نامزد ۵ جایزه اسکار — ۳ جایزه برده و در مجموع ۹ نامزدی
«کی پایانش را میسازی؟ — وقتی کارم تمام شود!» این دیالوگ تکرارشونده بین رکس هریسون در نقش پاپ ژولیوس دوم و چارلتون هِستون در نقش میکلآنژ است و مبنای فیلم اقتباسی از رمان ایروینگ ستون، عذاب و وجد، را شکل میدهد. این فیلم روایتی تخیلی از چگونگی نقاشی شاهکار سقف کلیسای سیستین توسط میکلآنژ است و تمرکز آن صرفاً بر دو شخصیت اصلی است؛ عذاب...
«کی پایانش را میسازی؟ — وقتی کارم تمام شود!» این دیالوگ تکرارشونده بین رکس هریسون در نقش پاپ ژولیوس دوم و چارلتون هِستون در نقش میکلآنژ است و مبنای فیلم اقتباسی از رمان ایروینگ ستون، عذاب و وجد، را شکل میدهد. این فیلم روایتی تخیلی از چگونگی نقاشی شاهکار سقف کلیسای سیستین توسط میکلآنژ است و تمرکز آن صرفاً بر دو شخصیت اصلی است؛ عذاب و وجد اثری مبتنی بر شخصیتها و دیالوگهاست.
من اینجا قصد درس تاریخ دادن درباره نقاشان رنسانس یا شرح دوره پاپ ژولیوس دوم (پاپ جنگجو) را ندارم—در این سایت نقدهای مستدل دیگری در این باره هست—بلکه بهعنوان علاقهمندی به این فیلم میگویم که فارغ از نارساییهای تاریخی آشکار، واقعاً این فیلم را دوست دارم. داستانی جذاب از دو مرد بزرگ است که بهخاطر تکبر و غرور هر یک، یکدیگر را به ستوه میآورند؛ هرچند هر دو نمیفهمند همان چیزی که آنها را آزار میدهد، در واقع روح را پرورش میدهد. خوشبختانه بازیگران اصلی کار را بهخوبی به دوش میکشند؛ هِستون و هریسون هر دو با تمام قوا وارد نقشها شدهاند و از هم تغذیهٔ هنری میگیرند—صحنهای که میکلآنژ، ژولیوس را از بستر بیماری به کنایه برمیانگیزد، بهخصوص بهیادماندنی است.
زحمت و مصالحههای فراوانی که میکلآنژ برای تکمیل سقف شگفتانگیز کلیسا متحمل شد، بهخوبی در ریتم فیلم از سوی کارگردان کارول رید به تصویر کشیده شده و این رویکرد باعث میشود از ابتدا تا انتها با شخصیتها درگیر بمانید. اگرچه فیلم خالی از لحظات طنز نیست و گاه از نبرد ارادهٔ مردان فاصله میگیرد و جرقههایی از سبکبالی پدید میآورد. باید گفت این اثر مناسب کسانی نیست که دنبال درام تاریخی پر زد و خورد، نبردها و عشقهایی مرگبار هستند؛ این فیلم برای دوستداران هنرهای زیبا، بازی بازیگران برجسته و در درجهٔ اول داستانسرایی خوب ساخته شده است. نمره: ۸٫۵/۱۰
بسته به نسخهای که میبینید، فیلم با یک دورنمای موسیقایی زیبا از موزههای ایتالیا و واتیکان آغاز میشود که عظمت و حجم کار میکلآنژ بوئوناروتی را در زمینهای تاریخی قرار میدهد—و فشردهسازی این مجموعه آثار در حدود ده دقیقه تماشای فیلم را بهتنهایی به یک درس تاریخ هنر تبدیل میکند. داستان در دورهٔ پاپی ژولیوس دوم (با بازی رکس هریسون) میگذرد، پاپی جنگجو اما روشنبین نسبت به هنر که چارلتون هِستون را بهزور به نقاشی سقف کلیسای نسبتاً ویران سیستین وامیدارد. هِستون با اکراه کار را آغاز میکند و سالها که میگذرد، کارول رید چگونگی تحول رابطهٔ این دو را پی میگیرد.
اجرای هریسون چندان موفق نیست—نمیتوان منکر آن شد؛ بازیاش خشک است و دیالوگهای نسبتاً ساختگی را بدون کاریزما ارائه میکند. هِستون اما بهتر عمل میکند، هرچند گاهی بیش از اندازه تئاتری است، در نقش هنرمند آشفتهای که در ابتدا از نقاشی در هفتاد فوت بالاتر متنفر است اما تا پایان کاملاً دچار وسواس میشود. فیلمنامهٔ فیلیپ دان بهترین اثر او نیست؛ کلامی و سنگین است—با این حال توانسته تاریخ و تخیل را چنان در هم بیامیزد که تصویری از شکنندگی دهسالهٔ پاپی ژولیوس دوم در آغاز قرن شانزدهم به ما ارائه دهد. موسیقی الکس نورث که به خاطر آن اسکار را به موریس جار و موسیقی «دکتر ژیواگو» واگذار کرد، در غیر این صورت شایستهٔ دریافت جایزه بود و همراهی باشکوهی برای این درام تاریخی نه چندان عادی فراهم آورده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران