«برای مدت طولانی حقیقت نداشت»
فقط یکبار آن را دیدم و جرأت ندارم دوباره تماشا کنم. به دلایلی آن روز—بعدازظهر یک یکشنبه در سال ۱۹۹۳—فیلم در سینمایی نیمهمتروکه و پر از حالوهوای برلِسک در گرَنوویل استریت ونکوور پخش میشد، جایی که معمولاً مردان مست برای رهاسازی شهوتشان وارد میشدند. (کمتر از سهم اینترنت پورن برای «پاکسازی» خیابانها تشکر شده است). آن زمان ریچارد لینکلیتر آدم مشهوری...
«برای مدت طولانی حقیقت نداشت»
فقط یکبار آن را دیدم و جرأت ندارم دوباره تماشا کنم. به دلایلی آن روز—بعدازظهر یک یکشنبه در سال ۱۹۹۳—فیلم در سینمایی نیمهمتروکه و پر از حالوهوای برلِسک در گرَنوویل استریت ونکوور پخش میشد، جایی که معمولاً مردان مست برای رهاسازی شهوتشان وارد میشدند. (کمتر از سهم اینترنت پورن برای «پاکسازی» خیابانها تشکر شده است). آن زمان ریچارد لینکلیتر آدم مشهوری نبود؛ فقط همان کارگردانِ سازندهٔ Slackers، برای آنچه من میدانستم فرزند ناخلفِ جیم جارموش و کریسی هایند بود. هیچکدام از نشانهها نشان نمیداد او روزی قرار است ما را به بویهود برساند. با یک دوست بهطور اتفاقی رفتم و با احساسی شبیه خوشیِ توهمزا بیرون آمدم. حیرتزده شدم. گفتم اینها را میشناسم! خواستم بیوقفه از آن ستایش کنم، اما دوستم همان حس را نگرفت. (اگرچه ماهها بعد در مهمانی کریسمس جمعی از منحرفان، او نمیتوانست از پخش موسیقی متن دست بردارد). شاید تقصیر من بود. ولی دقیقاً همانطور بود که دبیرستان دههٔ هفتاد را به خاطر داشتم. آیا همهاش توهم بود؟ راستش بیشتر اوقات مست بودم، اما همهچیز بهطرزی درخشان توجیه شده بود. تنها چیزی که کم داشت کمی پینک فلوید و مقدار زیادی لِد زپلین بود، همانطور که در عنوان اشاره شده. Dazed & Confused تنها بهترین فیلم دربارهٔ دبیرستانِ دههٔ ۱۹۷۰ نیست؛ بهترین فیلم دربارهٔ دبیرستان است، بهترین فیلم دربارهٔ دههٔ ۱۹۷۰ است، و شاید بهترین فیلم دربارهٔ بلوغ پسران هم باشد (بله، نظر شخصی من است). جرأت ندارم دوباره ببینم، چون نگرانم حبابِ خاطراتِ دستنخوردهام ترکیده و عشق و تحسینم نسبت به آن همیشه خراب شود. یا شاید هم همان سینمای نیمهمتروکه است که برایش حس نوستالژیک دارم؟ هر چه باشد، مجبورم دوباره تماشا کنم، احتمالاً بهزودی، وقتی لینکلیتر بالاخره همان تشریفات فرش قرمز و نشانهای طلایی را که مدتها شایستهاش بوده دریافت کند.
اثر دومِ لینکلیتر واقعاً محکم است. بهویژه ادای احترامی که به هیچکاک کرد را دوست داشتم.
«روز آخر مدرسه، اما این تازه شروعِ کار است!»
اعتراف میکنم این فیلم را بعد از تماشای Everybody Wants Some!! از همان کارگردان دیدم. چون آن فیلم را دوست داشتم و شنیده بودم که دنبالهٔ معنوی این فیلم است. پس دلیلم همین بود. معمولاً عاشق فیلمهای نوجوانیِ دهههای ۸۰ و ۹۰ هستم؛ نمیتوان آنها را با ساختههای امروز مقایسه کرد. این فیلم از آستانهٔ نسلی قبل از من است، اما خیلی بیشتر از سوی دیگرِ بازهٔ زمانی با آن ارتباط مییابم. بنابراین خیلی آشنا حس میکردم و از آن لذت بردم.
فیلم بر روز آخر مدرسه تمرکز دارد. صحنهها از بعدازظهر و کلاس آخر آغاز میشود و سپس به شب میرود، جایی که دبیران یک مهمانی ترتیب دادهاند که وقتی والدین مشکوک میشوند، افول میکند. بین دانشجویان تازهوارد و سال آخرها سنّتهایی وجود دارد. بعضیها فرار میکنند، اما کسانی که گیر میافتند تلاش میکنند راه فرار پیدا کنند. نه برای همه؛ بعضیها بهترین زمانِ دورانِ دبیرستانشان را تجربه میکنند. اینکه چه کسی چه چیزی به دست میآورد و شب هر کس چطور تمام میشود در ادامهٔ فیلم معلوم میشود.
در این فیلم میتوان برخی از نامهای بزرگ سینمای امروز را در یک فیلم ۲۳ ساله دید: متیو مککانهی، میلیا جوویچ، بن افلک و بسیاری دیگر. هرچند فیلم روی یک شخصیت خاص متمرکز نمیشود و تا پایان هم بیطرف میماند، اما داستان روز آخر مدرسه را دربارهٔ افراد و نیات آنها بازگو میکند. لزوماً جوان بودن شرط لذت بردن نیست؛ این فیلم برای همه جواب میدهد. پس امیدوارم ببینیدش، بهویژه قبل از اینکه سراغ Everybody Wants Some بروید.
امتیاز: 7/10
«روز آخر مدرسه در ۱۹۷۶»
در اطراف آستین، تگزاس، چند نوجوان روز آخر مدرسهشان را به پایان میرسانند و شب را جشن میگیرند.
Dazed and Confused در اکران ۱۹۹۳–۹۴ در گیشه شکست خورد، اما بهحق به وضعیت فرقهای رسید. این یکی از بهترین کمدی-درامهای دبیرستانی است، همراه با Fast Times at Ridgemont High (۱۹۸۲). تفاوت این دو این است که Fast Times پر از نمایشهای عجیب و خندهدار است، در حالی که Dazed بیشتر شبیه یک مستند-درام با لحظات طنزآمیز است. بهعبارت دیگر، اگرچه Fast Times تا حد زیادی واقعگرایانه است (جز بخشهای اغراقشده با اسپیکولی)، Dazed and Confused بیشتر مثل یک برش از زندگی واقعی است.
چیزی که Dazed را خیلی خوب جلوه میدهد، بازآفرینی دقیقِ ظاهر دههٔ میانه تا اواخر ۷۰ها است، بهویژه مدل موها و لباسها، هرچند شخصیت اسلِیتر (روری کوکرین) حالوهوایی از گِرَنجِ دههٔ ۹۰ دارد.
دوماً، بازیگران از عهدهٔ نقشها برمیآیند. بخش بزرگی از موفقیت فیلم نتیجهٔ انتخاب بازیگرانِ عالی است. تعدادی از ستارههای نوظهور اینجا حضور دارند: متیو مککانهی، میلا جوویویچ و بن افلک، و چند نفر دیگر مانند جیسون لندن و پارکر پوزی که بعدها نامآشنا شدند.
تمامِ قالبهای معمول مدرسه حاضرند: ورزشکارانی که کنارِ سرگرمیهایشان مهمانی میکنند، قلدرها، خواهر جذاب و برادر کممو، پسر سیاهپوست، معلم لیبرال جذاب، دعواییِ خیابانی، افراد باحال، جمعِ دانشمحورها، دختران زیبا، آن کسی که سالها از مدرسه فارغالتحصیل شده اما هنوز میچرخد، مربیان و شاگردان و غیره.
سپس تجربیات معمول مدرسه مثل ترتیب دادن مهمانی وقتی والدین نیستند، مهمانیهای با بشکهٔ آبجو، فرار از قلدرها، برخورد با مربیان و معلمان، شیطنت، امکانِ رابطهٔ جنسی، وقتگذرانی، گفتگوهای بیمعنی، درگیریها، دود کردن ماریجوانا در مدرسه یا اتاق دوست، و غیره را داریم.
مانند Fast Times، تماشای Dazed and Confused لذتبخش است چون شما را با تمام لذتها و دردهای سالهای مدرسه به گذشته میبرد.
برخی آن را دوست ندارند چون بیشتر یک برش از زندگی است تا داستانی ساختگی و مبتنی بر پیرنگ. پیرنگ ساده است: روز آخر مدرسه است و جوانها میخواهند جشن بگیرند. اگر نتوانند در خانهٔ دوستی جشن بگیرند، در پارک یا محل تجمعی پیدایشان میکنند، اما حتماً جشن میگیرند. بقیهٔ فیلم تعاملات آنها در همین بستر را نشان میدهد.
شنیدهام برخی شکایت دارند که فیلم پیام بدی منتقل میکند. چه پیامی؟ پیام خاصی نیست؛ پیام این است که مدرسه تمام شده و وقت جشن است! علاوه بر این، چند نکتهٔ مثبت هم در دل ماجرا هست: قلدر متکبر نتیجهٔ اعمالش را میگیرد، وقتی لازم است بایست و مبارزه کن (حتی اگر کتک بخوری)، شلوارهای بسیار تنگ را باید با انبردست پوشید، به خودت وفادار باش و غیره. اما واقعاً این فیلم را برای یافتن پیامهای عمیق نباید دید؛ هدف سادهاش بازگرداندن تماشاگر به سالهای مدرسه (در اینجا ۱۹۷۶) و همهٔ شادیها و دردهایش است.
در میان بازیگران زن، میشل بورک بهعنوان جودی برجسته است، و جوی لورِن آدامز در نقش سیمون صدایی بسیار زیبا و آرامبخش دارد. ماریسّا ریبیسی نیز در نقش سینتیا حضور چشمگیری دارد.
هیچ نقدی از Dazed and Confused بدون اشاره به موسیقی متن عالیاش کامل نیست. مجموعهای از راک/متالِ دههٔ ۷۰ را میشنوید: «Sweet Emotion»، «School's Out»، «Stranglehold»، «Do You Feel Like We Do»، «Love Hurts»، «Paranoid»، «Rock & Roll Hootchie Coo»، «Rock & Roll All Nite»، «Slow Ride»، «Cherry Bomb»، «Tuesday's Gone» و بسیاری دیگر.
مدت فیلم ۱ ساعت و ۴۲ دقیقه است و در اطراف آستین، تگزاس فیلمبرداری شده.
رتبه: A-
«فیلمی نوستالژیک، خطاب به کسانی که آن دوران و تجربیات را زیستهاند، اما برای دیگر مخاطبان ساخته نشده و در نهایت بهطرز محکمی فراموش شد»
نمیدانم ریچارد لینکلیتر چه فکری میکرد وقتی تصمیم گرفت کمدیای دربارهٔ روز آخر مدرسهٔ گروهی از نوجوانان در ۱۹۷۶ بسازد. من هرگز در آمریکا زندگی نکردهام، ولی دیدهام که فرهنگ آمریکایی اهمیت زیادی به دبیرستان میدهد و این نهادها با نمونههای کشور من خیلی فرق دارند. در اینجا، این سطح از آموزش فقط یک اتاق انتظار با دو خروجی است: بازار کار با همهٔ سختیهایش و دانشگاه. شاید لینکلیتر نسبت به دوران نوجوانیِ خودش نوستالژیک بود؟ اگر چنین بود، کاملاً او را درک میکنم، هرچند من خودم دلم برای دوران مدرسهام تنگ نشده است.
فیلمنامه بر پایهٔ کارهای بیمعنی نوجوانان نوشته شده، یعنی همان کلیشهای که همیشه در فیلمهای نوجوانی میبینیم: آنها دنبال الکل، مواد، رابطهٔ جنسی و تفریحِ شیطنتآمیز هستند که تا حدی نسبت به تازهواردها اعمال میشود. این برای نوجوانها خوب جواب میدهد. برای بقیهٔ مخاطبان قابل بحث است. و از آنجا که مخاطبان امروز دیدن فیلمی را که گروهی از نوجوانان دنبال مست شدن، مواد و رابطهٔ جنسی باشند خندهدار نمیدانند، درک میکنم چرا این فیلم به فراموشی سپرده شد؛ شاید همینجا سزاوار مانده بود.
نقطهٔ قوتی که این فیلم تا حدی ارزشمند شده، کیفیت حرفهای و تمرکز بازی اکثریت بازیگران است. با وجود اینکه فیلم از نظر روایی ضعیف است، شکی نیست که راه را برای بسیاری از بازیگران هموار کرد. متیو مککانهی نمونهٔ بارز است: این فیلم شروع کار بازیگری بود که سالها بعد برای Dallas Buyers Club اسکار گرفت. بن افلک مورد مشابهی است: او پیش از این فیلم کارهای کوچکی، عمدتاً تلویزیونی، انجام داده بود. میلا جوویویچ، بازیگر و مدل، پیش از این فیلم کار شاخصی نداشت. بهعلاوه، بازیگرانی چون جیسون لندن، آدام گلدبرگ، روری کوکرین و وایلی ویگینگز نیز حضور دارند.
از نظر فنی، فیلم بیش از همه به خاطر موسیقی متنش برجسته است؛ مجموعهای از آهنگهای برجستهٔ اواخر دههٔ ۷۰ که نوستالژیکها را به لبخند وامیدارد—باب دیلن، آلیس کوپر، کیس، اروسمیث و غیره—آهنگهایی که تقریباً همه میشناسند. اما صادقانه بگوییم: تعداد زیادی بازیگر خوب، یک موسیقی متن عالی و دوزِ سنگینی از نوستالژی برای تبدیل یک فیلم به اثر واقعاً ارزشمند کافی است؟ شخصاً فکر نمیکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران