هنگامی که اختلاف و درگیری بین دو برادر جنگجو برای تخت پادشاهی گسترش می یابد ، آن ها راهی جز جنگ و مبارزه برای دستیابی به تخت پادشاهیِ ماهیشماتی پیدا نمی کنند و…
هنگامی که اختلاف و درگیری بین دو برادر جنگجو برای تخت پادشاهی گسترش می یابد ، آن ها راهی جز جنگ و مبارزه برای دستیابی به تخت پادشاهیِ ماهیشماتی پیدا نمی کنند و…
هرچند فیلمهای او از زمان «ماگادیرا» از نظر مقیاس و روایت بلندپروازانهتر شدهاند، اساس راجامولی در ذات خود فیلمسازِ ماسالا است و میتوان گفت در حال حاضر بهترینِ این ژانر در کشور ماست. کافی است ببینید چگونه برای هر شخصیت مهم در «باهیوبالی» یک ورود قهرمانانه ترتیب میدهد تا دریابید چقدر دقیق به حال و هوای تماشاگران آگاه است و میداند کدام دکمه را فشار...
هرچند فیلمهای او از زمان «ماگادیرا» از نظر مقیاس و روایت بلندپروازانهتر شدهاند، اساس راجامولی در ذات خود فیلمسازِ ماسالا است و میتوان گفت در حال حاضر بهترینِ این ژانر در کشور ماست. کافی است ببینید چگونه برای هر شخصیت مهم در «باهیوبالی» یک ورود قهرمانانه ترتیب میدهد تا دریابید چقدر دقیق به حال و هوای تماشاگران آگاه است و میداند کدام دکمه را فشار دهد تا آنها دست بزنند و هورا بکشند. از قدرت قهرمان وقتی که یک شیوالینگ عظیم را از ریشه درمیآورد و آن را تا آبشار حمل میکند شگفتزده میشویم؛ از زیبایی و سپس شجاعت قهرمان زن متحیر میشویم؛ از مهارت شمشیربازی یک جنگجوی پیر لذت میبریم و از دیدن شرور که یک گاو وحشی خشمگین را با دستان خالی پایین میآورد هراسان میشویم؛ و با سخنرانی یکی از نقشهای اصلی تحت تأثیر قرار میگیریم، حتی وقتی ظاهرش ما را شگفتزده میکند. اینها لحظات موفقِ ماسالا هستند و راجامولی این صحنهها را طوری میسازد که شورانگیزند و آنها را در فواصل منظم میگنجاند تا مدام تحت تأثیر قرار بگیریم.
شیوو (پرابهاس) توسط قبایل بزرگ میشود، اما همیشه مجذوب آبشار عظیمی در جنگل است و مرتب تلاش میکند آن را بپیماید تا ببیند پشتش چه چیزی هست. یک ماسک چوبی او را به تلاش وامیدارد و صاحب ماسک — آوانتیکا (تامانا) — را میبیند، جنگجویی که عضو گروه شورشیای است که میخواهند ملکهشان دواسنا (آنوشکا) را که توسط حاکم شرور پادشاهی، پالوالتهوان (رانا دگوباتی)، زنجیر شده، نجات دهند. شیوو پیشنهاد میدهد برای نجات به آنها کمک کند بدون اینکه بداند چقدر به شخصیتهای دخیل در این بازی تاج و تخت پیوند خورده است.
روایت «باهیوبالی» از هرچیزی از حماسهٔ مهابهاراتا و فولکلور هند گرفته تا «ماگادیرا»ی راجامولی تأثیر پذیرفته است. داستان پسزمینهٔ شخصیت عنوانی، در واقع تا حد زیادی در قلمروی مهابهاراتاست: پسرعموهایی که یکی نیکطینت و دیگری شرور است و برای تخت پادشاهی رقابت میکنند؛ جنگجویی دولتمرد که نجیب است اما به خاطر وفاداری به جانب نامناسب لکهدار شده؛ پدری مکار که به هر قیمتی میخواهد تخت را برای پسرش بهدست آورد؛ کودکی شاهی که از رود بیرون کشیده میشود و غیره. و وقتی به پایان ناگهانی فیلم میرسیم که زمینهٔ دنباله را فراهم میکند، یادِ «کوچادیان» میافتیم که آن هم داستانش را پس از افشای مهمی نیمهتمام گذاشت.
از نظر بصری، راجامولی از منابع متنوع الهام میگیرد — صحنههایی هست که عظمت «چاندرا لکها»ی اساس واسان را تداعی میکند (نصب تندیس پالوالتهوان)، نبردهای وسیعی که یادآور «ارباب حلقهها»ی پیتر جکسون است (نبرد با ارتش کالاکیا)، منظرههای رویاگون شبیه «آواتار»ی جیمز کامرون (پیمودن آبشار توسط شیوو)، حرکات آکروباتیک زیبا همچون «هیرو»ی ژانگ ییمو (صحنههای مربوط به سیوودو و آوانتیکا) و حتی اندکی طعم جیمز باند (فرار از بهمن). اما راجامولی این تأثیرات را بهخوبی در هم میآمیزد و با خلاقیت خود بر آنها میافزاید تا صحنهها اصیل و نو بهنظر برسند. حتی بخش عاشقانه که شاید برخی آن را سطحی و غیرضروری بدانند، بهطرزی خیالانگیز پرداخته شده است.
با تیم فنیاش (یا بهتر است بگوییم لشکری از همکاران)، کارگردان یکی از فیلمهای بسیار پرخرج و چشمگیر سینمای کشور را به نمایش میگذارد. مقیاس فیلم نفسگیر است. طراح صحنه سابو سیریل و فیلمبردار سنتیل کومار همراه با تیم جلوههای ویژه (با اینکه در برخی شاتها جلوهها واضحاند، اما کار جلوههای بصری در مجموع خوبست) تلاش زیادی کردهاند تا هر قاب باشکوه بهنظر برسد، و موسیقی برانگیزاننده ماراگاتامانی بر هیجان صحنهها میافزاید (هرچند آهنگها به آن اندازه مؤثر نیستند).
در مورد بازیگران اما وضعیت یکسان نیست؛ بعضی در اجرا ضعیفتر ظاهر شدهاند. قبول کردن تامانا بهعنوان زیبایی فرشتهگون سادهتر از پذیرفتنش بهعنوان یک جنگجوی سرسخت است. رانا بهاندازهٔ کافی تهدیدآمیز نیست و پرابهاس گاهی سبکوزن بهنظر میرسد، گرچه تلاششان برای همشکلکردن با نقش قابل تقدیر است. خوشبختانه بازیگران باتجربه بسیار خوباند — ستیاراج در نقش کاتاپا و رامیا کریشنان در نقش سیواگامی، ملکه قیم، صحنهدزدند؛ و ناصر با بازویی لاغر شده، باز هم همان شرور همیشگی است. در عین حال ماذان کارکی در نوشتن دیالوگها تعادل مناسبی پیدا کرده بهطوری که زبان تامیلی در متن بیگانه بهنظر نمیرسد و در عین حال فهم آن سخت نیست.
چند لغزش هم دیده میشود. یک آهنگ آیتمی که هنگام تعقیب یک خائن پخش میشود، ناگهان ما را از فضای تاریخی بیرون میکشد و به قلمروی فیلمهای قهرمانانهٔ معاصر میبرد. صحنهای پیش از جنگ که دو طرف وارد دیالوگ میشوند، با اینکه دشمنان بهعنوان وحشیان خونریز نشان داده شدهاند که تنها به غارت و تجاوز میاندیشند، باورپذیر نیست. در برخی نماها (حتی کلوزآپها) بازیگران را حین گفتن دیالوگها به زبان تلوگو میبینیم که کمی آزاردهنده است. فیلم همچنین بهنظر منسجم و کوتاه و تند تدوین نشده—احتمالاً بهدلیل تصمیم به تقسیم داستان به دو بخش. بعضی صحنهها طولانیتر از ضرورتاند و این خصوصاً در سکانس نبرد پایانی محسوس است که تقریباً ۲۵ دقیقه طول میکشد؛ بله، صحنهپردازیها مهیجاند و لحظهکوتاهی برای کسالت نیست، اما طولانیبودن آن احساس میشود. و وقتی فیلم به ناگاه میایستد، تجربهای شبیه تماشای برنامهای تلویزیونی است که درست پیش از اوج، برق میرود.
با این حال فیلم دستاوردی قابلتوجه است که ثابت میکند صنعت فیلم هند هنوز قادر به خلق نمایشهای باشکوه است.
این نقد مربوط به مجموعهٔ دو فیلم «باهیوبالی: آغاز» و «باهیوبالی: پایان» است.
از نظر روایت، در این فیلم داستانگوییِ بسیار خوبی وجود دارد. شاید همین باعث شده که فیلم تا این حد شگفتانگیز باشد. البته حرکات و شگفتیهای اکشن فوقالعادهاند، اما مانند بسیاری از فیلمهای اکشن فاقد زمینه و متن نیستند. داستان در خدمت اکشن است و بالعکس. در مجموع فیلمی سرگرمکننده و موفق است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران