پسر بچه ای بنام "تیم" در خانواده ای زندگی می کند که همه به او عشق می ورزند و این مسئله زمانی بهم می خورد که خانواده اش پسر بچه ای کت و شلواری را برای بازی کردن با او به خانه شان می آورند و "تیم" زمانی که می بیند دوست جدیدش نظر همه را جلب کرده قصد دارد تا با او وارد رقابتی سخت شود و ...
پسر بچه ای بنام "تیم" در خانواده ای زندگی می کند که همه به او عشق می ورزند و این مسئله زمانی بهم می خورد که خانواده اش پسر بچه ای کت و شلواری را برای بازی کردن با او به خانه شان می آورند و "تیم" زمانی که می بیند دوست جدیدش نظر همه را جلب کرده قصد دارد تا با او وارد رقابتی سخت شود و ...
کودکی در مأموریت
اگر از هر کسی که پیش از دههٔ ۹۰ میلادی بوده بپرسید، میگوید عشقش به فیلمهای پویانمایی با «Toy Story» شروع شد؛ اما برای من از «Antz» بود. در مجموع شاید DreamWorks بهپای دیزنی یا پیکسار نرسد، اما از بسیاری دیگر در این صنعت بهتر است (به جز سونی که در سطح آن است). دلم میخواست این فیلم خوب باشد — و در...
کودکی در مأموریت
اگر از هر کسی که پیش از دههٔ ۹۰ میلادی بوده بپرسید، میگوید عشقش به فیلمهای پویانمایی با «Toy Story» شروع شد؛ اما برای من از «Antz» بود. در مجموع شاید DreamWorks بهپای دیزنی یا پیکسار نرسد، اما از بسیاری دیگر در این صنعت بهتر است (به جز سونی که در سطح آن است). دلم میخواست این فیلم خوب باشد — و در گیشه فروش خوبی داشت، هرچند از نظر نقدی چندان مورد قبول واقع نشد. بینندهٔ معمول انیمیشن آن را پذیرفت و بهنظرم سرگرمکننده است، در بخشهایی بسیار بامزه، حتی اگر تمام فیلم چنین نباشد.
داستان دربارهٔ پسری است که زندگی خوشِ تنها فرزندیاش با آمدن برادر نوزاد از او گرفته میشود. روزی او کشف میکند که نوزاد صحبت میکند و با نقشهای بزرگ به خانه آمده؛ باقی روایت دربارهٔ فهمیدن آن نقشه و همکاری با او برای مقابله با آن است. فیلم نسبتاً مفرح است؛ انیمیشن، داستان و ماجراها خوباند و گویندگی نیز عالی است. الک بالدوین فوقالعاده است، و در مجموع باید از تکنسینها و انیماتورها هم تمجید کرد.
در ابتدا فکر میکردم بعضی شوخیها نامناسبند، مخصوصاً اگر فیلم برای خانوادهها و بهویژه کودکان باشد، اما با دیدن ادامهٔ فیلم شرایط بدتر نشد. داستان ساده و قابلپیشبینی است، اما لذتبخش است و برای مدتی آدم را از خود بیخود میکند. با وجود پذیرش نهچندان یکدست، شنیدهام دنبالهای در راه است؛ بهنظرم تصمیم درستی است و پایان داستان به آن دامن میزند. شاید فیلم موردعلاقهٔ شما نشود، اما اگر انیمیشن دوست دارید، ارزش دیدن دارد.
امتیاز: 7/10
---
فیلمی آراسته و خوشساخت، اما با ایدههایی دور از دسترس و بهنوعی بی «روح»
میدانم نسل من، «نسل وای»، اولین نسلی در تاریخ کشور است که اکثراً تکفرزندند. با افزایش هزینههای تحصیل، سلامت و خوراک و حقوق پایین که متناسب با آن افزایش نیافته، برای بسیاری از خانوادهها داشتن بیش از یک فرزند غیرعاقلانه شده است. حقیقت این است که بسیاری ترجیح میدهند اصلاً فرزندی نداشته باشند یا والدین شدن را به تأخیر بیندازند (که تا حدی توضیح میدهد چرا عشق به تولهسگها در فیلم و واقعیت محبوب است؛ آنها ارزانترند و پیوندهای پایدار و الزامآور انسانی نیستند). خودم نزدیک چهل سالگیام و هیچ چشماندازی برای تشکیل خانواده ندارم؛ شرایط مساعد نیست و احساس میکنم آیندهام تا حدی بهخاطر بحرانهای مالی از آغاز هزارهٔ جدید گروگان گرفته شده است. مطمئنم تنها من چنین احساسی ندارم.
این فیلم به شکلی شاد و سادهدلانه تصویری از این وضعیت است: نشان میدهد چگونه پسری هفتساله از تولد برادرش احساس عجیبی دارد. عشق و رقابت احساساتی متضاد ولی جزء لاینفکِ داشتن خواهر یا برادرند: ممکن است برای جلب توجه والدین با هم رقابت کنند، اما در مواقع لزوم کنار هم میایستند. فیلم اینها را با خلق یک داستان پرتنش نشان میدهد که عضو جدید خانواده در واقع مدیری ملبس و با رفتارهای اقتدارگرایانه است که مثل «دونالد ترامپ در پوشک» فرمان میدهد، غر میزند، فریاد میکشد و همه را همچون بدترین مدیرعامل ممکن اخراج میکند.
راستش من الان فیلم را دیدم چون آن زمان بهنظر کسلکننده و مصنوعی میرسید و برای دیدن آن در سینما هزینه نکردم؛ همراه کسانی بودم که فکر میکردند نقدها احتمالاً درست گفتهاند. واقعیت این است که DreamWorks قبلاً آثار بهتری داشته و شاید الان در بحرانِ الهام باشد. کیفیت طراحی و انیمیشنها، رنگهای زنده و طراحی شخصیتها و پرداخت فنی هنوز چشمگیرند، اما کمبود ایدههای قوی و تا حدی فقدان «روح» احساس میشود. فیلم تلاش میکند، به احساسات برادرانه متکی است و ظاهراً مخاطب هم واکنش مثبتی نشان داده، اما این اثر در سطح موفقیتهای گذشته قرار ندارد. موسیقی متن که چند قطعه قابلتوجه دارد، معقول است اما بهاندازهای برجسته نیست که خودش ارزشمند بهنظر آید و طنز فیلم هم گاهی بیش از اندازه به بزرگسالان نشانه میرود تا کودکان (شک دارم بیشتر بچهها بفهمند «ممو» چیست).
بهعنوان انیمیشن، فیلم بازیگرِ روی پرده ندارد اما چند صداپیشهٔ معروف حضور دارند؛ بهویژه الک بالدوین (صدای نوزاد) و استیو بوسیمی (صدای ضدقهرمان) که قابلذکرند، و مشارکتهایی از جیمی کیمل، لیزا کودرو و مایلز باکشی نیز دیده میشود.
---
اینجا حتی به صحنهٔ بهدنیا آمدن هم پرداخته نمیشود؛ نوزادِ کراواتپوش مستقیماً به خانه میآید تا به مادر، پدر و برادر بزرگتر «تیم» ملحق شود. این بچهها رابطهٔ گرمی با هم ندارند. آیا «تیم» از عشقی که والدین به نوزاد تازه نشان میدهند حسادت میکند؟ یا مشکل این است که او اصلاً رفتاری شبیه نوزاد ندارد و بیشتر شبیه یک مدیر اجرایی کوچک رفتار و سخن میگوید، کسی که انگار چهل برابر سنش بزرگتر است؟ در سردرگمیِ خود، «تیم» کشف میکند که این بچه هدفی شومتر دارد و رئیس شرکت عظیم «Puppy Co.» نقشهای ریخته که دینامیک دوستداشتن مردم نسبت به حیوانات خانگی را برای همیشه تغییر خواهد داد. بهنظر میرسد تنها شانس او برای خنثیکردن این نقشهٔ شیطنتآمیز این است که با برادرش — که دو رو و عالمانه اما فرماندهمآب است — همکاری کند.
از آن پس مجموعهای از ماجراجوییها دنبال میشود: کارآگاهی بیباکانه، بهخطر انداختن جان، و حتی رفتن به گردهمایی تقلیدکنندگان الویس. اگر فقط با تهدیدِ آزاردهندهٔ این نوزاد ادامه میدادند، شاید برایم بهتر بود؛ متأسفانه فیلم جرئت پایبندی به آن ایدهٔ اولیه را ندارد و خیلی زود در دنیایی کلیشهای و احساساتی غرق میشود که نیروی اصلی داستان را خنثی میکند. فیلم به عملکرد دنیای شرکتی و شیوهٔ بیشرمانهٔ آن در پولسازی از کودکان و حیوانات طعنه میزند، اما لذت آن از بین میرود چون به فیلمنامهای متوسط و موسیقیای مبتنی بر بالادهای اقتباسشده متکی است و حس شیطنت و بازیگوشی کمرمق میگردد. در پایان بیشازحد شیرین و بچگانه میشود؛ با اینکه میدانم من مخاطب هدف نیستم، اما بهنظرم فرصتی برای چیزی متفاوت هدر رفته است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران