داستان خانوادهای که دعوت میشوند تا آخر هفته را در خانهای دور افتاده در حومه شهر بگذرانند اما متوجه میشوند خانوادهای که آنها را دعوت کردهاند رازهای شومی دارند و...
داستان خانوادهای که دعوت میشوند تا آخر هفته را در خانهای دور افتاده در حومه شهر بگذرانند اما متوجه میشوند خانوادهای که آنها را دعوت کردهاند رازهای شومی دارند و...
«Speak No Evil» بهطرز قابلتوجهی خوب ساخته شده است.
از همان ابتدا حس ناخوشایندی داشتم؛ چون مسیر کلی فیلم تا حدی قابل پیشبینی بود، ولی این پیشبینی هرگز از شدت حس ناآرامی که تمام فیلم را فرا گرفته کم نمیکند. هنگام تماشا گاهی به نظرم میرسید فیلم کمی کش آمده، اما تا پایان تیتراژ کاملاً مجذوب آنچه دیده بودم شدم.
جیمز مکآوی برجسته است. از دیگر آثار...
«Speak No Evil» بهطرز قابلتوجهی خوب ساخته شده است.
از همان ابتدا حس ناخوشایندی داشتم؛ چون مسیر کلی فیلم تا حدی قابل پیشبینی بود، ولی این پیشبینی هرگز از شدت حس ناآرامی که تمام فیلم را فرا گرفته کم نمیکند. هنگام تماشا گاهی به نظرم میرسید فیلم کمی کش آمده، اما تا پایان تیتراژ کاملاً مجذوب آنچه دیده بودم شدم.
جیمز مکآوی برجسته است. از دیگر آثار او میدانستم که توانایی نقشآفرینی در نقشهای هراسآور و آشفته را دارد—مثلاً در «اسپلیت» و حتی به طرز عجیبی در «تاریخچه نارنیا» که اولین ظهورش بهعنوان آقای تامنوس هم برایم دلهرهآور بود.
مکنزی دیویس هم تأثیرگذار است، و اسکات مکنِیری و ایشلینگ فرانچیوسی هم بهدرستی نقشش را ایفا میکنند؛ بازیگران جوانتر، آلیکس وست لفلر و دن هو نیز خوباند. صحنهٔ پایانی با دن بسیار تأثیرگذار است؛ انتظار داشتم آن صحنه کمی فرق کند، اما رفتاری که دیدیم غیرمنتظره اما مسلماً خوشایند بود.
بدون شک در آینده نسخهٔ دانمارکی اصلی را هم تماشا خواهم کرد.
---
چند نفر را در تعطیلات ملاقات کردهاید و قول دادهاید بعدها به دیدنشان بروید؟ برای من همیشه مثل اوزو یا متاکسا است—بهتر است در همانجا مصرف شود و بعد از برگشتن سفر اغلب ایدهٔ خوبی نیست. خانوادهٔ دالتون کمی در بلاتکلیفیاند. بن (اسکات مکنِیری) تازه از آمریکا به لندن نقلمکان کرده و شغلش را از دست داده، همسرش لوئیز (مکنزی دیویس) تلاش میکند مثبت بماند و دخترشان اِگّی (آلیکس وست لفلر) یازدهساله و بیشازحد دلبسته به خرگوش عروسکیاش است. آنها قبول میکنند که یک هفته را با دوستان تعطیلاتی تازهشان بگذرانند و به خانهٔ دورافتاده و پرانرژی پدی (جیمز مکآوی)، همسرش سیارا (ایشلینگ فرانچیوسی) و پسر لالشان آنت (دن هو) میروند. اول همهچیز خوش و خرم است—هرچند وضعیت خوابیدن چندان جالب نیست—اما کمکم مشخص میشود که همهچیز در این محیط ایدئال آنطور که بهنظر میرسد نیست. وقتی آنت جوان راز تهدیدآمیزی را به اِگّی منتقل میکند، میهمانان دچار وحشت میشوند و تصمیم میگیرند نیمهشب فرار کنند. البته کار آنقدرها آسان نیست و سازگاری و زیرکی تبدیل به کلیدواژههای خانواده میشود، چون اوضاع بسیار خطرناکتر میشود. فیلم در بیست دقیقهٔ پایانی جان میگیرد، هرچند این قسمتها کمی به دور از واقعیتاند، ولی بقیهٔ فیلم درواقع صرفاً محلی برای درخشش مکآوی است. انصافاً او در نهایت تلاش قابلقبولی ارائه میدهد، اما ما زمان زیادی صرف آمادهسازی آن نقطهٔ اوج میکنیم. پیشدرآمد و بخشهای مربوط به تعطیلات و خانهٔ روستایی داستان را خیلی کند و پرپیچوخم جلو میبرد و برای تقریباً دو ساعت فیلم توجه لازم را حفظ نمیکند؛ شخصاً فکر میکنم احتمال اینکه این آدمها اصلاً از اول دوست شده باشند بهاندازهٔ خانهٔ پدی دور از ذهن است. بههرحال دیدنی است، ولی متأسفانه چیز چندان بهیادماندنیای نیست.
