قاتل از طریق دنیای زیرین کابوس از روح های شکنجه شده، شهرهای ویران شده و هیولاهای بدبختی که از وحشت اولیه ضمیر ناخودآگاه فیل تیپت، انیماتور برجسته استاپ موشن جهان ساخته شده اند، سفر می کند.
قاتل از طریق دنیای زیرین کابوس از روح های شکنجه شده، شهرهای ویران شده و هیولاهای بدبختی که از وحشت اولیه ضمیر ناخودآگاه فیل تیپت، انیماتور برجسته استاپ موشن جهان ساخته شده اند، سفر می کند.
Mad God پیروزی ترسناک و درخشانِ انیمیشن است. از آغاز تا پایان مسحورکننده، منحصر به فرد و تهوعآور است. شهر ویرانی که در فیلم نشان داده میشود با لایههای سنگین چرک و مایعات ناشناس پوشیده شده که انگار مستقیم روی تماشاگر جاری میشوند. فیلم تا حدی یادآور هزارتویی است که سنوبایتها در فیلمهای Hellraiser در آن ساکناند. جز این که پیام میدهد ما محکومیم تا...
Mad God پیروزی ترسناک و درخشانِ انیمیشن است. از آغاز تا پایان مسحورکننده، منحصر به فرد و تهوعآور است. شهر ویرانی که در فیلم نشان داده میشود با لایههای سنگین چرک و مایعات ناشناس پوشیده شده که انگار مستقیم روی تماشاگر جاری میشوند. فیلم تا حدی یادآور هزارتویی است که سنوبایتها در فیلمهای Hellraiser در آن ساکناند. جز این که پیام میدهد ما محکومیم تا برای ابد همان درد و رنج را بارها تجربه کنیم، تنها نقصِ Mad God روشن نبودن دلیل وجود این خشونتِ هولناک است. رویاها و آرزوها مانند نقشهٔ گنج ما را در زندگی هدایت میکنند، اما اغلب تحقق نمییابند. چیزی شبیه Mad God پیش از این ندیدهام: کابوسوار و در عین حال شگفتآور، یک شاهکار هولناکِ انیمیشن.
کیفیتِ انیمیشن استاپموشن در این فیلم نفسگیر است. روی پردهٔ بزرگ، حرکات دقیق شخصیتها و صحنهها و استفادهٔ هوشمندانه از نور و سایه فوقالعاده به نظر میرسد — واقعاً اثر هنری شگفتانگیزی است. خودِ داستان تقریباً جنبهٔ فرعی دارد؛ حول محتوایی میچرخد که شخصی با ماسک گازی به محیطی دیستوپیایی از خرابهها و جهشهای هولناک پایین آورده میشود، جایی که هر قدم برای جان و پوست آدم خطرناک است و او گامبهگام از دل این محیط مرگبار و تاریک به سوی برجی مرکزی حرکت میکند که احتمالاً منشا این شرارتِ بیرحم از آن نشأت میگیرد. هرچه پیش میرویم، درمییابیم که داستان بیشتر دربارهٔ ماهیتِ آن چیزی است که در این برج تسلط دارد، شاید حتی از این بدبختیها تغذیه میکند. فیلم پر است از طنز سیاه و بیرحمانهٔ لذتبخشی — چیزها با خشونتی بیرحم له و له میشوند که تهدیدآمیز نیست بلکه در نوع خود سرگرمکننده است، و این در حالی است که قهرمان ما همچنان از دل این آشوب صنعتی عبور میکند. به نظرم این فیلم باید روی پردهٔ سینما دیده شود — بسیاری از ظرافتهای هنریاش روی تلویزیون، هرچقدر هم بزرگ باشد، آن طور که باید تاثیرگذار نیستند. سبکش ساختارشکن و مقاوم است و برایم غافلگیرکننده و لذتبخش بود.
بهعنوان یک اثر فنی-هنری که قدرت بیانی سینماتوگرافی استاپموشن را نشان میدهد، این فیلم پیروزی است. اما بهعنوان یک داستان، بیشتر شبیه نقاشیهای درهموبرهمِ یک نوجوان گوت کلاس هشتمی است که در پشت نیمکت، آشفتهگیها و نِهیلیسمِ عمیقِ درونیاش را طراحی میکند. بسیاری از استعارههای مرتبط با دنیای ما (مثل کار، پزشکی، نظامی، تولد-دوباره، دین و غیره) کمتر از سطحِ آن ناراحتیِ نوجوانانه فراتر نمیروند. با این حال، ترجیح میدهم این درسِ استادانهٔ فنی در سینما را تماشا کنم تا یک فیلم معمولیِ کلیشهای دیگر. این فیلم قطعاً فراموشنشدنی است و پایانش ارزش ماندن را دارد، چون به بهترین نوعِ قلمروی متافیزیکیِ روانگردای میلغزد. هشدار: تماشای این فیلم در حالت مصرف روانگردان توصیه نمیشود — ممکن است بیش از یک حملهٔ پانیک تجربه کنید.
ای جانِ خدا. اولِ کار سوال میپرسم: دقیقاً چه چیزی دیدم؟ فیلیپ تیپت کی هست؟ و لطفاً، فیلیپ، بیشتر بساز، ممنون. من خیلی چیزها را در این سوارِ جهنمی نفهمیدم، پس چطور میتوانم نمرهٔ کامل بدهم؟ برای من نمرهٔ ده یعنی فیلمی که احساس کنم هیچ چیزی را نمیتوان به آن افزود تا بهتر شود. این لزوماً یعنی بهترین فیلمی که دیدهام نیست، اما بهنظر من دقیقاً همان کاری را که میخواهد، به بهترین شکل انجام میدهد. مثالهای مشابه برای من شامل Aliens، The Diving Bell and the Butterfly و از آن جهت که با سلیقهٔ این فیلم همراستا هستند، Lost Highway است.
کاملاً درک میکنم کسانی که این فیلم را خواهند نفرت داشت — مثلاً مادرم و خواهرم از این دستاند. اما اگر باور دارید زشت میتواند زیبا باشد و موضوعات عجیب، زمخت و نامفهوم میتواند هیجانانگیز باشد، حتماً این فیلم را ببینید — یا هر چیزی که این اثر هست. انگار Laika Studios را شیطان خریده و کروننبرگ، لینچ و تِری گلیامِ مسخشده کنترل تولید را بهدست دارند.
اگر این اثر تقریباً بهکلی با عروسکهای استاپموشن نبود، مگر تماشاگرانِ سختدلِ عاشق خون و خشونت قادر به دیدن آن بودند؛ چون حملهای پیوسته از خشونتِ هولناک و ویرانی است که فقط گهگاه با صحنههایی آرام یا حتی زیبا قطع میشود — و وقتی چنین لحظاتی میآیند، پس از عبور از این همه نومیدی و رنج، آنها را بیش از پیش میچشید. همین موضوع باعث میشود فیلم طولانیتر از ۸۰ دقیقهاش به نظر برسد، ولی نه تنها بهخاطر ضربهٔ احساسی که وارد میکند؛ بلکه چون فوقالعاده متراکم و پرجزئیات است. دو ثانیه غفلت کنید و کلی چیز از دست میدهید. اگر چشم از تصویر برندارید هم گاهی نمیفهمید دقیقاً چه میگذرد، اما سطحِ جزئیات، تصاویر و رویدادها مغزتان را در بالاترین سطح کاری نگه میدارد. خستهکننده است، ولی ارزشش را دارد.
این فیلم یادآور همهٔ آثار خوب دیوید لینچ، تِری گِلیام و دیوید کروننبرگ است؛ یادآور Flåklypa Grand Prix و Coraline؛ آن ویدئوی موزیکال «Stinkfist» از Tool؛ کار فینچر برای Aphex Twin و بییورک؛ و شاید تا حدی کمدی الهی دانته — البته من آن را نخواندهام؛ و همچنین یادآور 2001: A Space Odyssey از استنلی کوبریک. این دیوانهکننده و در عین حال درخشان است. دیوانهواراً درخشان. زشت و در عین حال زیبا. هم نامفهوم و هم مسحورکننده. اگر این را گزافهگو بدانند، برایم مهم نیست؛ اما چگونه میتواند چنین باشد وقتی مقدار کارِ مشهودی که صرف شده، این همه است؟ هیچکس اینقدر سخت کار نمیکند مگر اینکه واقعاً دلش بخواهد. در سالهای اخیر نسبت به سینما بدبین شدهام، بنابراین دیدن چیزی مثل این تا اعماق وجودم را سرشار از هیجان میکند. لطفاً از این کارگردان و تیمش حمایت مالی کنید تا باز هم شاهد چنین خلاقیتی باشیم.
این اثر هم آشناست و هم بیمانندِ هر چیزی که تاکنون دیدهام. آن را چند بار دیگر خواهم دید و از شما هم میخواهم تماشا کنید. وای خدای من.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران