فیلم داستان یک معمار را دنبال میکند که پس از یک فاجعه مخرب و ویرانگر در شهر مگالوپولیس قصد دارد تا این شهر را همانند یک آرمان شهر بازسازی نماید اما موانع بسیاری جلوی روی اوست.
فیلم داستان یک معمار را دنبال میکند که پس از یک فاجعه مخرب و ویرانگر در شهر مگالوپولیس قصد دارد تا این شهر را همانند یک آرمان شهر بازسازی نماید اما موانع بسیاری جلوی روی اوست.
مگالاپولیس یک حماسه بلندپروازانه است که میکوشد موضوعات فکری متعددی را بررسی کند، اما چشمانداز کوپولا برای بازسازی اجتماعی هم بزرگی کار را نشان میدهد و هم نقصهای اجرای آشفتهاش را. با وجود جلوههای بصری غوطهورکننده و بازیگرانی توانا، روایت با استعارهها و قیاسهای فلسفی بیش از حد سنگینی میشود؛ نتیجه تجربهای محرک اما آشفته و پراکنده است. تضاد مرکزی بین سزار و چیسرو گاهبهگاه...
مگالاپولیس یک حماسه بلندپروازانه است که میکوشد موضوعات فکری متعددی را بررسی کند، اما چشمانداز کوپولا برای بازسازی اجتماعی هم بزرگی کار را نشان میدهد و هم نقصهای اجرای آشفتهاش را. با وجود جلوههای بصری غوطهورکننده و بازیگرانی توانا، روایت با استعارهها و قیاسهای فلسفی بیش از حد سنگینی میشود؛ نتیجه تجربهای محرک اما آشفته و پراکنده است. تضاد مرکزی بین سزار و چیسرو گاهبهگاه لحظات جذابی پدید میآورد، اما غنای ایدهها اغلب در پیچیدگی بیش از حد فیلم رقیق میشود. در نهایت، ناامیدیای ملالآور که حتی از سوی سازندهای از بزرگان سینما هم نتوانسته از دامهای معمول سینمای معاصر رها شود.
امتیاز: C-
برای روشنگویی: نوشتن این مطلب برایم دشوار است اما باید صادق باشم. افسانهای سینمایی و دیرپای فرانسیس فورد کوپولا متأسفانه ناامیدی بزرگی است. پس از دههها توسعهٔ ناپیوسته، این اپوس استعاری دربارهٔ معمار برجسته و آرمانطلب (آدام درایور) که در نسخهای مدرن از نیویورک و با الهام از روم باستان در پی ساخت توسعهای اُتپیایی است، تلاشهای اغلب ناکام او را برای راهاندازی طرح به تصویر میکشد (چیزی شبیه تولید خودِ همین فیلم). از نظر موضوعی فیلم به مسائل مهمی مانند نقش طمع، فساد، سیاست و انگیزههای برنامهمحور در امور رفاه عمومی میپردازد و بر اهمیت رهایی خلاقانهٔ الهامبخش نیز تأکید دارد؛ همچنین اهمیت عشق و حمایت در موفقیت چنین طرحهایی را بررسی میکند. اما این اندیشهها توسط شلوغی روایی فراوان و اولویت دادن به سبک بر محتوا بهطور جدی زیر سؤال میروند. اگرچه «مگالاپولیس» از نظر تصویری چشمنواز است و فیلمبرداری و طراحی تولید خلاقانه و تأثیرگذاری دارد، این جنبههای بصری چنان غالب میشوند که انسجام و قابلفهم بودن داستان را تحتالشعاع قرار میدهند. کمی روشنایی درکپذیرتر با پیشرفت داستان پدیدار میشود، اما متأسفانه در آن مرحله دیگر سخت است کسی را یافت که واقعاً دربارهٔ پایان داستان دغدغه داشته باشد. شباهتهای نسبتاً آشکاری میان خط داستانی این فیلم و اقتباس سینمایی رمان پرفروش آین رند «منبع» وجود دارد که دربارهٔ اصالت اثر سؤال ایجاد میکند. با توجه به اینکه ممکن است این آخرین فیلم کوپولا باشد، تأسفآور است که کارگردان با چنین اثر مایوسکننده و کمجان از کارنامهاش خداحافظی کند؛ برخی منتقدان (از جمله من) تلاش کردهاند سختگیر نباشند و احتمالاً نمرات بخشندهتری دادهاند. با این حال به نظر میرسد این تلاش تمثیلی بیش از توانایِ فیلمساز بوده و در محصول نهایی مشهود است؛ ناامیدیای از سازندهای که آثاری کلاسیک مانند «پدرخوانده» و «طوفان نو» دارد. اگر مصمم به تماشا هستید، به خاطر تصاویر خیرهکننده بهتر است آن را روی پردهٔ بزرگ ببینید، اما انتظار نداشته باشید کلیت کار شما را راضی کند.
تصور کنید امپراتوری روم از توطئهها و خیانتهای سزارهای اولیه جان سالم بهدر برده و تا هزارهٔ سوم جلو آمده است. روم جدید به طور معجزهآسایی به ایالات متحده منتقل شده و شهری است که بهدست شهردار «چیسرو» (جیانکارلو اسپوزیتو) اداره میشود. در مقابل او مخالفانی وجود دارد که یکی از آنها «سزار» جاهطلب (آدام درایور) است که میخواهد شهر را به سبک نِرو بازآفرینی کند: محلههای فرسوده را خراب کند و آنها را با آرمانشهری از مادهٔ نوآورانه و پایا به نام «مِگالون» جایگزین سازد. منافع متصلب شهر در برابر این جوان صف بستهاند، مگر دختر شهردار «جولیا» (ناتالی امانوئل) که به سزار علاقهمند میشود—موضوعی که برای معشوقهٔ پیشین سزار «واو» (آبری پلازا) ناخوشایند است و او برای انتقام تصمیم میگیرد با ثروتمندِ بسیار سالخورده «کراسوس» (جان ووایت) ازدواج کند. به این ترکیب شلوغ، شخصیت «کلودیوس» (شیا لابوف) را هم اضافه کنید که مصمم است سزار را ساقط کند، به مقام عمومی برسد و ثروت کراسوس را به ارث ببرد—و ما با یک توطئهٔ درونی روبهرو میشویم که باید سویتونیوس و ماکیاولی را شرمنده کند. اما در عمل، با درامی پراکنده مواجهیم که نمیداند به کجا میرود و برای چه کسانی ساخته شده است. فیلم تلاش میکند اندکی از فضای تراژیک کلاسیک (و اثرات مارکوس آئورلیوس) را در دیالوگ وارد کند تا سنگینی و حس تاریخ به قصه ببخشد، اما در بیشتر نقاط این اثر آشوبی سردرگم است. رقابت بر سر نقشآفرینی بین لابوفِ نمایشی و اغراقآمیزِ کلودیوس و ووایتِ میلیاردرِ لرزان است، اما باقی بازیگران مانند ماهیای از آب (CGI) به نظر میرسند. هرچند طراحی تولید شهر را خلاقانه ساخته و نماها گاه به تاریخ سینما اشاره میکنند (کمی حس فریتس لانگ را میتوان دید)، اما کلیت بیش از آنکه الهامبخش باشد، شبیه پروژهای خودخواهانه از کوپولا به نظر میرسد که نمیتواند تصمیم بگیرد آیا میخواهد «رومئو و ژولیت» باشد یا «اسپارتاکوس» و در پایان هیچیک از قوت، احساسگرایی، شدت یا طنز این آثار را ارائه نمیدهد. فیلم از نظر بصری جذاب است و چشمانداز شهری قابلتأملی دارد، اما داستان برای تماشاگر پخته نیست. ارزش دیدن روی پردهٔ بزرگ را دارد، اما آمادهٔ ناامیدی باشید؛ فیلم با قوت آغاز میشود و سپس به ملودرامی پرحرف بدل میگردد که چند پیام ناهموار دربارهٔ طمع و ناتوانی بشر را بهصورت سبک وارد روایت ضعیفش میکند. پایانش هم طوری است که خواستار دنباله به نظر میرسد.
رنگارنگ، عجیب و فکورانه و پرانرژی، اما مناسب عموم مردم نیست.
یک معمار نابغه (آدام درایور) مصمم است بخش مرکزی نیو روم را در اواخر قرن بیستویکم با مادهٔ زیستانطباقی انقلابی به نام مِگالون بازسازی کند. شهردار جدید با این برنامهها مخالف است چون از وضع موجود راضی است (جیانکارلو اسپوزیتو). شهردار از رابطهٔ دخترش (ناتالی امانوئل) با این نابغه خوشحال نیست. شیا لابوف نقش عامل شرارت و اغواگر را بازی میکند و ابری پلازا در نقش مجری تلویزیونیِ نقشهچین است که به ستون اقتصادی شهر جذب میشود (جان ووایت بازیگر نقش ثروتمند شهر است).
کوپولا اولین بار در 1977 ایدهٔ «مگالاپولیس» را مطرح کرد؛ الهام او از تلاش ناموفق لوکیوس سرجیوس کاتیلینا برای تصرف جمهوری روم در 63 قبل از میلاد و شکست او مقابل مارکوس تولیوس سیسرو بود. گرچه فرانسیس صدها صفحه یادداشت و قطعات فیلمنامه تا اوایل 1983 گردآوری کرد، تلاش جدی برای ساخت فیلم در 2001-2002 آغاز شد اما به دلایل مختلف از جمله حملات 11 سپتامبر متوقف شد. وقتی کوپولا 80 ساله شد، بیمحابا تصمیم گرفت فیلم را بسازد و آن را شخصاً با هزینهٔ 120 میلیون دلار تأمین مالی کرد؛ فیلمبرداری بین نوامبر و مارس 2022–2023 انجام شد. آیا فیلم خوب است؟ برخی منتقدان آن را «بههمریختهٔ بزرگ» مینامند، اما در واقع خط داستانی ساده است. سبک هنری کوپولاست که تماشاگر را دچار ابهام میکند؛ او به هوش بیننده برای کنار هم قرار دادن قطعات احترام میگذارد. این رویکرد در آثار قبلیاش مثل «وان فرام د هارت»، «رامبل فیش»، «دراکولای برام استوکر»، «جوانی بدون جوانی» و «توییکس» نیز دیده میشد. اگر از آن آثار خوشتان آمده یا از آنها متنفر بودهاید، این فیلم هم از همان بافت هنری است.
همچنین همانطور که در «تاکر: مرد و رویای او»، «تترو» و حتی در «طوفان نو» (شخصیت کرتز) دیدهایم، کوپولا دوست دارد جنبههایی از زندگی خود را در فیلمهایش منعکس کند. در اینجا او خود را در قالب یک نابغهٔ برندهٔ جایزه میبیند که پروژهای بلندپروازانه دارد که اگر اجرا شود چشمانداز جهان را تغییر میدهد، اما قدرتمندان با تلاشهایش مخالفت میکنند. او دائماً در معرض تهمتها قرار میگیرد و زندگی شخصیاش، از جمله مرگ همسر و فرزندان ناتمامش، او را آزار میدهد. با این حال او به دیدگاهش ادامه میدهد و در نهایت جهان را با هنر خود دگرگون میکند.
در نهایت، فیلم از چند منظر سرگرمکننده است و پر از اندیشههای باکیفیت است و پایانش هم گرمی قابلقبولی دارد. بارها از خنده منفجر شدم در مواجهه با جنون خلاقهٔ اثر. اگر کسانی بگویند این خندهها «غیرعمدی» بودهاند، احتمالاً فیلمهای قبلی کوپولا مثل «توییکس» یا «تو الان مرد بزرگی شدی» را ندیدهاند. من شهر مگالاپولیس را نوعی اورشلیم نوین در کتاب مقدس میبینم؛ شهری ابدی که در مکاشفه توصیف شده است. «پاداش گناه مرگ است، اما بخشش خداوند زندگی ابدی است»؛ در فیلم، گناهکاران مزد اعمالشان را میبینند و کسانی که نظر و عملشان را تغییر میدهند (توبه میکنند) از مواهب شهر جدید بهرهمند میشوند. اگر برایتان ارزش داشته باشد، فیلم اثری است که میتوانید دوباره و دوباره برای یافتن گوهرهای پنهان به آن بازگردید. مدت زمان: 2 ساعت و 18 دقیقه؛ فیلمبرداری در منهتن و استودیوهای تریلیت، آتلانتا.
نمره: B+/A-
صادقانه بگویم، هیچ ویژگی قابل دفاعی در این فیلم نیست. داستان بهندرت جالب است، بازیهای اغراقشده و بیشازحد نمایشی مضحکاند، و جلوههای بصری آماتورانهاند (واقعاً کار دانشجویان فیلم را بهتر میبینم).
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران