ادی براک با مصاحبه با یک قاتل سریالی، کلتوس کسادی، که بدن آن به تسخیر "کارنیج" درآمده و از یک اعدام ناموفق از زندان فرار کرده است، تلاش میکند تا حرفه کاری اش را مجددا بدست آورد.
ادی براک با مصاحبه با یک قاتل سریالی، کلتوس کسادی، که بدن آن به تسخیر "کارنیج" درآمده و از یک اعدام ناموفق از زندان فرار کرده است، تلاش میکند تا حرفه کاری اش را مجددا بدست آورد.
وقتی مخاطبان برای آخرینبار ادی بروک (تام هاردی) را دیدند، خبرنگار و سمبیوت انگلی او، ونوم، تازه روز را نجات داده و پیوند نامعمولشان را تثبیت کرده بودند.
در فیلم جدید ونوم: بگذار کارنیج بیاید، ادی و ونوم در پایان مرحلهٔ «ماه عسل» رابطهشاناند؛ ونوم میل دارد آزاد باشد و آدمهای بد را بخورد و بر آنچه برایش «طبیعی» است عمل کند، درحالیکه ادی محافظهکارتر است...
وقتی مخاطبان برای آخرینبار ادی بروک (تام هاردی) را دیدند، خبرنگار و سمبیوت انگلی او، ونوم، تازه روز را نجات داده و پیوند نامعمولشان را تثبیت کرده بودند.
در فیلم جدید ونوم: بگذار کارنیج بیاید، ادی و ونوم در پایان مرحلهٔ «ماه عسل» رابطهشاناند؛ ونوم میل دارد آزاد باشد و آدمهای بد را بخورد و بر آنچه برایش «طبیعی» است عمل کند، درحالیکه ادی محافظهکارتر است و برای اینکه توجه مسئولان را کمتر جلب کند به ونوم مرغ و شکلات میدهد و میکوشد جهان را قانع کند که ونوم دیگر تهدیدی نیست.
همزمان قاتل زنجیرهای کلتوس کَسِیدی (وودی هارلسون) ادی را برای مصاحبه در زندان سان کوئنتین انتخاب میکند و بین آن دو پیوندی عجیب شکل میگیرد؛ کلتوس بهطرزی رمزآلود با ادی حرف میزند که دلیلی عمیقتر را نشان میدهد.
با کمک ونوم، ادی موفق میشود سرنخهایی را که روی دیوارهای سلول کلتوس است رمزگشایی کند و این سرنخها مأموران را به قربانیان او میرساند. این موضوع باعث بالا رفتن سریع اعتبار ادی میشود و شانس کلتوس برای اجرای حکم را از بین میبرد.
در پی آن، اختلافی بین ادی و ونوم رخ میدهد و هر یک باید به زندگی بدون دیگری عادت کند.
تا اینجا فیلم بیشتر مجموعهای از لحظات بامزه بین ونوم و ادی بوده و موضوع اصلی درحال شکلگیری است، اما همهچیز وقتی به هرجومرج میگراید که کلتوس با یک سمبیوت آلوده میشود و به موجودی مرگبار و مخرب به نام «کارنیج» تبدیل میشود.
کلتوس و کارنیج هرکدام اهداف خودشان را دارند و کلتوس از کارنیج برای انتقام و پیدا کردن شخصی از گذشتهاش که خطرناکتر از خودش است استفاده میکند.
همانطور که طرفداران آثار این ژانر میدانند، این وضعیت به رویارویی بین شخصیتهای مرکزی منجر میشود که پر از جلوههای ویژهٔ کامپیوتری، صدای بلند و خرابی است. این چیزها لزوماً بد نیستند و یکی از دلایل لذتبخش بودن فیلمهای این نوعاند، اما برای من فیلم هرگز کاملاً اثربخش نشد و آنطور که میتوانست، خوب از آب درنیامد.
در بسیاری جهات فیلم مرا به خاطر آورد که فیلمهای مبتنی بر کمیکها چگونه قبل از دوران درخشان مارول ساخته میشدند. تلاشهای زیادی در چند دههٔ گذشته برای اقتباس کمیکها انجام شده که بسیاریشان انتظارات را برآورده نکردهاند یا شکست خوردهاند؛ به نظرم دلیل اصلی این است که سازندگان یا تحت فشار استودیو بودند، یا خواستند سبک خود را به منبع اعمال کنند و از آن فاصله گرفتند، یا نتوانستند ویژگیهایی را نشان دهند که شخصیتها را برای طرفداران جذاب میکرد.
اغلب فقط سکانسهای اکشن و جلوههای ویژهٔ زیاد میبینیم، اما داستان یا شخصیتهایی که مخاطب را کاملاً جذب کنند و جوهر کمیک را انتقال دهند، وجود ندارد.
کارگردان اندی سرکیس در خلق جلوههای بصری فیلم خوب کار کرده، اما لحن اثر نامتوازن است. بخشهای ابتدایی سرشار از لحظات کمدی است که بعضی اثرگذار و بعضی نه؛ گاهی آنقدر فضا به طنز میماند که فکر میکنید قرار است پارودی باشد.
طرح داستان نسبتاً خطی و پیشبینیپذیر است: آدم بدها فرار میکنند، آدم بدها مرگ و ویرانی بهبار میآورند، آیا قهرمانان میتوانند آنها را متوقف کنند؟ صحنهٔ پایانی برای من هیچ لحظهٔ «وای» واقعی نداشت؛ عمدتاً شخصیتهای CGI با حرکتهای سریع به هم و به محیط آسیب میزنند، تنش واقعی شکل نمیگیرد و خاتمه شبیه ضداوج است.
بهترین لحظهٔ فیلم برای من صحنهٔ میانتیتراژ بود که واقعاً تأثیرگذار بود و گزینههای جالبی را باز میگذارد و نشان میدهد ممکن است ونوم به مراحل بزرگتری برسد.
بازیگران و جلوههای ویژه خوباند؛ تنها آرزویم این بود داستان جذابتر بود، چون پتانسیل خیلی بیشتری داشت.
۳ از ۵ ستاره
—
«بگذار کارنیج بیاید!»
فیلم بدی برای تماشا نیست. نحوهٔ تولد کارنیج با کمیک تفاوت دارد اما در فاصلهای که برای نمایش آن استفاده شده بهخوبی کار میکند. فیلم پسزمینهٔ زیادی دربارهٔ ضدقهرمانان دوتایی نمیدهد، اما عشق موجود بین آنها را نشان میدهد.
فیلم کوتاه و پرشتاب است و میان میزبانان و سمبیوتها شوخیهای زیادی دارد.
در کل فیلم بستر را برای قسمت سوم ونوم و ورود او به دنیای سینمایی مارول فراهم میکند؛ اگر رابطهٔ سونی و مارول خوب بماند، آیندهٔ روشنی برای طرفداران پیشبینی میشود.
—
این فیلم قطعاً فیلمی پرهیجان و سرگرمکننده است، اما با توجه به قتل بیرحمانهٔ کلتوس در مغازهٔ کوچکِ کنار خیابان، جای سؤال است که چگونه در بسیاری از کشورها ردهبندی «PG-13» یا پایینتر گرفته است.
نکات مثبت: طنز زیاد و سرگرمکننده که از ابتدا تا انتها ادامه دارد؛ شیمی عجیب و بامزهٔ ادی و ونوم (هر دو نقش توسط تام هاردی) فوقالعاده است. تام هاردی در اجرای همزمان دو شخصیت کاملاً موفق و باورپذیر است؛ اجرای دو موجود متفاوت در یک بدن کار بسیار دشواری است که باید بیشتر قدرش دانسته شود. صحنهٔ کلاب با تم ماردی گرا هم بسیار خندهدار و خوشساخت است و پیام ضمنی همدلی با مهاجران—فارغ از وضعیت قانونی—در آن وجود دارد که زیباست.
نکات منفی: فیلم شامل عناصر خشونتآمیز و سوءاستفادهٔ شدیدی است که شاید با ردهٔ «PG-13» سازگار نباشد؛ داستان کلی نسبتاً ساده و سطحی است و زمان فیلم کوتاه (حدود ۹۷ دقیقه) برای اثری در این مقیاس ناامیدکننده است. نویسندگان فیلمنامه (تام هاردی و کلی مارسل) تجربهٔ کافی برای پرداخت کامل به این پروژهٔ عظیم نداشتهاند؛ فرصتی هم برای انسانسازی کاملِ ضدقهرمان از کودکی او ایجاد شد اما تقریباً بلافاصله آن لحظهٔ مؤثر بیاثر شد که ناامیدکننده بود.
خلاصهٔ نهایی: اگر فیلم حدود ۲۰–۲۵ دقیقه طولانیتر بود، احتمالاً نمرهٔ بالاتری میگرفتم؛ با این حال این فیلم همچنان سرگرمکننده، جذاب و لذتبخش است و لیاقت نمرهٔ حدود ۷.۵ از ۱۰ را دارد.
—
خیلی دوست داشتم؛ به همین دلیل نظرم را به نظرات مثبت موجود اضافه میکنم. فیلم در ژانرش عالی است. پس از دیدن اولین بار، حس کردم دنباله قویتر از اولی خواهد بود. ترکیب هاردی-هارلسون نمایشهای آکروباتیک و پرانرژی دارد. در پایان، از بس شوخیهای خوب بود دندانهای صورتم از خنده درد گرفت (تشکر ویژه از مترجمان برای زیرنویسها). منتظر قسمت بعدی هستم؛ خیلی کنجکاوم بدانم ونوم چه تواناییهای دیگری نشان خواهد داد.
—
«ونوم: بگذار کارنیج بیاید» سعی نمیکند چیز بیشتری باشد جز یک فیلم ابرقهرمانی «احمقانه»، اما اگر از فیلم اول خوشتان نیامد، دنباله هم نظر شما را تغییر نمیدهد. تام هاردی با اجرای نقشهای دوگانهاش چیزی است که تا حدی این فیلمها را ارزش دیدن میکند؛ شیمی درونیِ طنزآمیز او واقعاً دیدنی است. فیلم با ریتم تند از یک سکانس اکشن به سکانس بعد میرود و خیلی سریع تمام میشود، و درنتیجه به یکی از آن بلاکباسترهای نسبتاً «احمقانه» تبدیل میشود که گاهی به طرز احمقانهای موفق میشود.
دنباله نسبت به فیلم اول پیشرفت دارد چون کاملتر به جنبهٔ احمقانهٔ خود میپردازد و حاصل کار فیلم کمیکبوکی سبک، طنزآمیز و دیوانهوارِ جذابی شده است.
—
دنبالهای نسبتاً سرگرمکننده که از نسخهٔ اول بهتر است—هرچند نسخهٔ اول برای من کاملاً کمرنگ بود. مشکل اصلی من این است که وقتی با کاراکترهای CGI روبهرو میشویم که با هم میجنگند، از یک جا به بعد حوصلهام سر میرود؛ با این حال تعامل بین بروک و ونوم عالی و جلوههای ویژه هم بد نبود، اگرچه اغلب صحنهها کمنور بودند. امتیاز: ۳.۲۵ از ۵
—
نمرهٔ چندان خوبی برای این فیلم ونوم نمیدهم، ولی شخصیت را دوست دارم. ونوم نمونهٔ ضدقهرمانِ تمامعیار است؛ زمانی شرور بوده اما حالا تلاش میکند کار درست را انجام دهد و در چارچوب زندگی میان انسانها بگنجد.
فیلم تلاش خوبی بود اما به نظر مصنوعی و کلیشهای میآمد—ویلیها (وودی هارلسون و نائومی هریس) به شکلی کلیشهای نمایش داده شدند. داستان در بخشهایی ضربهای و نامنسجم است؛ فیلم انگار از صحنههایی جدا از هم تشکیل شده که انتقال روانی بینشان نیست. هاردی باید روی فیزیکش کار کند یا نقش را به کس دیگری بسپارد؛ سنش دارد مشخص میشود. کاراکترهای هارلسون و هریس با هم جور درنیامدند، پلیس نیمهناشنوا به داستان نمیخورد، صدای کافی از کارنیج نشنیدیم و شبگردی ونوم به جایی نرسید.
فضای کلی فیلم نامتوازن بود. همیشه ونوم را دوست خواهم داشت، اما این دنباله چندان هیجانانگیز نبود و بیشتر مرا ناامید کرد. صبر میکنم ببینم آیا شرکت دیگری میتواند با این شخصیت بهتر از پیشینیان رفتار کند یا نه. ۳ از ۵
—
از این فیلم به اندازهٔ فیلم قبلی سرگرم نشدم، اما هنوز بهزور قابل قبول است. عنوان فیلم عالی است. اجرای تام هاردی همچنان جذابیت دارد و حضور استفن گراهام، وودی هارلسون و نائومی هریس به ترکیب بازیگران کمک کرده است، اگرچه شخصیتهای آنها—بهویژه دو نفر آخر—گاهی خوب و گاهی نهچندان خوباند.
اکشن و زمان حدود ۹۰ دقیقه باعث میشود تماشای فیلم تجربهٔ ناخوشایندی نباشد؛ این بار فیلم فانتر و مضحکتر است که کمک میکند. میتوانست فیلمی ۶ از ۱۰ باشد، اما برای من تا حدی به ۷ از ۱۰ نزدیک میشود.
—
خیلی مشتاق دیدن این فیلم بودم. نسخهٔ اول را دوست داشتم و تریلرهای دنباله سرگرمکننده بهنظر میرسیدند... اما چه شد؟ فیلم در همهجا پخش و پلاست. با سکانسی خوشایند بین ادی (تام هاردی) و آن (میشل ویلیامز) شروع میکند و ونوم هم چند خط طعنهآمیز دارد، اما پس از معرفی کلتوس (وودی هارلسون) فیلم به بیراهه میرود. عناصر سرگرمکنندهٔ فیلم اول—طنز و رابطهٔ سمبیوت/انسان—فدا شدهاند تا فیلمی پر از CGI خشمگین بسازند. نقش عشقمند کودکیِ هارلسون (فرانسیس) هم تقریباً بیهدف است و با داستان اصلی سازگار نیست. حاصل نهایی فیلمی زیبا از نظر بصری اما فاقد داستان واقعی است که خیلی از جذابیت کنایهآمیزِ ونومِ نخست را گرفت. حقیقتاً تام هاردی هم چندان در فیلم حضور مؤثر ندارد. از دیدن آن متنفربودم؛ سرعت فیلم ۹۰ دقیقه را بهسرعت میگذراند اما من واقعاً ناامید شدم.
—
باید بگویم: این فیلم اصلاً بد نیست برای تماشا. بیشتر مثل فکر دوم و پسینی نسخهٔ قبلی بهنظر میرسد تا فیلم مستقلی از خودش. شنیدن ونوم کمی دشوار است چون سریع صحبت میکند. کارنیج بسیار جذاب است؛ معشوقهٔ او تلفیقی کلیشهای و اضافه بهنظر میرسد. آیا واقعاً به بازگشت میشل ویلیامز نیاز بود؟ شاید نه. پایانبندی اما پتانسیل عظیمی را برای فیلم بعدی رقم زده که مطمئناً طرفداران دوست خواهند داشت آن را ببینند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران