ویلبور، خوکی است که ترس از این دارد در آخر کار ممکن است جای او روی میز غذاخوری انسان ها باشد . او سعی میکند با کمک دوست عنکبوتش شارلوت از این اتفاق جلوگیری کند...
ویلبور، خوکی است که ترس از این دارد در آخر کار ممکن است جای او روی میز غذاخوری انسان ها باشد . او سعی میکند با کمک دوست عنکبوتش شارلوت از این اتفاق جلوگیری کند...
این فیلم دوستداشتنی است. جولیا رابرتس در نقش شخصیت عنوان فیلم دلنشین بازی کرده، داکوتا فانینگ در نقش فرن دلانگیز است و دومینیک اسکات کی در نقش ویلبر بسیار بامزه است. (اگر بخشهای ویژه را ببینید، او واقعاً مثل یک پسرک کمی خجالتی بهنظر میرسد.)
تماشای فیلم قابل قبول است؛ احتمالاً دوباره آن را تماشا نخواهم کرد، اما برای تماشاگران جوان توصیه میکنم. فیلم بر پایهٔ...
این فیلم دوستداشتنی است. جولیا رابرتس در نقش شخصیت عنوان فیلم دلنشین بازی کرده، داکوتا فانینگ در نقش فرن دلانگیز است و دومینیک اسکات کی در نقش ویلبر بسیار بامزه است. (اگر بخشهای ویژه را ببینید، او واقعاً مثل یک پسرک کمی خجالتی بهنظر میرسد.)
تماشای فیلم قابل قبول است؛ احتمالاً دوباره آن را تماشا نخواهم کرد، اما برای تماشاگران جوان توصیه میکنم. فیلم بر پایهٔ کتاب مشهوری ساخته شده و داکوتا فانینگ، استیو باسِمی و جولیا رابرتس هر کدام به روش خود جذاباند. اما من قبلاً هرگز درک نکرده بودم که شخصیت ویلبر تا چه حد کمعمق است؛ او آدمی شاد و محبوب میان دیگران است اما در واقع به کمک زیادی نیاز دارد و چندان جبرانکننده یا قدردان نیست. داستان بیشتر شبیه یک افسانهٔ مدرن است: در آن درسی دربارهٔ اخلاق و زندگی هست، اما ظریفتر از افسانههای معمول بیان شده. فیلم تلاش میکند به کودکان مسئلهٔ زندگی و مرگ را توضیح دهد و پیامش این است که زندگیای که بهخوبی زیسته شده، هرچند کوتاه باشد، زندگی خوبی است. این ویژگی فیلم را دوستداشتنی میکند، اما نمیتوانم بگویم بهخوبیِ تصویری که از کتاب در ذهن داشتم هست. شاید تحتتأثیر نوستالژی باشم، اما در نهایت این فیلم متوسطی است با داستانی خوب که ممکن است کودکان از آن لذت ببرند.
فرنِ مهربان (داکوتا فانینگ) کلنجار میرود تا یک خوکچهٔ کوچک و نحیف را نجات دهد و آن را مثل حیوان خانگی خود بزرگ کند، هرچند پدرش با این کار مخالف است. وقتی خوک بزرگتر میشود، دیگر نمیتواند در خانه بماند و به مزرعهای نزدیک فرستاده میشود؛ آنجا با ویلبر آشنا میشویم. ویلبر موجودی کنجکاو و دلنشین است که خیلی سریع با دوستان پرحرف مزرعه کنار میآید و بهطور نسبتاً بیخیالی از زندگی عبور میکند تا اینکه یکی از دوستانش نام ترسناک “کلمهٔ با حرف C” را به میان میآورد! او طبیعتاً وحشتزده میشود، اما چه میتواند بکند؟ خوشبختانه عنکبوت زیرکِی بهنام شارلوت هم در اصطبل آنها زندگی میکند و نقشهای میچیند که شاید جان او را نجات دهد. پس از آن، مجموعهای از اتفاقات شیطنتآمیز رخ میدهد که هر حیوان را اندکی شخصیتپردازی میکند و ویلبر و شارلوت نقشهای برای جاودانهسازی این خوکچهٔ جوان طراحی میکنند. این داستان، اگرچه گاهی احساساتی میشود، همچنان روایتی اندیشمندانه دربارهٔ همخوانی با جمع، تیمورک و دوستی پایدار است و حتی سالها بعد که آدم کمی بدبین شده باشد، باز هم قدرت دارد تا مسائل را بهطرزی تأثیرگذار و ساده بیان کند. فیلم دربارهٔ خوشبینی و ایثار است؛ بازیهای صدا (در نسخهٔ انگلیسی) دوستداشتنی و تأثیرگذارند، انیمیشن لذتبخش است و اگر ده دقیقهٔ پایانی کمی لبخند و اشک برایتان نیاورد، شاید قلبتان را جا گذاشتهاید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران