اعضای خانواده کی-تایک که همگی بیکار هستند، علاقه زیادی به زندگی در پارک ها دارند اما هنگامی که درگیر یک حادثه غیر منتظره می شوند، همه چیز تغییر می کند…
اعضای خانواده کی-تایک که همگی بیکار هستند، علاقه زیادی به زندگی در پارک ها دارند اما هنگامی که درگیر یک حادثه غیر منتظره می شوند، همه چیز تغییر می کند…
آنچه «انگل» را تا این اندازه رضایتبخش میکند این است که در هیچیک از جنبهها خطا نمیکند. فیلمی جذاب، خوشساخت و تقریباً بینقص است و مضامین بنیادینش فراتر از اشاره صرف به استثمار طبقاتی میروند و منطق سرمایه را به چالش میکشند. بونگ با وجود آنکه اغلب مجموعهای از شخصیتها، موضوعات و مسائل اجتماعی را همزمان در دست دارد، هرگز از تکانشهای آنارشیستی و طنز...
آنچه «انگل» را تا این اندازه رضایتبخش میکند این است که در هیچیک از جنبهها خطا نمیکند. فیلمی جذاب، خوشساخت و تقریباً بینقص است و مضامین بنیادینش فراتر از اشاره صرف به استثمار طبقاتی میروند و منطق سرمایه را به چالش میکشند. بونگ با وجود آنکه اغلب مجموعهای از شخصیتها، موضوعات و مسائل اجتماعی را همزمان در دست دارد، هرگز از تکانشهای آنارشیستی و طنز سیاهش صرفنظر نمیکند. این فیلم باید هر چه گستردهتر دیده شود تا بونگ جون-هو فرصت بیشتری برای ساختن فیلمهایی برای مخاطبان معاصر که به آنها خیلی نیاز دارند پیدا کند.
— جیک وات
خانواده کیم، از طبقه کارگر و در شرایط دشوار، برای گذران زندگی تلاش میکنند. وقتی دوست پسر کیوو، که معلم زبان انگلیسی دختر خانواده پولدار پارک است، مجبور به ترک کار میشود، او کیوو را برای این شغل توصیه میکند. با داشتن یک «ورودی» به خانواده ثروتمند، اعضای خانواده کیم نقشه میکشند تا کارکنان فعلی خانه را از کار برکنار کنند و خودشان به جای آنها مشغول شوند؛ به این ترتیب همگی صاحب کار میشوند و بالاخره پول جریان مییابد. اما همهچیز در خانه پارک یا در مورد کارکنان پیشین آنطور که به نظر میرسد نیست.
فیلم با طنز آغاز میشود و خیلی زود به طنز اجتماعی تبدیل میگردد، تفاوت میان خانواده فقیر کارگر و خانواده مرفه را بهخوبی نشان میدهد. این تفاوتها همانهاییاند که معمولاً با عبارت «مشکلات دنیای اول» برای طبقه متمول بیان میشوند، در حالی که خانواده فقیر واقعاً تلاش میکند زنده بماند و هنگام سیلاب از داراییهای اندکش محافظت کند. فیلم در بیان این موضوعها لحنی مستقیم دارد اما نه بهگونهای که مخاطب را با آن بمباران کند؛ این رویکرد متفاوت و مؤثر است. ارائهی این موضوعها در قالب طنز نیز انتخاب درستی است، چون مخاطب حالت تدافعیاش را کنار میگذارد و پذیرای ایدهها میشود.
با این حال، باید گفت که فیلم عمدتاً طنز است. پرده سوم مسیر بسیار تاریکی را در پیش میگیرد و تضاد و حتی بیاعتنایی میان طبقات بهطور قابلتوجهی شدیدتر میشود. این بخش وارد قلمرویی سخت میشود و شخصیتهایی که تا پیش از آن عجیب و تا اندازهای دوستداشتنی به نظر میآمدند، وجوه بسیار متفاوتی از خود نشان میدهند. در عین حال، این تغییرات غیرمنتظره به نظر نمیرسند؛ انگار همیشه زیر سطح وجود داشتهاند و فقط اکنون بیرون میزنند. این نمونهای از شخصیتپردازی استادانه است!
فیلم سرشار از استعاره و تمثیل است. کار هوشمندانه و در عین حال فیلمسازان با مخاطب روراستاند؛ به مخاطب اعتماد میکنند که نمادها را بفهمد و همهچیز را با قاشقچنگال توضیح نمیدهند که این امر تازگی و دلپذیری دارد. همچنین فیلم طوری ساخته شده که لازم نیست همه نمادها را دقیقا بفهمید تا لذت ببرید؛ درک بیشتر صرفا تجربه را غنیتر میکند اما ضروری نیست.
این فیلم شایستهٔ توجه و تقدیر است؛ هوشمندانه، غنی و با درجهای از صیقل که امروزه کمتر میبینیم. بهراحتی یکی از بهترین فیلمهایی است که در سالهای اخیر دیدهام. قویاً توصیه میشود.
این فیلم بسیار بیشازحدِ تبلیغشده است. بخش بزرگی از فیلم بازیهای ناجور و صحنههای متعددی است که به نظر میرسد از فیلمهای تامیلی قدیمی کپی شدهاند. چند عنصرِ مورد استفاده در «انگل» پیشتر در فیلمهایی دیگر به شکل بهتری اجرا شدهاند. نمیفهمم چه چیزی باعث شده این فیلم تا این حد تحسین شود؛ در مقایسه با بسیاری از فیلمهای تامیلی، این اثر حتی درصد کمی از آن استانداردها را ندارد. کسانی که این فیلم را ستایش میکنند شاید بهتر باشد به جای تمرکز صرف بر سینمای کره، فیلمهای تامیلی را هم ببینند که جواهرهای بسیاری در آنها نادیده ماندهاند. بهراستی در این فیلم چیز متمایز و برجستهای نمیبینم؛ پذیرفتن اینکه یک فیلم متوسط اینقدر توجه جلب کرده برایم دشوار است.
(نظر دیگری) خبر همکاری آدم مککی با بونگ جون-هو برای بازآفرینی «انگل» بهصورت مجموعهای برای نتفلیکس من را هیجانزده میکند. «انگل» بدون شک بهترین فیلمی است که از زمان «The Big Short» دیدهام. پیادهسازی مؤثر بونگ و جاذبهٔ طبیعی داستان مرا از ابتدا مجذوب کرد. داستان مانند خود خانواده، بهسرعت جان میگیرد و بالا میرود تا اینکه دیگر توان ادامه نداشتنِ آن آشکار میشود. نقشهٔ «اشغالِ ثروتمندان» بهطرز خوشایند و شرورانهای اوج میگیرد تا در نهایت به فاجعهای منجر شود. قشر ضعیف در پایان عملاً تا چانه در مشکلات خود غوطهور میشوند و در مقابل، اشرافیها در جشن باغشان، شاهد تبدیلِ مهمانیشان به حمام خون تراژیک میشوند. تا وقتی کسی عزیزِ کسی را از دست ندهد، همهچیز سرگرمکننده به نظر میرسد. این فیلمِ چنددهه در ساختِ خود، فروپاشیِ سپرِ درآمد متوسط و افزایش فاصله طبقاتی را بهخوبی به تصویر میکشد و دیدنش برای همه سطوح درآمدی ضروری است. لزوماً لازم نیست ثروتمند باشید یا از آنها متنفرید تا از این اثر کلاسیکِ فوری لذت ببرید. ولی لطفاً این را در خانه امتحان نکنید؛ ترکیبِ فقیر و غنی بدون محافظت و نظارت ممکن است عواقب جدی داشته باشد.
«میدانی چه نوعِ برنامهای هیچوقت شکست نمیخورد؟ هیچ برنامهای. هیچ برنامهای اصلاً. میدانی چرا؟ چون زندگی قابل برنامهریزی نیست.» «انگل» فوقالعاده است. هنوز از شدت خوب بودنش سرخوشم. غیرقابلپیشبینی و دیوانهکننده. در میانهی سیل بازسازیها، دنبالهها و تقلیدهای بیروح، دیدن فیلمهایی مثل این تازگی میدهد.
از کارگردانِ بونگ جون-هو واقعاً خوشم میآید، بهخصوص فیلمهای کرهایاش. «انگل» ثابت میکند که او یکی از بهترین کارگردانان فعال امروز است.
بونگ و همنویسندهاش هون جین-وون فیلمنامهای ساختند که تعادلِ بین توضیح دادن و مبهم گذاشتن را بهخوبی حفظ میکند. بونگ اغلب روی چهرهٔ بازیگران تکیه میکند تا احساسات شخصیتها را از زبانِ بدن بفهمیم، چیزی که بعداً رفتارشان را توجیه میکند. سکانسی که در آن باران میبارد و فیلم بهخطر تقسیم صفحه بین واکنش خانواده ثروتمند و محیط فقیرنشین خانواده کیم میپردازد، از نظر فیلمبرداری، موسیقی و تدوین بینقص است و پیام عاطفی قدرتمندی دارد: چیزی که برای برخی چشمنواز و شگفتآور است، برای دیگران فاجعهای وحشتناک خواهد بود.
فیلمِ «انگل» تنهای مختلفی را متوازن نگه میدارد؛ در ده دقیقه از خنده به تراژدی میرسد و همهچیز طبیعی به نظر میرسد. حتی در پردهٔ سوم که قصه تصمیمات جسورانهای میگیرد، همهچیز با آنچه تا آن زمان نشان داده شده همخوانی دارد. از عملکردِ درخشان بازیگران تا فیلمبرداری و موسیقی و تدوین، تقریباً نقص قابلذکری وجود ندارد. طنز فیلم باهوش است و مرا بارها خنداند، درامش هم چشم را از صحنه برنمیدارد، و حتی بخشهای ترسناک آن از بسیاری آثار ژانر وحشتِ امروز مؤثرتر است.
بهطور کلی «انگل» واقعاً مرا شگفتزده کرد. با وجود تبلیغاتِ فراوان، انتظارم متوسط بود، اما از آن بیشتر دوستش داشتم. فیلم لیاقت تمام جوایزش را دارد، بهویژه جوایزی که مربوط به فیلمنامهاند؛ یکی از بهترین داستانهای اوریجینال چند سال اخیر، با روایت تصویری زیبا و بدون افراط در توضیحگویی. هر دیالوگ بیهدف نیست و هیچ خط داستانی بدون منظور گذاشته نشده است. بونگ جون-هو فیلمسازی پدیدهای است که به هنر و همهچیز پیرامونش اهمیت میدهد؛ او دل و جان خود را در این اثر گذاشته و تماشای این شاهکار بهدلیل زبانِ خارجیاش، اشتباه بزرگی خواهد بود.
نمرهٔ کلی: A+
فیلم کمدی-تیره/تریلری قابلقبول است با بازیهایی خوب و داستانی جذاب، هرچند مطمئن نیستم شایستهٔ بهترین فیلم سال باشد؛ من فقط یک نامزد دیگر را دیدهام («جوکر») که آن را دوست داشتم اما سزاوار بهترین فیلم نبود. شاید بهخاطر جایزههایی که فیلم گرفته کمی ناامید شدم؛ با این حال لحظات سرگرمکننده و هیجانانگیزی داشت، اما از نظر احساسی کاملاً درگیر نشدم. امتیاز: 3.75/5
یک شاهکار غیرقابلدستهبندی
«انگل» را چگونه باید توصیف کرد؟ فیلمی که همزمان بخشهایی از کمدی آداب، طنز اجتماعی، داستان سرقت، تریلر، وحشت، درام خانوادگی، فَرِیس و تراژدی را در خود دارد و آنقدر ژانرها را جابهجا میکند که عملاً خودش یک ژانر جدید میشود. در همهٔ جنبهها—فیلمنامه، کارگردانی، فیلمبرداری، صحنهآرایی، تدوین، طراحی تولید، صدا، موسیقی و بازیگری—ضعیفی نمییابیم؛ فیلمی که به ندرت با تبلیغاتش همخوانی ندارد و شایستهٔ ستایش است.
خانواده کیم در آپارتمان زیرزمینی تنگی زندگی میکنند؛ همه بیکار و با درآمد اندک از تا کردن جعبههای پیتزا امرارمعاش میکنند. اما وقتی کیوو با دوست دانشگاهیاش مین-هیوک آشنا میشود و بهواسطهٔ او شغل تدریس انگلیسی در خانهٔ خانواده پارک را میگیرد، ماجرا آغاز میشود. وقتی کیوو از ثروت خانواده پارک آگاه میشود، کیمها نقشهای مفصل میکشند تا کارکنان فعلی خانه را کنار بگذارند و خودشان جایشان را بگیرند؛ بهصورتی که رابطهٔ فامیلیشان را پنهان میکنند و کیتک بهعنوان راننده، چونگ-سوک بهعنوان خانهدار و کی-جونگ بهعنوان درمانگر هنری برای بچهها استخدام میشوند. اما خیلی زود همهچیز از کنترل خارج میشود.
ما در عصری زندگی میکنیم که ثروت به سمت بالا توزیع میشود و شکاف بین دارا و ندار گستردهتر از همیشه است. «انگل» این بستر را در نظر میگیرد و مسئلهٔ اصلیاش تقسیمبندی و تضاد طبقاتی، مصنوعی بودن سلسلهمراتب اجتماعی و نابرابریای است که چنین سلسلهمراتبهایی را ممکن میسازد. هرچند فیلم بسیار سرگرمکننده و خندهدار است، در اصل یک رساله اقتصادی است با طعمی تلخ و گزنده. اما این طنز، دنداندار است: بخش اول خندهدار و بازیگوش است، بخش دوم حالتی سیاسیتر و تاریکتر مییابد و بخش سوم بهطرز شدیدی نمادگرایی را واژگون میکند و در اپیلوگی عاطفی و دیوانهکننده ضربهٔ نهایی را وارد میکند.
بونگ در یادداشتهای خود اشاره کرده که میخواهد قطبیشدن و نابرابری را به شکل طنزی غمانگیز نشان دهد؛ در جامعهٔ سرمایهداری کنونی، راهی آسان برای تلاقی خانوادههایی مثل کیم و پارک جز از طریق استخدام وجود ندارد و همین نزدیکی موقتی میتواند باعث لغزشها و فورانها شود. بنابراین فیلم تا حدی این نظریه را عینیت میبخشد که همزیستی بین طبقات مختلف روزبهروز دشوارتر میشود؛ کیمها و پارکها تنها به خاطر ثروت متفاوت نیستند، بلکه در دنیاهایی کاملاً متفاوت و تا حد زیادی ناسازگار زندگی میکنند.
یکی از نکات درخشان فیلم این است که از کلیشههای رایج دربارهٔ اقصاد اجتناب میکند: کیمها بهعنوان قربانیان بلافصل نشان داده نمیشوند و پارکها هم بهعنوان شروران مطلق نیستند. پارکها مهربان و خوشمشرباند و کیمها دروغگو و فرصتطلب؛ کیمها حتی مادیگراتر به نظر میرسند. هنگام نزدیکیشان به ثروت، رفتار و طرز ایستادن آنها تغییر میکند. بونگ قهرمان و ضدقهرمان سادهانگارانه را کنار میگذارد؛ کیمها برای بقا فریبهایی میزنند و پارکها نه جنایاتی بزرگ بلکه تنها جداافتادگی و بیخبری را به نمایش میگذارند. در عین حال، کیمها خانوادهای متحدتر و دوستداشتنیتر از پارکها نشان داده میشوند؛ این امر با زبانِ بصری فیلم—مثل قرار نگرفتن اعضای پارک در یک قاب—بهخوبی منتقل میشود.
عنوان فیلم نیز اهمیت زیادی دارد: عنوان کرهای به معنای «کرمِ انگلی» است که نمادی از موجوداتی است که از میزبان تغذیه میکنند. خوانشی ساده میگوید کیمها انگلاند که از پارکها تغذیه میکنند، اما فیلم نشان میدهد پارکها نیز به نوعی انگلاند؛ ثروت آنها را ناتوان کرده است و برای انجام کارهای روزمره به نیروی کار طبقهٔ پایین وابستهاند—پس رابطهای همزیستی و متقابل شکل میگیرد. بونگ میگوید در دنیای غمانگیز امروز، روابط انسانی مبتنی بر همزیستی تاب مقاومت ندارند و گروهی به زندگی انگلوار با گروه دیگر رانده میشوند.
از لحاظ بصری و طراحی هم «انگل» شاهکار است. فیلمبرداری هنگ کیونگ-پیو بینظیر است؛ دوربین در خانهٔ پارک مثل یک عضو پنجم خانواده کیم حرکت میکند. طراحی تولید اختلاف محیط زندگیِ کیمها و پارکها را در هر سطحی نشان میدهد: پارکها در خانهای مدرن و باز زندگی میکنند که از خیابان پنهان است، در حالی که کیمها در آپارتمانی بهمریخته و فرسوده با توالت کنار پنجرهای که به کوچه نگاه میکند زندگی میکنند.
یکی از قویترین استعارههای فیلم در طراحی تولید و نشانهٔ پلههاست؛ کیمها در زیرزمین زندگی میکنند و بالا رفتن اجتماعیشان ممکن به نظر نمیرسد، در حالی که خانهٔ پارک پلههایی دارد که بالا و پایین میروند و این تفکیکِ فضایی، وضعیت طبقاتی را عینیت میبخشد. پلهٔ زیرزمین حس و حالِ گونهای از وحشت را پیدا میکند و به طرزی شگفتانگیز موجز از پیشنمایش میشود. پلهٔ سوم که دیرتر نشان داده میشود نیز اهمیت روایی و تماتیک بزرگی دارد.
«انگل» یک شاهکار است؛ بونگ در اوج تواناییاش هیچ اشتباهی مرتکب نمیشود. میتوانست فیلمی سراسر توصیهگرا و موعظهآمیز شود، اما او از این دام اجتناب کرده و فیلم را در فضای خودش رها میکند. این فیلم هم بهعنوان تمثیل، هم رئالیسم اجتماعی، هم کمدی و هم تراژدی کار میکند. سینما در بهترین حالت خود. «انگل» بهراستی اثری تغییردهنده است و شایستهٔ هر ستایشی که دریافت کرده.
در قدم اول، این فیلم یک شاهکار است؛ نشان میدهد طبقه بالاتر چگونه افراد طبقه پایینتر را قضاوت میکند. در ظاهر قصهٔ عادیِ خانوادهای است که با سختی زندگی میکنند، اما زندگیشان وقتی که هر چهار عضو خانواده یکییکی در خانهٔ پارک استخدام میشوند تغییر میکند. بهتدریج ناامیدی و خشم خانواده کیم نسبت به خانواده پارک که آنها را قضاوت میکنند آشکار میشود. فیلم بدون پیچشهای بیمورد و اضافی با ریتمی روان پیش میرود. در کل، تماشای آن لازم است.
«همهٔ ما در یک کشور زندگی میکنیم... به اسم سرمایهداری.»
نمرهٔ نهایی: چهار ستاره — جذابیت بسیار قوی. یکی از علاقهمندیهای شخصی.
آنچه با ظاهری ساده آغاز میشود، بهسرعت به چیزهای بسیار بزرگتری تبدیل میشود. انتظار نداشتم این فیلم دیدگاهی عمیقتر نسبت به زندگی خودم به من بدهد، اما دقیقاً همین اتفاق افتاد. «انگل» تحلیلی بهموقع از شکاف فزاینده بین غنی و فقیر است، و در عین حال آنقدر بذلهگو هست که تجربهای نفسگیر فراهم کند.
یکی از خندهدارترین و در عین حال نگرانکنندهترین فیلمهایی است که دیدهام. احتمالاً یکی از بهترین فیلمبرداریها را دارد. 10/10
با وجود آنکه از روز اول دربارهٔ این فیلم شنیده بودم، خوشبختانه توانستم خودم را از دانستن جزئیات خلاص نگه دارم تا هنگام تماشا مثل سواریای واقعی سورپرایز شوم. «انگل» بیتردید فیلمی با کیفیت بالا است. از چیزی که انتظار داشتم متفاوت بود؛ جنبهٔ کمدیاش بیشتر از حد انتظاری بود — که نکتهای مثبت است — و در عین حال تاریک هم هست. ترکیبی عالی است. پایان فیلم بهویژه دیوانهکننده است.
بازیگران فوقالعادهاند، بهخصوص چهار بازیگر اصلی. سونگ کانگ-هو برای من شاخص بود؛ چوی وو-شیک، پارک سو-دام و جانگ هیه-جین هم عالیاند. تمام بازیگران از چو یو-جئونگ تا لی جونگ-اون بازیهای درخشانی ارائه میدهند.
نمیتوانم نکتهٔ منفیای برای این فیلم پیدا کنم؛ از فیلمبرداری تا دیالوگ، مکانها و طنز، همه در سطح چشمگیری اجرا شدهاند. باید حتماً ببینید.
«انگل» هوشمند، خندهدار و پریشانکننده است. و بله، موضوع قدرتمندی از شکاف طبقات غنی و فقیر در پسِ داستان وجود دارد، اما این موضوع آنقدر ماهرانه با روایت آمیخته شده که تا پیش از یک سکانس تعیینکننده پیش از پردهٔ آخر خیلی در موردش فکر نمیکنید. بهدرستی جایزهٔ اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را گرفت. (و صحنهٔ درگیری بر سر پشمکِ هلو هم ارزشمند است.)
عاشقش شدم! فیلمی متفاوت از آثار معمولی است. پیچشها و تغییر مسیرهای داستان شما را درگیر نگه میدارد. پیشنهاد میکنم!
«انگل» اثری فوقالعاده در ژانر تریلر روانشناختی است که شکاف طبقاتی را از خلال داستان خانوادهای فقیر که بهطرز فریبکارانهای وارد خانهای ثروتمند میشوند بررسی میکند. با عمیقتر شدن دستکاریهایشان، فیلم هم هزلهای خندهدار و هم تراژدی اعتماد کور و نابرابری اجتماعی را برملا میسازد. با داستانی غیرقابلپیشبینی و شخصیتهایی با اخلاقِ خاکستری، «انگل» نقدی تیز و متفکرانه را در لباسی از طنز سیاه و تعلیق ارائه میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران