بیوگرافی
جف وینتار در کارگاه نویسندگان دانشگاه آیووا شرکت کرد، جایی که مجموعهای از کارتونها را در مجلهٔ The Quarterlyِ رندم هاوس منتشر کرد. با گذران زندگی از راه کار در کارخانه، معلم زبان انگلیسی و رانندهٔ اتوبوس شهری، وینتار به دنیای سینما راه یافت زمانی که در عرض شش ماه...
جف وینتار در کارگاه نویسندگان دانشگاه آیووا شرکت کرد، جایی که مجموعهای از کارتونها را در مجلهٔ The Quarterlyِ رندم هاوس منتشر کرد. با گذران زندگی از راه کار در کارخانه، معلم زبان انگلیسی و رانندهٔ اتوبوس شهری، وینتار به دنیای سینما راه یافت زمانی که در عرض شش ماه سه فیلمنامهٔ اسپک اوریژینال فروخت.
دومین فیلمنامه، یک داستان عاشقانهٔ علمی-تخیلی پر از پیچش به نام Spaceless، در محافل داخلی تقریباً افسانهای شده است بهخاطر شهرتش و مبارزهٔ طولانی و پرمشقت بیستوسهسالهاش در «جهنم توسعه» هالیوود. با چهرههای برجستهای که آن را فیلمنامهٔ ناتولیدشدهٔ مورد علاقهٔ خود میدانند و کلکسیونرهای آنلاین که همیشه به دنبال نسخهای از فیلمنامهاند، اغلب از آن بهعنوان یکی از فیلمنامههای جام مقدس یاد میشود. این فیلمنامه از سالها پیش مورد علاقهٔ گور وربینسکی بوده است، کارگردانی که The Ring، Pirates of the Caribbean و Rango را ساخته است.
سومین فروش اسپک، Hardwired، که توسط استودیو بهعنوان I, Robot (بر اساس مجموعه داستانهای کوتاه آیزاک آسیموف) بازنامگذاری شد، با بازی ویل اسمیت و کسب ۳۵۰ میلیون دلار در سراسر جهان، تبدیل به پرفروشترین فیلم غیردنبالهای تابستان و دهمین پرفروش سال ۲۰۰۴ شد. فیلمنامهٔ اصلی Hardwired یک معمای قتل ذهنی و صحنهمحور بود که شبیه یک نمایش صحنهای میخواند، و نمایندگان ملکیت آسیموف آن را «بیشتر آسیموف از خود آسیموف» میدانستند. وینتار فیلمنامه را به یک فیلم پرهزینهٔ استودیویی تبدیل کرد و همزمان داستان را به جهان گستردهتر I, Robot منتقل ساخت. تغییرات تحمیلی پروژه را بیشتر به یک بلوکباستر اکشن تابستانی تبدیل کرد، حرکتی که هواداران اصیل آسیموف را خشمگین کرد، هرچند بسیاری از منتقدان محصول نهایی را هم باهوش و هم پرزور دانستند. سالها رفتار خوبی با I, Robot داشتهاند؛ این فیلم همچنان مورد علاقهٔ تماشاگران باقی مانده و الهامبخش نسل جدیدی از پژوهشگران هوش مصنوعی بوده است، و مقالات بازنگر خواستار ارزیابی دوبارهٔ فیلم شدهاند و میگویند فیلم از همیشه مرتبطتر است، بسیار وفادارتر به تمام آثار آسیموف از آنچه معمولاً شناخته میشود، و همچنان امید به ساخت دنباله را زنده نگه داشته است.
ده سال پیش از انتشار Iron Man با رابرت داونی جونیور، وینتار نسخهای اولیه بهنام The Iron Man برای 20th Century Fox نوشت. او تنها پس از آن پذیرفت کار را بپذیرد که از استن لی خواست تا فیلمنامه یا داستان را همراه او بنویسد، و استن پذیرفت. این زمانی بود که هنوز فیلمهای X-Men و Spider-Man ثابت نکرده بودند که ابرقهرمانها طلای گیشهاند. رئیس استودیو، تام راثمن، از فیلمنامه تمجید کرد و گفت تا وقتی نسخهٔ وینتار/لی را نخوانده بود شخصیت را درک نکرده بود، اما اصرار داشت بازار هرگز از پس همهٔ این فیلمهای ابرقهرمانی برنمیآید، مخصوصاً نه عنوان حاشیهایای مثل Iron Man. The Iron Man اثر جف وینتار و استن لی در چندین فهرست «بهترین فیلمنامههای ناتولیدشده» جای گرفته است، از جمله فهرست Screenwriter's Utopia، و «شاید بهترین فیلمنامهٔ ابرقهرمانیِ آن دوره» خوانده شده است.
اولین سریال تلویزیونی او، The Hot Zone، پربینندهترین سریال داستانی شبکهٔ NatGeo شد و شش ماه پیش از آغاز پاندمی جهانی دربارهٔ یک فاجعهٔ قریبالوقوع هشدار داد.
پروژههای کنونی وینتار شامل اقتباسی از Blood Music، یک کمدی کریسمس اوریجینال، یک سریال ماجراجویی سفر در زمان، و یک نمایش کارآگاهِ هیولاهای دیوانه با مقدار زیادی کانابیس است. در اوقات فراغت و فقط برای تفریح، وینتار نوارهای مصور (کمیک استریپ) میسازد با استفاده از مجموعهٔ فیگورهای اکشن قدیمیاش.
نمایش بیشتر