دو برادر یک تبلیغات آنلاین بر روی اینترنت قرار می دهند که در آن گفته شده آنها به دنبال همراه عروسی هستند. اما با ویروسی شدن تبلیغات همه چیز بهم میریزد و…
دو برادر یک تبلیغات آنلاین بر روی اینترنت قرار می دهند که در آن گفته شده آنها به دنبال همراه عروسی هستند. اما با ویروسی شدن تبلیغات همه چیز بهم میریزد و…
کارگردان جیک شیمانسکی در «مایک و دیو نیاز به همراهی برای عروسی دارند» دو برادر خیالی مایک و دیو را به نمایش میگذارد که بیش از یک تاریخ برای عروسی نیاز دارند؛ این کمدی مبتنی بر لودگی سخیف است که پایه و اساسی ندارد و از هوش چندانی برخوردار نیست. در وهله اول باید گفت فیلم گرفتار متوسطی یکنواخت است؛ خندههای ضعیف و مبتنی بر...
کارگردان جیک شیمانسکی در «مایک و دیو نیاز به همراهی برای عروسی دارند» دو برادر خیالی مایک و دیو را به نمایش میگذارد که بیش از یک تاریخ برای عروسی نیاز دارند؛ این کمدی مبتنی بر لودگی سخیف است که پایه و اساسی ندارد و از هوش چندانی برخوردار نیست. در وهله اول باید گفت فیلم گرفتار متوسطی یکنواخت است؛ خندههای ضعیف و مبتنی بر الفاظ رکیک و شوخیهای کمعمق که تلاش میکنند خندهای ساختگی ایجاد کنند. ژانر کمدیهای پرزرق و برق همواره با ریسکِ یا میزند یا نمیزند همراه بوده، اما برای این فیلم کند و بیحوصله میتوان با اطمینان گفت که به زودی جزو کمدیهای کلاسیک و شیطنتآمیز در ردیف آثاری مانند Fast Times at Ridgemont High، Porky’s یا مجموعه American Pie نخواهد شد.
«مایک و دیو نیاز به همراهی برای عروسی دارند» ملالآور، کمرمق و سطحی است. فیلم بهشدت تلاش میکند کودکانه و دیوانهوار به نظر برسد، اما این جنبوجوش بیمحتوا و تصادفی (با نویسندگی اندرو جی کالمن و برندن اوبرایِن) به اندازهٔ یک پوشک خیس بامزه نیست. خوشبختانه فیلم تا سطحهای قابل فراموشی مانند Dirty Grandpa فرو نمیافتد (هر دو فیلم بازیگرانی چون ژاک افران و آبرِی پلازا را دارند)، اما این چندان تعریفی نیست.
مشکلِ بسیاری از کمدیهای جنسیِ جوانمحورِ امروزی این است که صرفاً به دنبال شوکآفرینی و هرزهنماییِ آماده هستند، بیآنکه انسجام یا هدفی بیاحترامیآمیز برای پشتیبانی از رفتوبرگشتهای ظاهراً خندهدار فیلم وجود داشته باشد. سازندگان به جای غنیکردن داستان با چیزی محکمتر، روی نمایش شوخیهای تکراری و اغراقشده تمرکز کردهاند؛ شیمانسکی عملاً این طنز مصنوعی را به دیوار میکوبد و امید دارد چیزی بچسبد.
برادران استَنگِل—مایک (آدام دیواین) و دیو (زک اِفرون)—دو آدم شوخ و شیطان هستند که هر جا میروند بلوا و بههمریختگی به بار میآورند. آنها عاشق خوشگذرانیاند و والدین خستهشان بارت و روزی (با بازی استیفن روت و استفانی فاراسی) را به زحمت انداختهاند. تنها نقطهٔ امید خانواده، خواهرشان جینی (شُگَر لین بِرد) است که برای عروسیاش آماده میشود و در مقایسه با برادران شلوغ و بیفکرش زندگی منظمتری دارد.
والدین از سر عصبانی شدن به مایک و دیو التیماتوم میدهند: گل و گشادشان را جمع کنند و کمی بالغ شوند؛ اگر میخواهند در عروسی جینی در هاوایی شرکت کنند باید همراهان محترمی پیدا کنند، در غیر این صورت حق حضور در مراسم را نخواهند داشت. یکی از سوالبرانگیزترین جنبههای این طرح ضعیف این است که چرا این دو برادر بیپروایِ خودخواه باید با تهدید والدین اینطور به اصلاح رفتار خود علاقهمند شوند؟ واقعاً؟
مایک و دیو تلاش میکنند همراه مناسب پیدا کنند، تا اینکه آگهی اینترنتیای برای «دختران مودب» جهت یک سفر هاوایی توجه زیادی جلب میکند. از میان متقاضیان زن، دو دختر بهخصوص—آلیس و تاتیانا (با بازی آنا کندریک و آبرِی پلازا)—حضور پیدا میکنند. اگرچه به ظاهر برای دو برادر چشمنوازند، اما هر دو در واقع شرایط لازم برای «همراه مودب» را ندارند؛ آنها باید ماهیت واقعی خود را به عنوان دختران پرشور و زباندراز از دیگران پنهان کنند تا از فرصت سفر به هاوایی بهره ببرند. همانطور که قابل پیشبینی است، این دو در نهایت خود واقعیشان را نشان میدهند و مایک و دیو باید با پیامدِ این فریب دستوپنجه نرم کنند.
بدون شک هدف فیلم ارائهٔ شوخیهای گذرا و تحریکآمیز بوده، اما این اثر اغلب به تاکتیکهای معمول و نخنما شدهٔ شوخیهای سطحی، گِگزِ دیداری سبک، لُختیهای کودکانه و دیالوگهای فحاشیآمیز متوسل میشود که قرار است طنز جمعی مخاطب را قلقلک دهد؛ نتیجتاً همهچیز در این کمدی ظالمانه مصنوعی، اغراقشده و تحمیلی به نظر میرسد.
شخصیتپردازیهای اغراقشدهٔ چهار شخصیت اصلی و همراهانشان انتظار میرود که بهصورت یک آشفتگی جذاب درآید، اما کل تولید عمداً سعی میکند همان آشفتگی را بهدلیلی متفاوت بازتولید کند. افرون نقش آشنای پسر خوشقیافهٔ دیوانهوار را از Neighbors تکرار میکند—یکی از معدود فیلمهای قابل ذکر در کارنامهٔ او. مایکِ دیواین با رفتارِ بیش از حد تحکمآمیز و آزاردهنده جلوه میکند. کندریک در نقش آلیس اصلاً قانعکننده نیست بهعنوان «نامزد مودب برای استخدام»، و پلازا در نقش تاتیانا حداقل کمی واقعپذیریِ خام و «دخترِ بد» را ارائه میدهد.
متأسفانه فیلم نتوانسته چیز تازه یا زیرکانهای به میزِ سطحیِ موادِ تکراری و کلیشهایِ این نوع آثار R-rated اضافه کند. تماشای شرارتها و شیطنتهای مایک و دیو در سینما تا حد زیادی این تجربهٔ خستهکننده را فراتر از یک فاجعهٔ قرار ملاقات میبرد.
اطلاعات فیلم:
مایک و دیو نیاز به همراهی برای عروسی دارند (2016)
کارگردان: جیک شیمانسکی
بازیگران اصلی: زک افرون، آدام دیواین، آنا کندریک، آبرِی پلازا، استیفن روت، استفانی فاراسی، شوگر لین برد
مدت: 1 ساعت و 38 دقیقه
ردهبندی سنی: R
ژانر: کمدی
نمرهٔ منتقد: 1.5 از 4 ستاره
---
صادقانه بگویم گاهی خندهدار بودم اما کلِ فیلم چندان تأثیرگذار نیست. برای من شبیه فیلمی بود که تمرکز اصلی روی نقشهای زنان دارد و آنا کندریک و آبرِی پلازا بازیهای اصلی را دارند؛ من از بازیشان خوشم آمد و بهخاطر آنها مشکلی با دیدن فیلم نداشتم، اما مثل همیشه زک افرون تا حدی فیلم را خراب میکند. تقصیر را کاملاً به گردن او نمیاندازم، اما نقشهای او و آدام دیواین آنطور که عنوان فیلم نوید میدهد عمل نمیکنند—آنها همان شریک عروسی را بهدست میآورند اما عنوان فیلم باید چیزی مثل «آلیس و تاتیانا تعطیلات مجانی میگیرند» میبود.
فیلم شبیه نوعی Bridesmaids است اما شوخیهای بزرگسالانه زیادی دارد. داستان تا حدی بر اساس واقعیت ساخته شده که آن هم فقط بهعنوان پیشدرآمد روایت است؛ آگهی واقعی بوده اما بقیهٔ داستان تخیلی است. چگونگی پیشرفت داستان اغلب بیمعنی به نظر میرسد، اما چون کمدی است مهم نیست. بخشهای ابتدایی ضعیفاند اما بعدتر از نظر طنز بهتر میشود. بهنوعی نه بد و نه آنقدر خوب که به دیگران توصیهاش کنم؛ فیلمی در حد «تفریحِ معمولی» است و بعضی ممکن است آن را آزاردهنده بدانند.
امتیاز: 6/10
---
بازیگران خوب و شوخیهای خندهدار وجود دارد، اما مشکل این است که فیلم گهگاه خیلی جدی میشود.
به نظرم میتوانم «مایک و دیو نیاز به همراهی برای عروسی دارند» را فیلم خوبی بدانم. بازیگران اصلی عملکرد قابلقبولی دارند و بیشتر لحظات کمدی خندهدار است، اما تلاش فیلم برای داشتن بخشهایی احساساتی در مقاطع متعدد تقریباً باعث شد تا دید مثبتم نسبت به آن تغییر کند.
زک افرون (دیو)، آدام دیواین (مایک)، آنا کندریک (آلیس) و آبرِی پلازا (تاتیانا) همدیگر را خوب پوشش میدهند؛ هرچند شیمی بین همهٔ گروهها همواره کامل نیست، اما برای لحظات کمدی جواب میدهد. از میان بازیگران، افرون و پلازا برایم برجستهاند، بهخصوص پلازا که با وجود لهجهٔ نهچندان دقیق، بهخوبی به نقش متعهد میشود. در کنارهٔ آنها بازیگرانی همچون سم ریچاردسون، لاول کرافورد و استیفن روت نیز حضور کوتاهی دارند که دیدنشان خوشایند است.
همین بخش تلاش برای ایجاد لحظات عاطفی است که فیلم را پایین میکشد؛ هرچند پیام مثبتی در پایان وجود دارد اما هیچکدام از این احساسات واقعاً در فیلم منتقل نمیشود—من با هیچیک از شخصیتها ارتباط عمیق برقرار نکردم. شیمانسکی و همکارانش بهتر بود که صرفاً برای کمدیِ خالص 100 درصد تلاش میکردند. صمیمیت خوب است اما باید درست اجرا شود که در این فیلم اجرا نشده.
خوشبختانه طنزِ گاهی موفق فیلم تا حدی آن را از تبدیل شدن به یک کمدی رمانتیک احساساتی نجات میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران