این فیلم داستان دو برادر است که در اوج مشکلات مالی و زناشویی تصمیم گرفتهاند با سرقت از جواهرفروشی پدرومادرشان به نانونوایی برسند و با فرض اینکه شرکت بیمه ضرر والدین را جبران خواهد کرد، سعی دارند بر زشتی عمل خود سرپوش بگذارند ...
این فیلم داستان دو برادر است که در اوج مشکلات مالی و زناشویی تصمیم گرفتهاند با سرقت از جواهرفروشی پدرومادرشان به نانونوایی برسند و با فرض اینکه شرکت بیمه ضرر والدین را جبران خواهد کرد، سعی دارند بر زشتی عمل خود سرپوش بگذارند ...
دنیا جای شرّورانهای است، چارلی. بعضیها از آن کسب درآمد میکنند و بعضیها نابود میشوند.
«قبل از آنکه شیطان بداند تو مردهای» به کارگردانی سیدنی لومت و نگارش کلی مسترسن ساخته شده و با بازی فیلیپ سیمور هافمن، ایثن هاوک، ماریسا تامی، آلبرت فینی، روزمری هریس و ایمی رایان روی پرده میآید. موسیقی اثر از کارتر بورول و فیلمبرداری از رون فورتوناتو است.
فیلم دربارهٔ دو برادر...
دنیا جای شرّورانهای است، چارلی. بعضیها از آن کسب درآمد میکنند و بعضیها نابود میشوند.
«قبل از آنکه شیطان بداند تو مردهای» به کارگردانی سیدنی لومت و نگارش کلی مسترسن ساخته شده و با بازی فیلیپ سیمور هافمن، ایثن هاوک، ماریسا تامی، آلبرت فینی، روزمری هریس و ایمی رایان روی پرده میآید. موسیقی اثر از کارتر بورول و فیلمبرداری از رون فورتوناتو است.
فیلم دربارهٔ دو برادر با مشکلات مالی متفاوت است که طرحی برای سرقت از فروشگاه جواهرات والدینشان میکشند. اما وقتی همهچیز طبق برنامه پیش نمیرود و تراژدی رخ میدهد، آنها و نزدیکانشان به دنیایی از ترس، شرم و خشونت کشیده میشوند.
فیلم با یک سکانس جنسی پرشور آغاز میشود؛ مرد و زنی در اوج شور و تعهد، و برای همین لحظات کوتاه لذت وجود دارد. اما پس از آن، این رضایتِ موقتی به طلوع کاذبی تبدیل میشود و آخرین باری است که کسی روی پرده طعم لذت را میچشد در قصهٔ تلخ و اخلاقمحور لومت. از اینجا به بعد فیلم در قالبی پرشی و چندمنظوره جلو میرود؛ ساختار روایی بهگونهای است که از چشماندازهای مختلف داستان را میگشاید و خانوادهای را که در هالهای از طمع، دروغ و ناتوانی فرو میپاشد، سهگوشانه به تماشاگر عرضه میکند. یک سرقت شکستخورده زیربنای روایت است و پیامدهای آن، پرکنندهٔ بخشهای برندهٔ داستان، ما را دور میزند و بهتدریج چرایی و چگونگی رفتار شخصیتهای کلیدی را آشکار میسازد تا مخاطب کاملاً در این جهان تیره غرق شود. این جهانی است پر از خیانتهای عاشقانه، سوءمصرف مواد، اختلاس، فرزندپروری ضعیف و باجخواهی؛ دنیایی که در آن برادران هندسون (هافمن و هاوک) ساکن شدهاند؛ یا ناتوان و بیتدارک (هنکِ هاوک) یا بین حماقت و شرارت خودپسندانه گیرکرده (اندیِ هافمن). حماقت و طمع آنها با شدت تکاندهندهای دایرهٔ خانواده را درمینوردد.
«زندگی من جمع نمیشود. هیچچیز به چیز دیگری وصل نیست. من حاصل مجموع قسمتهایم نیستم. همهٔ قسمتهایم جمع که میشوند یک... من نمیشوند.»
این فیلم آخرین اثر لومت بود (او در ۲۰۱۱ درگذشت) و خوشبختانه اثری شایسته از این کارگردان توانمند است. بهطور قابلتوجهی، فیلم از یک فیلمنامهٔ تیز و دقیقِ نویسندهٔ تازهکار، کلی مسترسن، سود میبرد. فیلمنامه پر از تندی و تنش است اما همچنان بهعنوان یک تراژدی خانوادگی رفتار مشاهدهگرانهای دارد و خوشبختانه هرگز به کلیشهها پناه نمیبرد و تا پایان تراژیک و خردکننده پایبندِ تأثیرگذاری داستان میماند. قوت لومت در گرفتن اجراهایی تقریبا بینقص از بازیگرانش است: ناامیدی جوان و فرودستانهای که هاوک بازی میکند، اندیِ دستورزیشده و عاطفیِ هافمن، ماریسا تامی که نشان میدهد بالای چهل هم میتواند جذاب باشد و در عین حال نقش بسیار احساسبرانگیزی ارائه میدهد، بازی تراژیک و دقیق آلبرت فینی در نقش پدری کارکشته و سوگوار، ایمی رایان بهعنوان همسر سابق سخت و بیرحم، و ورود دیرهنگام مایکل شنون که تهدیدی برجسته را به صحنه میآورد. همهٔ اینها زیر هدایت کارگردانی بزرگ قرار دارند که از بازیگران میخواهد شخصیتهایی قابلباور و عمیق ارائه دهند تا انگیزهها و ابزارهایشان را نشان دهند.
تیره، بیرحم و تقریباً درخشان در همهجا. 9/10
خلاصهٔ داستان: «اندی» (فیلیپ سیمور هافمن) که ظاهراً موفق است، باید پیش از آنکه کسبوکارش مورد رسیدگی مالیاتی قرار گیرد، پولی جور کند. برادر ضعیفترش «هنک» (ایثن هاوک) هم برای پرداخت هزینههای نگهداری فرزند با همسر سابقش به پول نیاز دارد. آنها نقشهای میکشند تا از فروشگاه جواهرات والدینشان سرقت کنند و امید دارند بهجز شرکت بیمه به کسی آسیبی نرسد. اما یک تغییر در کادر کارکنان همهچیز را عوض میکند و معلوم میشود مادر دستکمگرفتنی نیست؛ حمله بهطرزی فاجعهبار به هم میخورد و او و یکی از دزدان به خاک سپرده میشوند. هنک از نظر عاطفی در تلاطم است، اندی هنوز با مشکلاتش دستوپنجه نرم میکند و حالا پدرشان (آلبرت فینی) مصمم است بفهمد چه کسی عامل این حمله بوده است. بهعلاوه، مشخص میشود هنک رابطهای نامشروع داشته که بیش از حد به حریم خانواده نزدیک بوده و تنشها بهسرعت بالا میگیرند تا جایی که چیزی باید شکسته شود — و آن شکستن مرگبار خواهد بود. فینی در نقش پدر کم حضور است اما در همان حضور اندک نمایش را میدزدد و دینامیک هافمن/هاوک به اوجی میرسد که بهطور مؤثری نشان میدهد خانوادهها همیشه شیرینی و روشنی نیستند. داستانی محکم، بازیگری و نگارشِ خوب، و سیدنی لومت که با کمترین دخالت و دیالوگِ اضافی کارش را به انجام میرساند. پایان فیلم را هم دوست داشتم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران