بروس وین که در تمام عمرش، شهر خود، گاتهام را غرق در فساد و خلاف دیده است، تصمیم میگیرد به قهرمانی تبدیل شود که گاتهام بیشتر از هر چیزی به آن نیاز دارد - بتمن.
بروس وین که در تمام عمرش، شهر خود، گاتهام را غرق در فساد و خلاف دیده است، تصمیم میگیرد به قهرمانی تبدیل شود که گاتهام بیشتر از هر چیزی به آن نیاز دارد - بتمن.
«مهم نیست زیر پوستم چه کسی هستم، مهم کارهایی است که انجام میدهم که مرا تعریف میکند.»
بروس وین مدام از خاطرات کودکی که شاهد قتل والدینش بوده، عذاب میکشد. او توسط فرقهٔ «سایهها» که گروهی مرگبار از نینجاها و قاتلان آموزشدیده است، تحت پرورش قرار میگیرد؛ فرقهای که به دنبال حذف جرم و جنایت با عدالتی سختگیرانه است. پس از تکمیل تمرینات، وین به دلیل...
«مهم نیست زیر پوستم چه کسی هستم، مهم کارهایی است که انجام میدهم که مرا تعریف میکند.»
بروس وین مدام از خاطرات کودکی که شاهد قتل والدینش بوده، عذاب میکشد. او توسط فرقهٔ «سایهها» که گروهی مرگبار از نینجاها و قاتلان آموزشدیده است، تحت پرورش قرار میگیرد؛ فرقهای که به دنبال حذف جرم و جنایت با عدالتی سختگیرانه است. پس از تکمیل تمرینات، وین به دلیل نپذیرفتن روشهای آنها از پیوستن بهشان سر باز میزند و به گاتهام بازمیگردد تا انتقام خود را در جنگی یکنفره علیه جرم و جنایت آغاز کند.
کارگردان کریستوفر نولان عملاً به ریشههای بتمن بازمیگردد تا نه تنها جان تازهای به فرنچایز مرده ببخشد، بلکه آن را به شکوفاییای پیروزمندانه بازگرداند. همهٔ حالوهوای اغراقآمیز و کمیکِ آثار جوئل شوماخر کنار گذاشته شده و به جایش فیلمی تاریک، پخته و غنی داریم که در پی پرداختن به انگیزههای بتمن و بهویژه شخصیت شکستهاش است.
یکی از نکات خوشایند برای من، ریتمبندی بینقص نولان بود؛ پرداخت شخصیت و تولد بت برای تقریباً یک ساعت نخست فیلم محور اصلی را تشکیل میدهد. این موضوع به «بتمن آغاز میکند» عمق و قلب میدهد و باعث میشود به این ابرقهرمان عجیب احساس و وجه انسانی بدهیم. ما وین را از زندان چین تا صومعهٔ فرقهٔ سایهها دنبال میکنیم و شاهد تبدیل او از مردی خشمگین به ماشینی رزمی و کنترلشده هستیم؛ ماشینی که هنوز قلبی بارِ کینه در سینه دارد.
سپس بازمیگردیم به گاتهام و تولد بتمن را شاهدیم، با فهرستی از خلافکاران در برابر او: رئیس مافیا فالکونه، مرموزِ اسکِرکرو و چهرهای از گذشتهٔ وین که بهطور شگفتآوری سر برمیآورد. وین با انگیزههای قدرتمندی هدایت میشود و در بخش دوم فیلم، کسانی که به پرداخت شخصیت توجه کردهاند، پاداش میگیرند: بدلکاریها و صحنههای مهیج که در گاتهامی نمناک و ناامیدکننده بهنمایش درمیآیند. این گاتهام فاصلهٔ زیادی با مناظر خیالپردازانهٔ تیم برتون دارد؛ شهری است که در آستانهٔ انفجار است و فریاد میزند که بتمن آن را نجات دهد. خوشبختانه نولان و بازیگرانش وعدههای اولیه را محقق میکنند و یک فانتزی اکشن عالی میسازند که برای تمام سنین جذاب است.
کریستین بیل شنل بت را به تن میکند و نقشش کاملاً مینشیند؛ بروس وین او شاید آن کاریزمای پرانرژیِ مایکل کیتون را نداشته باشد، اما بتمنش خشن، عبوس و با دیالوگهای تند جور درمیآید. مایکل کین در نقش آلفرد، خدمتکار وفادار خانواده وین، با احساس و درایو احساسی قابلتوجهی نقش را بهخوبی ایفا میکند. سیلیان مورفی در نقش دکتر جاناتان کرین/اسکِرکرو بیشتر بهعنوان کرین با نگاه نافذ و لبخند شیطنتآمیزش ترساننده است. گری اولدمن (جیم گوردون) و مورگان فریمن (لوشیوس فاکس) هم هرچند نقشهای کوچکی دارند، محکم و قابلاطمیناناند. لیام نیسون نیز در نقش هنری دوکارد از عهدهٔ نقشِ سنگین برمیآید و در قوس شخصیتیاش بهترین صحنهها را دارد.
نقاط ضعف جزئی که بهعکس کلیت فیلم لطمهای جدی نمیزنند، شامل کَیتی هولمز (زیبا اما نه چندان متقاعدکننده در نقش دستیار دادستان، ریچل داوز) و روتگر هاورها در نقش ارل (کمی بیشتر تهدیدآمیز بودن به کارش میآمد) است. بههرحال اینها ایرادات کوچکیاند، زیرا از منظر اقتباسهای کتاب مصور، «بتمن آغاز میکند» از بهترینهاست: فرنچایزی دوباره مجهز، بازسازیشده و کاملاً احیاشده. اما حالا آزمون واقعی با دنبالهٔ مهم بعدی است... 9/10
---
دارم فکر میکنم مردم فقط به این خاطر میگویند یک فیلم خوب است که طولانی است یا از نظر تصویربرداری خوب است. برای من تنها نکتهٔ برجسته اجرای سیلیان مورفی بود. بقیهٔ فیلم برایم یک پیادهروی خستهکننده و بیمعنی بود.
---
فیلم «بتمن آغاز میکند» کریستوفر نولان دقیقاً نشان میدهد چگونه بروس وین (کریستین بیل) به جنگجوی شنلپوشِ آشنای ما، بتمن، تبدیل میشود. اعتراف میکنم مثل بسیاری دیگر، اگرچه این اولین قسمت از سهگانهٔ شوالیهٔ تاریکی است، من آن را آخر دیدم چون اصلاً از وجودش خبر نداشتم؛ این امر تا حدی به خاطر سایهافتادگی شدیدِ دنبالهٔ تحسینشدهاش، «شوالیهٔ تاریکی» است.
«بتمن آغاز میکند» خط داستانی سادهای دارد اما پر از پیچوخم است. بروس جوان به شرق دور میرود و توسط هنری دوکارد (لیام نیسون)، عضوی از مرموزِ فرقهٔ سایهها، در هنرهای رزمی آموزش میبیند. دوکارد بعدها هدف واقعی فرقه را افشا میکند: نابودی کامل گاتهام، چون از نظر آنها شهری فاسد و ناامید است که باید پاکسازی شود تا عدالت و توازن برقرار گردد. بروس با این اخلاقیات موافق نیست و بهتنهایی به گاتهام بازمیگردد تا بدون توسل به قتل، شهر فاسد را پاک کند. با کمک آلفرد (مایکل کین) و لوشیوس فاکس (مورگان فریمن)، کارشناس فناوری در شرکت وِین، بتمن متولد میشود.
نکتهٔ اصلیای که در این فیلم بیشتر از هر فیلم بتمن دیگری حس کردم این است که فیلم واقعاً باعث میشود نسبت به خود بروس وین احساس همدردی و دلسوزی کنیم، نه صرفاً نسبت به vigilanteِ ماسکزده. بروس واقعی تراژیک، واقعی، قابلدرک و تا حدی ناپایدار است و واقعاً نمیداند هدفش چیست. این داستانِ آغاز است و ما بهصورت مستقیم شاهد اتفاقات травماتیکی هستیم که او را به مردی تنها و پر از گناه و تلخی تبدیل کردهاند. احساسات و اعمالش کاملاً موجهاند و من احترام زیادی برای شخصیت قائل شدم.
این یک فیلم تاریک، زمخت و بزرگسالانه است؛ انتظار نداشته باشید فضای رنگارنگ و کمیکبوکیِ جوئل شوماخر را. این فیلم میخواهد جدی و واقعی باشد. من تلاش فیلم برای دوری از کلیشههای ابرقهرمانی و نزدیکتر شدن به ژانر درام جنایی را میپسندم، و اینکه فیلم خوب است شکی نیست، اما چند مشکل مانع از کامل شدن آن میشود: ممکن است فیلم بیش از حد جدی باشد و گهگاه از بخش سرگرمی فاصله بگیرد. راس الغول آنتاگونیست اصلی خوبی است، اما شخصیت دوم یعنی دکتر کرین/اسکِرکرو (سیلیان مورفی) از نظر جلوههای بصری و زمان روی صفحه کمی ناتمام به نظر میرسد. زمان طولانی فیلم هدر نرفته، اما احتمالاً نیازی نبود این همه شخصیت فرعی و ساخت جهان اضافه شود؛ میشد داستان آغاز را جمعوجورتر و منظمتر روایت کرد.
در کل من «بتمن آغاز میکند» را دوست داشتم و پشت آن میایستم؛ فکر نمیکنم بهترین قسمت از سهگانهٔ شوالیهٔ تاریکی باشد، اما بهعنوان یک فیلم مستقل کیفیت بالایی دارد—بهخصوص اگر زیاد مقایسه نکنیم. این فیلم تجربهای سرد، خشن و ماندگار ارائه میدهد که بروس وین و بتمن را از دیدگاهی کاملاً جدید نشان میدهد و قدردانیمان را نسبت به شخصیت بالا میبرد.
---
«بتمن آغاز میکند» معرفی محکمی برای بتمن است، با بازیگری درخشان و موسیقی فوقالعاده از هانس زیمر و جیمز نیوتن هوارد. 9/10
---
کریستوفر نولان و کریستین بیل در اوج کار خود با این بازخوانی جذاب از چگونگی تبدیل شدنِ «بتمن» به آنچه میشناسیم هستند. «بروس»، پسر جوان خانوادهٔ ثروتمند وین، ناگهان یتیم میشود و بیهدف در آسیا سرگردان میشود. وقتی با دوکارد (لیام نیسون) روبهرو میشود و به هیمالیا برده میشود، تحت آموزش راس الغول (کن واتانابه) قرار میگیرد تا به فرقهٔ سایهها بپیوندد—گروهی از جنگجویان نخبه با مهارتهای نینجایی. او میخواهد از آموزشهایش استفاده کند تا به گاتهامِ قانونگریز بازگردد و نیرویی برای خیر باشد. اما کمکم درمییابد که همهچیز در آن پناهگاه آنطور که به نظر میرسد نیست و پس از یک نبرد عظیم، به عمارتش بازمیگردد تا همراه با آلفرد (سر مایکل کین) و در رأس شرکتش، که قرار است توسط ارل (روتگر هاورها) فروخته شود، کنترل امور را در دست گیرد. مشاور علمی او—همان نقش «کیو» در مجموعههای دیگر—لوشیوس فاکس (مورگان فریمن) است و بههمراه پلیس همفکر، گوردون (گری اولدمن)، بهقصد از صحنه برداشتن رئیس شهر، فالکونه (تام ویلکینسون)، تلاش میکنند پیش از آنکه او بتواند منابع آب را آلوده کند و ترس و ویرانی به راه اندازد، او را متوقف کنند.
این یک ماجراجویی اکشن هیجانانگیز است که بهندرت لحظهٔ کسلکنندهای دارد. نولان و نویسندهٔ باتجربهٔ دیوید گویِر این شخصیت را محکم در دست میگیرند و کار میکند. دیگر خبری از ضربههای مضحک و صداگذاریهای کارتونی نیست؛ این داستانی تاریک و زمخت دربارهٔ فساد، حسادت و انتقام است که تصویربرداریاش عالی است و پر از ابزارهای فناورانهٔ جذاب. من نسبت به ویلکینسون مشکل داشتم—او تهدیدآمیز نیست و مثل کلمی خیس به نظر میرسد؛ و نقش ریچلِ کِیتی هولمز گرچه انسانیت بیشتری میآورد، اما کمی کماثر است وسط این پیچوتابهای داستان. قطعاً بتمن جزو قهرمانان مورد علاقهٔ من نیست، اما این فیلم بیشک در میان فیلمهای ابرقهرمانی جایگاه بالایی دارد. هیچ چشم لیزری یا قدرت مغناطیسی؛ فقط مردی شجاع با ذهنی سرشار از انتقام.
---
«بتمن آغاز میکند» دریچهای برای عصر جدید سینمای ابرقهرمانی با رویکردی واقعگرایانه، زمینگیر و کیفیتی عالی گشود.
بسیاری ممکن است تأثیر تحولآفرین «بتمن آغاز میکند» بر ژانر ابرقهرمانی را درک نکنند. در حالی که فیلمهایی مثل اسپایدرمن و مردان ایکس محبوب بودند، هنوز عدهای فیلمهای کتاب مصور را مخصوص کودکان میدانستند. فیلمهای لودهای مانند «کتوومن» و «بتمن و رُبین» هم باعث نمیشد مخاطبان بزرگسال به این ژانر اعتماد کنند. اما «بتمن آغاز میکند» همهٔ اینها را تغییر داد. بتمن از همهٔ شوخطبعیهای مضحک کتابی جدا شد و به دنیایی زمخت و واقعی کشانده شد که زمان کافی به پرداخت شخصیت میداد و مردی ثروتمند که لباس خفاش به تن میکرد و از ساختمانها میپرید، ناگهانی قابلباور و هیجانانگیز بهنظر رسید. سبک و لحن جدی نولان چشمانداز فیلمهای ابرقهرمانی را دگرگون کرد و راه را برای دنیای مارول که بعدها آمد، هموار ساخت. با کارگردانی درخشان مانند کریستوفر نولان و بازیگرانی چون کریستین بیل، لیام نیسون، مایکل کین و مورگان فریمن، فیلم وزن و کیفیت تازهای به ژانر بخشید و آغازگر عصری نو در فیلمهای ابرقهرمانی شد.
---
دیدن این فیلم تغییر خوبی بود برای سری بتمنی که داشت نزول میکرد. این فیلم قابل قبول بود؛ حداقل از آنهایی که قبلاً ساخته میشدند بدتر نبود.
---
بتمنی بسیار درونگرا و عبوس—از فیلمهای موردعلاقهٔ من نیست. هرچند وقتی بالاخره بتمن را در قامت خودش میبینیم، فیلم جذاب میشود. کریستین بیل شنل را خوب میپوشد، اما ضدقهرمانها چندان خشن و تأثیرگذار نیستند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران