"جک کارتر" (کین) با شنیدن خبر مرگ برادرش، به زادگاهش نیوکاسل می رود تا در مراسم تدفین او شرکت کند.در آن جا با "اریک" (هندری) که تازه از زندان آزاد شده آشنا می شود و ماجرای مرگ برادرش را پی گیری می کند...
"جک کارتر" (کین) با شنیدن خبر مرگ برادرش، به زادگاهش نیوکاسل می رود تا در مراسم تدفین او شرکت کند.در آن جا با "اریک" (هندری) که تازه از زندان آزاد شده آشنا می شود و ماجرای مرگ برادرش را پی گیری می کند...
وقتی جک به خانه بازگشت
«گت کارتر» تنها یکی از برجستهترین نمونههای نئونوآر بریتانیایی نیست؛ بسیاری آن را از بزرگترین آثار سینمای بریتانیا هم میدانند. مایکل کین در نقش جک کارتر بازی میکند؛ مردی خشن و بیمهابا در زیرزمین جنایی لندن که پس از پیدا شدن جسد برادرش به زادگاهش نیوکاسل-آپون-تاین بازمیگردد. فیلم را مایک هاجز براساس رمان تد لوئیس («بازگشت جک به خانه») کارگردانی و...
وقتی جک به خانه بازگشت
«گت کارتر» تنها یکی از برجستهترین نمونههای نئونوآر بریتانیایی نیست؛ بسیاری آن را از بزرگترین آثار سینمای بریتانیا هم میدانند. مایکل کین در نقش جک کارتر بازی میکند؛ مردی خشن و بیمهابا در زیرزمین جنایی لندن که پس از پیدا شدن جسد برادرش به زادگاهش نیوکاسل-آپون-تاین بازمیگردد. فیلم را مایک هاجز براساس رمان تد لوئیس («بازگشت جک به خانه») کارگردانی و اقتباس کرده و اثر، فضاسازی سرد و دلگیرانهای دارد که رئالیسم زمخت زمانه را با حس و حال نوآر ترکیب و از رهگذری تراژیک میگذراند.
شخصیت جک کارتر که توسط کین و هاجز ساخته شده، مظهر ضدقهرمان نوآر است: سیگارهای فرانسوی میکشد، ریموند چندلر میخواند و مرجعهای کلاسیک نوآر در رفتار و لحنش آشکارند. او فرشته انتقام است؛ همزمان کشنده و جذاب، و گاه با جملات طعنهآمیز و حکیمانهای که کین با خونسردی اجرا میکند، تأثیرگذارتر میشود.
در فضایی عجیب، جک هرچند به خانه بازگشته اما غریبهایست میان مردم بومی: جوانی کاکنی در میان خرابهها و آوارهای جامعه شمال شرقی؛ منظرهای از ردیفِ خانههای کهنه، انبارهای زغال، کلوپهای سقوطکرده و مهمانپذیرهای فقیر که به کنایه جک، تختهایشان «سابقهای» دارند. کارتر مردی سخت و تا حدی روانرنجور است؛ وقتی ذهنش روی فرکانس بدبینی و خیانت قفل میشود، بیرحمیاش به اوج میرسد، اما پیوندهای خانوادگیاش نیز عمیقاند و لحظهای که اشکی در فیلم از او جاری میشود، همه میفهمند راه بازگشتی نیست.
هاجز و فیلمبردار، ولفگانگ زوشیتزکی، با حذف هرچیز زائد، تأثیر را به حداکثر میرسانند؛ گویی نمک دریا، دود دودکشها و بوی عرق طبقه کارگر را میتوان حس کرد. موسیقی معاصر روی باد (روی بد؟) به کار رفته توسط روی بادی، مانند رقص مرگ بر صحنه مینوازد و کارتر در کنار جمعی از بازیگران درجهیک آثار کارگری، هر دهه ارزش فیلم را افزونتر میکنند.
اما از سوی دیگر نقدهایی هم هست: برخی اجرای کین را در بخشهایی کمی سخت و خشک مییابند و معتقدند فیلم از نظر داستانی نسبتا کمپایه است و بازیگران مکمل گاهی آنقدرها قدرتمند نیستند که اثر را از حد متوسط نوآر فراتر ببرند. فیلم، هرچند فضای تهدیدآمیز و زمخت شمال شرق انگلستان را خوب منتقل میکند و ریتمش بهتدریج بالا میرود و پایانبندیای مناسب دارد، برای بعضی تماشاگران کمی کشیده به نظر میآید. با همه اینها، «گت کارتر» تصویری از منطقهای که در اوج رکود اقتصادی قرار داشت و از وجود باندهای جنایی که گاهی حتی در تجارتهای پستتر هم دست داشتند، ارائه میدهد و با وجود کاهش برخی شدتها در گذر زمان، همچنان ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران