دو مرد در دو سوی مرز، برای یک هدف واحد ایستادهاند.
نمیدانستم از این فیلم چه انتظار داشته باشم. از پوسترش حدس زدم موضوعی جدی دارد. من آدمی نیستم که از دیدن صحنههای خشونتآمیز خوشم بیاید — حتی دیدن شیرها که یک گورخر را در مستندهای حیاتوحش شکار میکنند برایم سخت است — بنابراین نگران بودم که کلیپهایی که نشان میدهند خیلی خشن باشد. در سینما...
دو مرد در دو سوی مرز، برای یک هدف واحد ایستادهاند.
نمیدانستم از این فیلم چه انتظار داشته باشم. از پوسترش حدس زدم موضوعی جدی دارد. من آدمی نیستم که از دیدن صحنههای خشونتآمیز خوشم بیاید — حتی دیدن شیرها که یک گورخر را در مستندهای حیاتوحش شکار میکنند برایم سخت است — بنابراین نگران بودم که کلیپهایی که نشان میدهند خیلی خشن باشد. در سینما همه چیز ساختگی است، اما این یک مستند است، و به همین دلیل «The Act of Killing» را خوشم نیامد.
سکانس افتتاحیه شبیه به «Breaking Bad» بود، پس فکر کردم شاید از دیدگاه طرفِ بدِ داستان و درباره نحوه عملکرد شبکه و تجارتشان روایت شود. اما همهچیز بعد از پنج تا ده دقیقه کاملاً تغییر کرد و داستان اصلی آغاز شد.
دو شخصیت اصلی معرفی شدند؛ مردانی که برای یک هدف مشترک میجنگند اما توسط خط مرز از هم جدا شدهاند. داستان درباره این است که در دو سوی مرز، تحت جوامع و حکومتهای متفاوت، این دو چگونه زندگیشان را در مقابله با شبکههای خطرناکی که امنیت را تهدید میکنند، فدا میکنند.
در یک شهر کوچک در مرز جنوبی ایالات متحده، تیم شبهنظامی کوچکی به رهبری تیم اقدامات شدیدی برای جلوگیری از انواع قاچاق اتخاذ کرده است. در سوی دیگر، دکتر میرلس از میچوآکان مکزیک کار را بزرگتر و جدیتر دنبال میکند و نیرویی را از داوطلبان مسلح تشکیل میدهد تا برای همان مأموریت بجنگند.
فیلم چند فاز داشت؛ نه بهصورت فصلها یا اپیزودها، بلکه مانند تقسیمهایی در روایت که جنبههای دیگر ماجرا را پوشش میدادند. تمرکز اصلی روی داستان دو مرد و اقداماتی بود که انجام میدادند. من احساس کردم این فیلم نسخهای مدرن از «هفت دلاور» است، اما در مقیاسی وسیعتر. تا اینکه یک پیچش در داستان من را شگفتزده کرد — انتظار نداشتم روایت اینگونه تغییر کند.
«من معتقدم کاری که انجام میدهم خوب است. و معتقدم آنچه علیهاش میایستم شر است.»
پس پیچش چه بود؟ یکی از مردها کارش را تقریباً بهتنهایی و با کمک چند دوست انجام میداد؛ اما تلاشهای مرد دیگر تبدیل به خبرها و تبلیغات ملی و بینالمللی شد. در چنین شرایطی شهرت میتواند سرنوشت یک انسان را در هر سو تغییر دهد. این مسأله به چرایی کار او مربوط نیست، بلکه به طبیعت انسانی باز میگردد.
فکر میکردم «هلی» یک اثر داستانی است. بعد از دیدن این مستند مطمئن نیستم بتوانم کشوری را بر اساس آثار سینماییاش قضاوت کنم. هر ملتی نقاط ضعفی دارد، اما اگر اطلاعات فیلم درست باشد، این سؤال پیش میآید که چرا دولت مکزیک نسبت به قاچاق مواد مخدر اینقدر بیتفاوت یا ناتوان است. فقدان نهادهای اجرای قانون فدرال در مناطق مورد مناقشه پس از ورود این فیلم به رقابت اسکار، لکهای شرمآور برای حکومت بهنظر میرسد.
فکر نمیکنم اقدام علیه آنها باعث سقوط یک کشور یا اقتصاد شود. البته من تحلیلگر مناسبی برای پیشبینی سرنوشت یک ملت نیستم؛ هرگز به مکزیک نرفتهام و اطلاعاتم درباره آن کم است، تنها انگیزهام کنجکاوی برای کشف حقیقت بود. در مورد ساخت فیلم هم مطمئن نیستم چگونه ساخته شده است.
مستندها معمولاً با مجموعهای از مصاحبهها و فیلمهای ضبطشده پیش میروند، اما این مستند بیشتر شبیه برداشتهای زنده و صحنهپردازیشده یک فیلم سرگرمی بود. شاید باید از پرسش و پاسخ کارگردان دنبال پاسخها باشم. اما یک چیز مشخص بود: تولید فیلم در زمان و مکان مناسب انجام شد.
این مستند بسیار خوب است؛ داستانی جذاب و شخصیتهای گیرایی دارد. من بهطور مرتب مستند تماشا نمیکنم و صادقانه بگویم آن را بیشتر بهخاطر نامزدی اسکار دیدم تا بفهمم چه چیز خاصی دارد. مطمئن نیستم برنده شود، اما با توجه به اینکه تا این مرحله آمده، نمیتوان شانسش را هم بهطور کامل رد کرد. هر چیزی ممکن است رخ دهد؛ باید صبر کرد و دید.
فیلم لحظاتی کند دارد؛ گاهی روایت مکث میکند یا بعد از نیمه اول مسیر اشتباهی میگیرد. اما در پایان مسیر را بازمییابد و بسیاری از ابهامات را روشن میکند، هرچند چند سؤال بدون پاسخ باقی میماند. نه صرفاً برای نامزدی جوایز، اگر کنجکاوید بدانید چرا مردم اسلحه به دست میگیرند تا با نیروی فسادکنندهای که جامعه را فاسد میکند بجنگند، تماشای آن را توصیه میکنم.
۸/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران