فیلم باید به نوعی به آن تجربه نزدیک میشد. یا حداقل باید همان احساسی را به من میداد که وقتی از یک فیلم بیرون میآیید و متوجه میشوید باران باریده، احساس میکنید.
این یک داستان جالب است و ماشین زمان نتوانست مرا مانند کتاب از واقعیت دور کند. نمیتوانم کمک کنم اما احساس میکنم که این فیلم شایسته بهتری بود.
احساس میکردم که دارم یک فیلم میبینم و به صراحت بگویم، همان حسی را به من میداد که کینگ کنگ جکسون داشت؛ احساس میکردم که تلاش میکند و به طرز وحشتناکی شکست میخورد.
احساس "بیاحساسی" داشتم و این بعد از هیجان ورودی به آن بود. من در سال ۱۹۹۷ آن را خواندم و آنها در سال ۲۰۰۲ فیلمی ساختند و انتظار داشتم همان احساس را داشته باشم. مدت زیادی منتظر مانده بودم.
بنابراین، نمیدانم، شاید به خاطر اینکه داستان آنقدر بر من تأثیر گذاشت، خیلی سختگیرانه با آن برخورد میکنم. بار اولی که آن را خواندم، به یک دنیای دیگری میبرد و حالا به عنوان یک بزرگسال، مرا به سال ۱۹۹۷ و دبیرستان و آن سفر یک ساعت و پانزده دقیقهای به شیکاگو میبرد.
در نهایت، ممکن است این فیلم به طور متوسط خوب باشد، اما من آن را دوست ندارم چون داستان در اولین بار که با آن مواجه شدم، تأثیر عمیقی بر من گذاشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
عالی این فیلم پرفکت