---
«Speak No Evil» شاید به عمق تاثیرگذار نسخهٔ دانمارکی نرسد، اما رویکردی در دسترستر و تجاریتر ارائه میدهد.
تغییرات در داستان و لحن ممکن است طرفداران روانشناسانهٔ ۲۰۲۲ را دوقطبی کند، اما اجرای درخشان بازیگران—بهویژه جیمز مکآوی که مسحورکننده است—و دینامیک پیچیدهتر میان شخصیتهای مرکزی مؤثرند. بررسی موضوعیِ مؤدببودن و فشارِ پیروی از هنجارهای اجتماعی، حتی وقتی با حفظ امنیت فردی در تضاد است، همچنان قابلتأمل باقی میماند، هرچند شایستهٔ اعتبار اصلی نسخهٔ دانمارکی است.
برای کسانی که تجربهٔ «نرمتر» از نظر خشونت عاطفی و فیزیکی را ترجیح میدهند، این بازسازی نسخهای معتبر است که هرچند از اصل پیشی نمیگیرد، اما تجربهٔ متمایزی برای مخاطب فراهم میکند. در نهایت هر دو نسخه میتوانند کنار هم وجود داشته باشند و برای بینندگان مختلف جذاب باشند؛ یکی را انتخاب کنید یا بهتر است هر دو را ببینید.
امتیاز: B+
---
اگرچه «Speak No Evil» شما را دائماً روی لبهٔ صندلی نگه نمیدارد، هیچ اجرای دیگری در این سال به اندازهٔ تبدیل غیرمنتظرهٔ جیمز مکآوی به یک هیولای دراماتیک ترسناک نیست.
---
قابل تماشاست، یکبار دیدن کافی است.
نسخهٔ دانمارکی را دیده بودم، پس داستان را میدانستم؛ با این حال کنجکاو بودم ببینم این نسخه چطور ساخته شده. بهنظرم بهتر از نسخهٔ اصلی اجرا شده، اما کلیت داستان ضعیف و پر از اشکالات است. دختر کوچک و پدر ضعیفش آزاردهندهاند. اگر داستان را نمیدانید، میتوانید یکبار برای تفریح ببینید—فیلم پاپکُرنی.
---
دقیقاً نسخهٔ قبلی را بهیاد نمیآورم اما قبلاً دیدهام. بازیگران کارشان را خوب انجام میدهند؛ از دیدن اجرای آنها لذت بردم. راسل کرو وزن زیادی کم کرده و کیم بیسینگر بلد است چطور با یک چکش کار کند. در پایان فیلم کمی کشدار شد و من صحنههای زیادی از دویدن داخل خانه را حذف کردم. کشش و تنش فیلم در پایان کم میشود و یکنواخت میشود. اگر نسخهٔ قبلی را ندیدهاید و این را دوست دارید، فکر میکنم اشکالی ندارد—من خودم هم از آن خوشم آمد.
---
نسخهٔ اصلی را دیدهام و آن یک شاهکار بود؛ قطعاً ۱۰ از ۱۰. تصمیم گرفتم این بازسازی را هم ببینم و آن هم شاهکار است، اما یک تفاوت بزرگ وجود دارد—پایانها در این دو فیلم متفاوتاند؛ یکی پایان خوش و دیگری پایان غمانگیز دارد. دلیل امتیاز بالای هر دو برای من داستان عالی است؛ قصهای جذاب و پرتنش که هر لحظهاش مملو از تنش و ناراحتی است. بازیها هم فوقالعادهاند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران