برندهٔ ۱ جایزهٔ امی پرایمتایم؛ مجموعاً ۱۰ پیروزی و ۲۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان3275
اگر اشتباه نکنم، قرار بود جان بویگا نقش اصلی را بازی کند اما در نهایت به آرون پیر رسید. از اینکه این نقش به او رسید خوشحالم، چون واقعاً از اجرای او خوشم آمد. امیدوارم در آینده نقشهای اکشن بیشتری به او برسد.
سه چیز را در این فیلم خیلی دوست داشتم، جدای از اکشن:
1. میدانیم این آدم قرار است یک سابقهٔ تفنگدار دریایی داشته باشد...
اگر اشتباه نکنم، قرار بود جان بویگا نقش اصلی را بازی کند اما در نهایت به آرون پیر رسید. از اینکه این نقش به او رسید خوشحالم، چون واقعاً از اجرای او خوشم آمد. امیدوارم در آینده نقشهای اکشن بیشتری به او برسد.
سه چیز را در این فیلم خیلی دوست داشتم، جدای از اکشن:
1. میدانیم این آدم قرار است یک سابقهٔ تفنگدار دریایی داشته باشد چون در تگلاین گفته میشود، اما در آغاز فیلم طوری نشانش میدهند که انگار وارد کارهای مشکوکی شده، و منظورم آن بازداشت در ابتدا نیست. این بخش جالب بود.
2. بهعنوان کسی که نسبت به دین سازمانیافته منتقد و تا حدودی «بیدار» است، از این دیالوگ خوشم آمد: «در مورد زندگی بعد از مرگ آنقدر نمیدانم که بهش اعتماد کنم، پس تا اینجا هستم [...] خودم باید این لعنتیها را آزار بدهم.» این جمله تأثیرگذار بود.
3. پایانبندی. آنها در طول سکانسهای مختلف برایش ساخته بودند و دیدن به ثمر رسیدنش را دوست داشتم. امیدوارم این جملهام به اندازهٔ کافی مبهم باشد تا اسپویل نشود.
ابتدا به این فیلم ۸ ستاره و نشان مورد علاقه دادم، اما برای جبران آن رایهای یک ستارهٔ غیرمنطقی، حالا ۱۰ ستاره میدهم. میتوانم فهم کنم که ۵ ستاره و بالاتر را کسی بدهد، اما ۲ و ۱ را نمیتوانم درک کنم. من منتقد سینما نیستم و نژادپرست هم نیستم؛ فقط کسی هستم که از فیلم دیدن لذت میبرد.
من دستکم سی دقیقه صبر کردم تا از این ماجرای خستهکننده چیزی، هرچیزی، اتفاق بیفتد. وقتی سرانجام اتفاقی افتاد، آنقدر الهامبخش نبود. بعد از آن وضع مثل ماشینی شد که پدال گازش گیر کرده: شروع، توقف، تکرار تا یکچهارم پایانی فیلم، که بالاخره چیزی هیجانانگیز «بالاخره» رخ میدهد. تا آن موقع، شرط میبندم خیلی از تماشاگران دیگر قیدش را زدهاند. شاید من سادهلوح خوشبینم…
چرا، چرا، چرا نمیتوانیم فیلمنامههای خوب داشته باشیم، نتفلیکس؟ ممکن است به این دلیل باشد که خیلی گرفتار پیامهای «بیداری» هستید؟ یکی از شخصیتها از لینچ کردن شخصیت اصلی حرف میزند و شخصیت اصلی هم به کاهش کیفیت ماشین پلیسِ افسر سیاهپوست نسبت به همکاران سفیدپوستش اشاره میکند.
در واقع من معتقدم مشکل واقعیای با نحوهٔ پلیسداری وجود دارد و نه فقط در آمریکا. از نظر آماری هر سال سفیدپوستان آمریکایی بیشتری توسط پلیس کشته میشوند تا سیاهپوستان، پس میشود گفت این مشکل «برای همه» هست.
با این حال، مثل بسیاریها من برای فرار از بدبختیها و سیاستهای تفرقهانداز به سرگرمی رو میآورم، نه اینکه آنها را مرتب در صورتم بکوبند.
خلاصه اینکه، در نگاه اول Rebel Ridge همهٔ خصوصیات یک فیلم اکشن بهروز شده به سبک رمبو را دارد و بازیگری قوی هم پشتش است. من واقعاً هیجانزده شدم، تا اینکه محصول نهایی خستهکننده و درسآموز را دیدم.
در هستهٔ خود، Rebel Ridge داستان آشنایی است: یک قهرمان تنها علیه یک سیستم فاسد. با این حال کارگردانی ماهرانهٔ سولنیِر و روایت قوی و پرداخته این فیلم را متمایز میکنند. فیلم با فرضیهای ظاهراً ساده شروع میشود: یک تفنگدار سابق، Jeremiah Carter (با بازی پیر)، به شهر زادگاهش برمیگردد تا برای پدرخواندهٔ پسرعموش وثیقه پرداخت کند. اما مجموعهای از اتفاقات ناگوار به برخورد با ادارهٔ پلیس محلی میانجامد که سریعاً به شورشی تمامعیار علیه ساختار قدرت فاسد شهر تبدیل میشود.
آرون پیر نمایشی درخشان از Jeremiah Carter ارائه میدهد. نمایش او از مردی که از ستم به شدت ناامید شده هم قدرتمند است و هم دلخراش. کارتر شخصیتی پیچیده است؛ مردی که گذشتهاش او را آزار میدهد و ناچار است برای محافظت از کسانی که دوستشان دارد، با تاریکی درون خود روبهرو شود. تسلط بدنی و شدت بازی پیر با تواناییاش در نشان دادن آسیبپذیری عاطفی عمیق، همسطح است.
Rebel Ridge فیلمی است که بسیار بهموقع بهنظر میرسد. مضامین خشونت پلیس، نژادپرستی سیستماتیک و سوءاستفاده از قدرت با صداقتی خام مطرح میشوند که هم آزاردهنده و هم رهاییبخش است. کارگردانی سولنیِر بیپرده است و خشونت و بیرحمی دنیای فیلم را بدون توسل به خونریزی بیهوده ثبت میکند.
اگرچه ریتم فیلم گاهی نامتعادل بهنظر میرسد، پردهٔ پایانی یک نتیجهگیری هیجانانگیز و رضایتبخش است. اوج فیلم یک رویارویی پرتنش و هیجانانگیز است که تماشاگر را روی لبهٔ صندلی نگه میدارد. پایانبندی هم همزمان امیدوارکننده و تراژیک است؛ یادآوریِ تلخ و شیرینی از قدرت پایدار روح انسانی.
Rebel Ridge فیلمی قدرتمند و تأملبرانگیز است که شایستهٔ دیدن است. این فیلم مدتها پس از پایان تیتراژ همراه شما خواهد ماند. اجرای آرون پیر بینهایت برجسته است و کارگردانی جرمی سولنیِر استادانه. اگر از طرفداران تریلرهای زمخت با پیامهای اجتماعی قویاید، دیدن Rebel Ridge ضروری است.
خوب. برای کسانی که دنبال اکشن هستند.
برای حدود ۴۵ دقیقه این فیلم فراتر از نمرهٔ ۱۰ بود. من از سفرهای دوچرخهسواری این آدم واقعاً خوشم آمد؛ خیلی جذاب. پلیسها؛ افراد پست و نامناسب. مفهوم مرد فوقالعادهٔ نظامی که هرگز آموزشهایش را در میدان بهکار نگرفته، شاید ضعیف است اما بازیگر آن را جبران میکند. دوچرخهسواری بیشتر در ابتدای فیلم بود. صحنهٔ مسابقهٔ اتوبوس عالی بود. شدت داشت. در آن لحظه فیلم نمرهٔ ۱۱ بود. صدای دیزلِ جالبی هم داشت. شرط میبندم اگر در ماشینها سررشته داشتید میگفتید موتور اشتباه است، ولی من زیاد سر درنمیآورم. فقط... اینطور نیست که فکر کنم آن کامیون باید آنطور صدا کند، اما صدای خوبی بود.
از طول فیلم متنفر نبودم اما واقعاً لازم نبود همهٔ آن چیزها را وارد کنند. سرگرم شدم اما... خیلی چیزها بود.
میخواهم بگویم «بزن کنار و تمومش کن.» اما مهم است که ناامیدی را ببینی حتی وقتی...
«آها فهمیدم! پس همه چیز توی یه بستهٔ مرتب جمع شده!»
- هومر جی سیمپسون
درخشان!
فکر میکردم شنیده بودم Rebel Ridge اخیراً یکی از پربینندهترین فیلمها روی نتفلیکس بوده، هرچند با این معیار همیشه نمیشود قضاوت کرد، چون تعداد بیننده الزاماً مساوی با خوب بودن نیست (فکر میکنم The Wrong Missy هم چنین وضعیتی داشت). خوشحالم بگویم که این فیلم عالی است. از تکتک لحظاتش لذت بردم.
بازیگران عالیاند، داستان جذاب و خوب نوشته شده، چند سکانس دلپذیر دارد و موسیقی هم مناسب است. این اولینباری است که آرون پیر را دیدم و واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم؛ حتی بعد از تماشا متوجه شدم او هممیهن انگلیسی است. امیدوارم بازیهای بیشتری از او ببینم! بهجز پیر، دان جانسون و آنا سوفیا راب هم بسیار خوب هستند.
فیلم احمقانهای ساختهٔ آدمهای احمق... اولاً، خیلی کند است. تمام مدت موسیقی تنشی پخش میشود که انگار قرار است اتفاقی بیفتد، اما هیچ اتفاقی نمیافتد. فیلم اکشن ندارد و نه تنها کند، بلکه کسلکننده است. ثانیاً، خیلی غیرواقعی است؛ مثلاً این مرد اصلی با دستان خالی با چند تا پلیس مسلح میجنگد و سلاحهایشان را خلع میکند. واقعاً خندهدار و غیرواقعی است و سوم اینکه این فیلم تبلیغات چپگرایانهٔ دیگری است. چیز تازهای نیست دوستان؛ صفحهٔ قدیمیِ پوسیدهٔ لیبرالها — پلیسهای سفیدِ فاسد بد و شخصیت اصلی سیاهپوستِ خوب، البته. واضح است که سازندگان فیلم نمیخواستند بهشان اتهام نژادپرستی بخورد، بنابراین مجبور شدند دستکم یک یا دو سفیدپوست خوب نشان بدهند. اساساً فقط دو سیاهپوست در این فیلم هستند — شخصیت اصلی و یک افسر زن. هر دوی آنها البته خوباند و بقیهٔ بازیگران سفیدپوستاند و همهشان بدند مگر یک دختر و یک افسر. همین. تبلیغات نفرتآمیز معمول چپگرایان. چیز تازهای نیست. این آدمهای تأسفبرانگیز نمیفهمند مردم از دیدن این آش خسته شدهاند. دلیل باخت دموکراتها در ۲۰۲۵ و پیروزی ترامپ هست. مردم دیگر این چیزها را نمیخواهند، ولی ظاهراً این آدمها در هالیوود هنوز نفهمیدهاند. خوب، بعد ما کاربران با دادن امتیاز پایین این موضوع را برایشان روشن خواهیم کرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران