تارزان که به زندگی در شهر لندن عادت کرده است، باری دیگر به خانه اصلی اش در جنگل فرا خوانده می شود تا در مورد فعالیت هایی که در یک محل اردوی یک معدن صورت می گیرد، تحقیق کند و …
تارزان که به زندگی در شهر لندن عادت کرده است، باری دیگر به خانه اصلی اش در جنگل فرا خوانده می شود تا در مورد فعالیت هایی که در یک محل اردوی یک معدن صورت می گیرد، تحقیق کند و …
بله، این یک تارزان متفاوت و بهروز است. اخیراً نسخه لایو‑اکشن موگلی ساخته شد و حالا نوبت آفریقاست. این فیلم از دیزنی نیست و برای طرفداران تارزان این نکته ناامیدکننده است؛ چون فیلم برای بزرگسالان ساخته شده. هرچند رده سنیاش PG‑13 است، اما فکر نمیکنم کودکان از آن بهخوبی از «کتاب جنگل» اخیر لذت ببرند. میتوان گفت شبیه فیلمهای دیسی است که بهسمت حالوهوای بزرگسالان...
بله، این یک تارزان متفاوت و بهروز است. اخیراً نسخه لایو‑اکشن موگلی ساخته شد و حالا نوبت آفریقاست. این فیلم از دیزنی نیست و برای طرفداران تارزان این نکته ناامیدکننده است؛ چون فیلم برای بزرگسالان ساخته شده. هرچند رده سنیاش PG‑13 است، اما فکر نمیکنم کودکان از آن بهخوبی از «کتاب جنگل» اخیر لذت ببرند. میتوان گفت شبیه فیلمهای دیسی است که بهسمت حالوهوای بزرگسالان میروند. خلاصه اینکه انتظار نداشته باشید مثل فیلمهای دیزنی باشد. همانطور که کارگردان قبل از انتشار گفت، این تارزان، تارزان پدر یا پدربزرگتان نیست؛ بلکه نسخهای بهروزشده با خشونت گرافیکی شدید است.
داستان از زندگی ابتدایی تارزان میگذرد و دوران کودکی تا بلوغ او را نشان نمیدهد؛ فیلم با زندگی مستقر تارزان در بریتانیا آغاز میشود. داستان در نیمه دوم قرن نوزدهم میگذرد، زمانی که مستعمرات اروپایی در آفریقا برای استخراج منابع طبیعی گسترش مییابند. در ساوانای کنگو، بومیان از بازدید کوتاه تارزان استقبال میکنند، اما وقتی همسرش جین ربوده میشود اوضاع به بحرانی شدن میگراید. حالا تارزان باید برای بازگرداندن امنِ او بجنگد و همزمان تهدیدهای دیگر ناشی از قدرتهای بیگانه در منطقه را نیز دفع کند.
در روزگار اخیر بسیاری فیلمها از شخصیتهای CGI ساخته شدهاند؛ این یک گرایش است اما همهشان چشمگیر نیستند. جلوههای ویژه این فیلم در حد متوسط است. داستان قابلقبول است، بازیها نسبتا خوب و انتخاب بازیگران هم بد نیست، اما ساموئل ال. جکسون عملاً بیفایده است؛ او یکی از بهترین بازیگران مکمل هالیوود است، اما نقشش در این پروژه بسیار سطحی و بیمعنی بود. از سوی دیگر، الکساندر اسکارسگارد در نقش اصلی خوب است و مارگوت رابی هم جین را خوب زنده میکند. سکانسهای اکشن بهاندازه انتظارم خوب نبودند. فیلم زمان پخش مناسبی دارد، اما در بخشهایی کند است یا اتفاق جالبی رخ نمیدهد. ایده بهروزرسانی تم را دوست داشتم، اما باید تمرکز بیشتری روی داستان میگذاشتند. اگر قرار به فیلم بعدی باشد، بهتر است پیشدرآمد باشد، چون به نظر میرسد درباره گذشته چیزهای بیشتری برای گفتن هست تا جلو رفتن. این فیلم یکبار دیدنی است؛ غافلگیریای ندارد، ساده و تا حدی سرگرمکننده. (6/10)
این ناامیدکنندهترین فیلم تارزان بود که تا حالا دیدهام. محصولی معمولی از یک تهیهکننده هالیوودی که میخواهد نسخهای «مدرن» از تارزان بسازد ولی چندان با تارزانی که ادگار رایس باروز خلق کرده آشنا یا همدل نیست. بهویژه شخصیت تارزان در این فیلم کمرنگ و بیرمقترین نسخهای است که دیدهام؛ نه آن قدرتی را دارد که باروز به او نسبت داده و نه آن هوش را؛ بیشتر فیلم را با حالتی بیتفاوت و بدون طراوت در چهره میگردد. خودِ داستان تا حد زیادی یک کلیشهٔ هالیوودی درباره بردگی و سوءاستفاده از جمعیت سیاهپوست آفریقاست؛ نه کاملاً بد اما چیزی برای تحسین هم ندارد. جلوههای CGI زیاد است و برخلاف برخی منتقدان که آن را ضعیف خواندهاند، من شخصاً فکر میکنم نسبتاً قابلقبول بود—یکی از معدود نکات مثبت فیلم. واقعاً نمیفهمم چه جرأتی داشتند که این فیلم را «افسانه تارزان» بنامند، چون فاصله زیادی با افسانهای که ادگار رایس باروز خلق کرد دارد. این فیلم شاید بهعنوان یک قسمت یکساعته از سریال تلویزیونی تارزان قابلقبول بود، اما بهعنوان یک فیلم پرهزینه بلند جواب نمیدهد. خیلی ناامید شدم.
«دنباله واقعیِ "گریستوک: افسانه تارزان" — بعد از ۳۲ سال»
فیلم «افسانه تارزان» (۲۰۱۶) با بازی الکساندر اسکارسگارد در نقش جان کلایتون (تارزان)، مارگوت رابی در نقش جین و ساموئل ال. جکسون در نقش دوست آمریکایی تارزان ساخته شده است. اتفاقات حدود یک دهه پس از ترک آفریقا توسط تارزان و جین و اقامتشان در انگلستان رخ میدهد و با فلشبکهای کوتاهی به منشأ مرد میموننما همراه است. کریستوف والتس نقش شرور داستان، روم، را بازی میکند که سیاهپوستان را در کنگو به بردگی میکشد تا الماسهای اوپار را استخراج کنند. تارزان، جین و ویلیامز (جکسون) تلاش میکنند اوضاع را درست کنند.
«گریستوک: افسانه تارزان، فرمانروای میمونها» (۱۹۸۴) بهترین فیلم مدرن تارزان بود و از فیلمهای محبوب من، هرچند نیمهٔ دومش کند به نظر میرسید (و استفادهٔ آزاردهنده از آواهای میمونی که خوشبختانه این فیلم تنها یکبار از آن استفاده میکند). متأسفانه دنبالهٔ ۱۹۹۸ («تارزان و شهر گمشده») افتضاح بود؛ نسخهای نصفهنیمه و شتابزده که گویا برای سود بردن از موفقیت انیمیشن دیزنی ساخته شد. این فیلم جدید بیشتر شبیه دنبالهٔ واقعی «گریستوک» بهنظر میرسد، هرچند با بازیگرانی متفاوت که بهخاطر فاصلهٔ ۳۲ سالی قابلفهم است. نمایش شهر گمشدهٔ اوپار با کتابها متفاوت است: دیگر دخترِ کاهنهٔ فریبندهٔ لا (زنی سفید و بلوند) یا ساکنان میمونصفت وجود ندارند. اوپاریانها در فیلم بهصورت قبیلهای سیاهپوست پوشیده از نقاشی سفید بدن تصویر شدهاند، اما این تغییر چندان ناامیدکننده نیست چون در انتقال به رسانهای دیگر تغییرات قابل انتظارند و علاوه بر این، خودِ اوپار نقش چندان بزرگی در داستان ندارد.
در مجموع، این فیلم را یک اثر محکم درباره تارزان یافتم با لحنی جدی برای بزرگسالان که درام، ماجراجویی جنگل و اکشنهای حیرتآور را تلفیق میکند. قدردان سکوتهای تأملآمیز داستان هستم که بینشهایی درباره شخصیتها میدهد یا شگفتیهای طبیعت را منتقل میکند—مثلاً وقتی تارزان شبهنگام با یک فیل همنوایی میکند یا وقتی ویلیامز درباره اشتباهات گذشتهاش صادقانه اعتراف میکند و احساس میکند از روم منفور چندان متفاوت نیست. مارگوت رابی جین را بهخوبی زنده میکند و از بهترینهای فیلمهای تارزان است. حیوانات CGI عالیاند، بهویژه میمونهای قدرتمند. فیلم حدود ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه است و باور کنید یا نه در انگلستان فیلمبرداری شده و نماهای هوایی در گابن ثبت شدهاند. نمره: B.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران