هوجون یک ستاره و آیدل بسیار مشهور است و از طرفی گئون یانگ خبرنگاری است که برای یک مجله خبری کار میکند . روزی گئون یانگ تصمیم میگیرد برای نوشتن یک مقاله خبری در مراسم افتتاحیه ی یک کلاب شرکت کند . در طول مراسم این خبرنگار شاهد رفتار خشونت آمیز ستاره ی معروف یعنی هوجون شده و همه چیز از اینجا آغاز میشود …
هوجون یک ستاره و آیدل بسیار مشهور است و از طرفی گئون یانگ خبرنگاری است که برای یک مجله خبری کار میکند . روزی گئون یانگ تصمیم میگیرد برای نوشتن یک مقاله خبری در مراسم افتتاحیه ی یک کلاب شرکت کند . در طول مراسم این خبرنگار شاهد رفتار خشونت آمیز ستاره ی معروف یعنی هوجون شده و همه چیز از اینجا آغاز میشود …
«پس با آنتیفنم ازدواج کردم» نمایشی سبک و دلپذیر بود؛ سرگرمکننده اما نه چندان تازه یا منحصربهفرد. اگر دنبال اثری خوشحالکننده با کلیشههای «دشمن به عاشق» یا «پسر پولدار، دختر فقیر» هستید، احتمالاً از آن خوشتان خواهد آمد. با این حال نقاط ضعفی داشت که مانع شد برای من نمرهٔ کامل بگیرد.
شخصیت گئون-یونگ خوب پرداخته شده بود؛ دوستیهایش چه با مردان و چه با زنان...
«پس با آنتیفنم ازدواج کردم» نمایشی سبک و دلپذیر بود؛ سرگرمکننده اما نه چندان تازه یا منحصربهفرد. اگر دنبال اثری خوشحالکننده با کلیشههای «دشمن به عاشق» یا «پسر پولدار، دختر فقیر» هستید، احتمالاً از آن خوشتان خواهد آمد. با این حال نقاط ضعفی داشت که مانع شد برای من نمرهٔ کامل بگیرد.
شخصیت گئون-یونگ خوب پرداخته شده بود؛ دوستیهایش چه با مردان و چه با زنان طبیعی و حمایتکننده بهتصویر کشیده شد. رابطهٔ او با گو سو-هوان صرفاً رفاقت بود که بهخوبی حفظ شد و این را پسندیدم. آنها بهخوبی با هم ارتباط برقرار میکردند، کنار هم بودند و در عین حال مرزهای مشخصی داشتند که دیدنش خوشایند بود. رابطهٔ گئون-یونگ با والدینش نیز مهربانانه و پشتیبانانه بود؛ والدینش او را به سمت رابطهای با هو جون سوق ندادند و در عوض برای بدرفتاری او با دخترشان او را مؤاخذه کردند، که این نکته سریال را از برخی درامهای مشابه متمایز میکند. در بسیاری از کیدراماها یا سیدراماها والدین خیلی راحت اشتباهات پسر را میبخشند وقتی متوجه ثروت یا ظاهر او میشوند، اما اینجا والدین از دخترشان دفاع کردند. داستان میتوانست قویتر باشد اگر تعاملات بیشتری با دوستان و والدین نشان داده میشد. گاهی گئون-یونگ طوری نشان داده میشد که کمهوش بهنظر میرسد، در حالیکه بهعنوان یک روزنامهنگار باید تیزبین باشد (مثلاً صحنهای که بین جیجی، این-هیونگ و هو جون مثلثی رسم میکند اما به نتیجهای نمیرسد، یا وقتی در ژاپن گم میشود و راهحل مناسبی ارائه نمیدهد).
در مقابل، روابط هو جون کمی شکارچیانه بود. بیشتر اطرافیانش یا از او پول درمیآوردند یا به نوعی به او خیانت کرده بودند. اینکه او توسط مادری مجرد و ظاهراً غایب بزرگ شده، تاحدی زمینهای فراهم میکرد که مخاطب برای خطاهای او توجیهی قائل شود. او ذاتاً آدم خوبی بهنظر میرسد جز در برخورد با گئون-یونگ. اگرچه به مرور نسبت به او رفتار بهتری نشان میدهد، اما برای احراز توبه و جبران کافی نیست. گئون-یونگ در برابر رفتارهای وحشتناک طرفداران او بدون حمایت میماند و هو جون در موقعیتهایی که بخشی از آن ناشی از رفتار خودش و تیم تولید بود، او را محافظت نکرد. وقتی سرانجام با هم وارد رابطه میشوند، هو جون بهتر رفتار میکند، اما اگر شخصی را خوب جلوه میدهید باید فارغ از وضعیت رابطه هم اعمالش مطابق آن باشد.
بازیگران نقشهای جانبی به شخصیتها روح و جذابیت دادند. سانگ هون در نقش برادر دیوانهٔ جیجی نقشآفرینی موفقی داشت. می-جونگ، سو-هوان و جی-هیانگ هم بهعنوان دوستان قابلاعتماد جذابیت و دلگرمی میآوردند. می-جونگ رک و مستقیم بود و دید منطقیتری نسبت به اطرافیان داشت؛ هرچند ویژگیهای خاص خودش را داشت اما به گروه تفکر منطقی میافزود. سو-هوان دوست بسیار خوبی بود که هر وقت لازم بود کمک میکرد و در محل کار از او دفاع میکرد. می-جونگ و سو-هوان در این سریال کمتر استفاده شدند و میتوانستند شخصیتهای جالبتری نسبت به این-هیونگ و جیجی باشند. جی-هیانگ از جهات مختلف بهترین بود؛ هرچند او هم از هو جون منفعت میبرد اما واقعاً به خوشبختی و آرامش او اهمیت میداد. کلیپهای کوتاهی که از خندههایش نسبت به هو جون و گئون-یونگ دیدیم به جذابیت او افزود و نشان داد او هو جون را مثل برادر کوچکتر میبیند. در سفر ژاپن هم کوشش میکند این-هیونگ را از هو جون دور نگه دارد و سوءتفاهمها را با گئون-یونگ رفع کند.
ضعیفترین نقطهٔ سریال رابطهٔ این-هیونگ و جیجی بود. وبتون بهتر توانسته بود این-هیونگ را دوستداشتنی و جیجی را منفی نشان دهد. اگر این دو کاراکتر قابلدوستداشتن بودند، امکان داشت قوس توبه برایشان توجیهپذیر باشد، اما در اینجا هر دو دستکاریگر و آزاردهندهاند و نسبت به اطرافیانشان رفتار خشنی دارند. آنها دائماً اهداف شخصی و آرزوهای خود را بالاتر از روابط میگذارند؛ وسواس این-هیونگ نسبت به شهرت و وسواس جیجی نسبت به هو جون آنها را از نظر روانی ناسالم کرده است. اینکه این دو در پایان با هم جمع شوند و در عین حال زیر نظر درمان یا بازسازی روانی نباشند، منطقی بهنظر نمیرسد. آنها بدون تلاش برای جلب بخشش یا ارائهٔ عذرخواهی، تقریباً همهٔ دوستیها را ترمیم کردند؛ هیچ اقدامی برای جبران رفتارشان نکردند. بهخاطر اینها پایانبندی نامعقول و ناحق بهنظر میرسید.
در مجموع، سریال خوبی بود و از تماشای آن لذت بردم. بهنظرم زوج اصلی شیمی خوبی داشتند و بازیگران جانبی عملکرد قابلقبولی ارائه دادند، هرچند نقشهای دوم بسیار آزاردهنده بودند.
در کمتر از سه دقیقهٔ آغازین قسمت اول با افکتهای صوتی عجیب و خندهداری برای هر حرکت و خنده مواجه شدیم؛ چیزی که توقعاتم را بلافاصله صفر کرد و تا حدی تحمل سریال را آسانتر ساخت. تعاملات بین شخصیتها مصنوعی و خشک بود و این شیرینی تحمیلی را دردناکتر کرد. این تنها ظاهر ماجراست؛ محتوای سریال بسیار زنندهتر و زشتتر است. بهشدت توصیه نمیکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1پایان سریال
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران