این فیلم نسخه ی جدید مجموعه ی ترسناک "جیغ" می باشد و داستان زنی را روایت می کند که به شهر زادگاه خود بازگشته است. او قصد دارد از هویت فردی که مرتکب مجموعه ای از جرائم بی رحمانه شده است، پرده برداری کند...
این فیلم نسخه ی جدید مجموعه ی ترسناک "جیغ" می باشد و داستان زنی را روایت می کند که به شهر زادگاه خود بازگشته است. او قصد دارد از هویت فردی که مرتکب مجموعه ای از جرائم بی رحمانه شده است، پرده برداری کند...
باورنکردنی است که ۲۵ سال از اکران «جیغ» میگذرد؛ فیلمی که نفس تازهای به ژانر اسلشر بخشید، ژانری که بهخاطر سیل آثار مستقیم به دیویدی و تلویزیون و همچنین اکرانهای سینمایی کمجان، در حال زوال بود.
این فیلم موفقیتی عظیم کسب کرد، یک سهگانهٔ موفق را آغاز کرد و قاتل «گُستفِیس» و لحظات زیادی از سری را به بخش مهمی از فرهنگ پاپ تبدیل نمود. پس...
باورنکردنی است که ۲۵ سال از اکران «جیغ» میگذرد؛ فیلمی که نفس تازهای به ژانر اسلشر بخشید، ژانری که بهخاطر سیل آثار مستقیم به دیویدی و تلویزیون و همچنین اکرانهای سینمایی کمجان، در حال زوال بود.
این فیلم موفقیتی عظیم کسب کرد، یک سهگانهٔ موفق را آغاز کرد و قاتل «گُستفِیس» و لحظات زیادی از سری را به بخش مهمی از فرهنگ پاپ تبدیل نمود. پس از مدتی وقفه، «جیغ ۴» آمد و سری را ادامه داد و در ۲۰۲۲ نسخهٔ جدیدی از «جیغ» منتشر شد که داستان را برای هواداران پی میگرفت.
وقتی دختر جوانی به نام تارا (جنا اورتگا) بهشدت و به شکلی بسیار شبیه به حملات گُستفِیس مورد حمله قرار میگیرد، خواهرش سم (ملیسا باررا) برای همراهی او به وودزبورو برمیگردد تا در دوران بهبودی کنارش باشد. سم به همراه دوستپسرش ریچی (جک کواید) بازمیگردد؛ کسی که از تاریخچهٔ وودزبورو و مجموعهٔ فیلمهای محبوب «استَب» که بر اساس قتلهای شهر ساخته شدهاند بیخبر است.
مشکلات گذشتهٔ سم بازگشت او را سخت کرده و وقتی گُستفِیس دوباره حمله میکند، او و ریچی برای کمک به داوی (دیوید آکر) مراجعه میکنند؛ مردی که دوران سختی را پشت سر گذاشته و از گِیل (کورتنی کاکس) جدا شده است. با وجود بیمیلیاش، داوی وارد ماجرا میشود و «قواعد» را برای سم شرح میدهد که نشان میدهد قاتل ممکن است از میان کسانی باشد که او میشناسد. بهزودی همهٔ دوستان و آشنایان سم و تارا مظنون میشوند و تعداد قربانیان افزایش مییابد.
این وضع صحنههایی از فیلم را فراهم میکند که از بهترین لحظات آن هستند؛ شخصیتها به فرنچایزهای ترسناک گذشته و حال اشاره میکنند و دربارهٔ ترولهای اینترنتی، طرفداران افراطی و دیگر ارجاعات فرهنگ پاپ صحبت میکنند که هم طنزی طعنهآمیز نسبت به سری ایجاد میکند و هم دنیای «جیغ» را بهعنوان جایی نشان میدهد که مردم با فیلمهای وحشت قدیم و جدید آشنا هستند و قواعد را بر اساس دنبالهها، پیشدرآمدها و «ریکوئل»ها تغییر دادهاند.
با بالا گرفتن تنشها و افزایش شمار قربانیان، گِیل، داوی و سیدنی (نِیو کمپبل) باید بر ترسهایشان غلبه کنند تا گُستفِیس را قبل از آنکه دیر شود متوقف کنند.
اگرچه پردهٔ پایانی فیلم بسیار اغراقشده و گاهی نامعقول است، اما عناصر شناختهشدهای که هواداران از سری انتظار دارند را بهوفور ارائه میدهد. خودِ من خیلی زود اکثر پیچشها را پیشبینی کردم و در طول فیلم سورپرایزهای زیادی نداشتم؛ بااینحال بسیاری از تماشاگران با دیدن گسترش داستان لذت خواهند برد. پس از چهار فیلم، فرمول سری برایم آشناست و قبلاً هم پیچشهایی را در فیلمهایی مثل «حس ششم» و «دهکده» زود حدس زدهام، پس احتمالاً در این زمینه استعداد دارم.
فیلم چیز خیلی جدیدی ارائه نمیکند، اما همان چیزی را که طرفداران انتظار دارند تحویل میدهد؛ من این فیلم را از «جیغ ۳» لذتبخشتر یافتم و بهاندازهٔ کافی سرگرمکننده بود. شایعاتی هست که قسمت ششم هم برنامهریزی شده و اگر اینطور باشد، من آمادهٔ دیدن آن هستم.
امتیاز: ۳.۵ از ۵
«جیغ (۵)» یک «ریکوئل» درخشان است که با متاکامنتاری هوشمندانه و جذاب دربارهٔ ژانر وحشت، طرفداریهای سمی، شبکههای اجتماعی و موارد دیگر، بهخاطر شانس بالای قرار گرفتن در فهرست بهترینهای سال جدید میدرخشد. فیلمنامه پیوسته سرگرمکننده است و دیالوگهای مرتبط و گیرا و برخی از خونینترین قتلها را در این مجموعه ارائه میدهد. کارگردانان و نویسندگان فیلم ادای احترامی زیبا به سازندهٔ تأثیرگذار، وَس کِروِن، کردهاند.
تمام بازیگران — چه تازهوارد و چه چهرههای شناختهشده — اجراهای قابلتوجهی دارند و شخصیتهایی را بازی میکنند که بدون عذرخواهی به مباحث سینمادوستانه میپردازند؛ موضوعاتی که شاید بعضی از تماشاگران گاهبهگاه بهطور کامل درک نکنند اما باز هم سرگرمی خالصی روی پردهٔ بزرگ فراهم میکند.
بهعنوان یک فیلم معمایی-وحشت، تماشاگر را روی لبهٔ صندلی نگه میدارد، هم میخنداند و هم در طول نمایشترس و هیجان ایجاد میکند. بهشدت پیشنهاد میکنم.
رتبه: A-
گُستفِیس قاتل سریالی سینمایی مورد علاقهٔ من است و من هر چهار فیلم قبلی را دوست دارم (بله، حتی «جیغ ۳» و مدل موی بد گِیل) با وجود کاستیها و نوسانها در جنبههای سرگرمی. بهخاطر همین، هر فیلم یا سریال جدید «جیغ» را خواهم دید و از آن حمایت میکنم. میدانم که این نسخهٔ جدید موفق بوده و برخی آن را دوست داشتند، اما صادقانه بگویم برای من کمترین محبوب در این فرنچایز است.
این فیلم جدید تلاش زیادی میکند تا شبیه یکی از فیلمهای اصلی «جیغ» باشد، در حالی که باید بیشتر هویت خودش را پیدا میکرد. فیلم این مشکل را خودش مطرح میکند، اما اصالت همیشه باید بر بازپیمایی سر زده ترجیح یابد؛ بهخصوص وقتی به نظر میرسد قتلها صرفاً تکرار زخمهای قبلی هستند.
در مجموع، فیلم در برخی جنبهها خوب است اما برای من آن حس تازه و متمایز را نداشت.
فیلم قابلقبولی است که تعادل خوبی از متا و ارجاعات به اثر اصلی ارائه میکند بدون اینکه زیادهروی کند.
افزودهای مناسب به فرنچایز است؛ صحنههای کشتار خوبی دارد و بازیها دستکم در سطح قابل قبولی بودند. دیدن شخصیتهای قدیمی لذتبخش بود. انگیزههای قاتل یکجور کهنه به نظر میرسید (برای من که زیاد در ردیت یا شبکههای اجتماعی فعال نیستم) ولی قابلقبول بود و شبیه به نقدهای اجتماعیِ «جیغ ۴». از نظر من این فیلم سومین فیلم فرنچایز است؛ پس از نسخهٔ اصلی و «جیغ ۲» (با وجود اشکالاتش، آن فیلم برایم جایگاه خاصی دارد). در مجموع بد نیست و ارزش یک بار دیدن را دارد.
امتیاز: ۳.۲۵ از ۵
«جیغ» یک تریلر خودآگاه است که تظاهر نمیکند بیش از آنچه هست باشد. صحنههای قتل خوب هستند، خشونت حضور دارد و کمدی به اندازهٔ کافی خوب است که از فیلم نکاسته.
نتیجهگیری: خوب
از همان نخستین «جیغ»ها را تماشا کردهام. دو فیلم اول را دوست داشتم اما بعدتر کیفیت کمی متزلزل شد. این نسخه واقعاً به آن چیزی که وس کروون میخواست «جیغ» باشد نزدیکتر است. ریتم فیلم و چگونگی پیچشی که روی شخصیت سم گذاشتند را خیلی دوست داشتم. شروع فیلم مانند «جیغ» اول است و پایانش هم همان حس را دارد. از تمام فیلمهای «جیغ» این یکی را از نظر دشواری حدس زدن و میزان قابلقبول بودن میان بهترینها میدانم.
یکی از بهترین اسلشرهای بعد از ۱۹۹۶! این فیلم تمام جنبههای لذتبخش نسخهٔ اول — غافلگیری، شوک، خودآگاهی و طنز — را باززنده میکند. حس و حال نسخهٔ اول حفظ شده، با آوردن بازیگران اصلی و نشان دادن اینکه هیچکس واقعاً در امان نیست. کارگردانها با لذت از هر کلیشهٔ اسلشر ممکن برای فریب مخاطب استفاده کردهاند: موسیقی تنشزا هر بار بالا میآید که شخصیتها از کنار در تاریک عبور میکنند یا کابینتی را باز میکنند — اما در «جیغ» چیزها گاهی برخلاف انتظار عمل میکند. بازی با کلیشهها بهطرز سرگرمکننده و خودآگاه همان چیزی است که «جیغ» را تعریف میکند و کارگردانان در این زمینه موفق بودهاند.
بعضی چیزها هرگز تغییر نمیکنند؛ این هم میتواند خوب باشد و هم بد. موارد بد مثل صدای بیش از حد برّندهٔ چاقوها یا دیالوگهایی مثل «باید شات در سر بزنی، وگرنه همیشه برمیگردند» که خودِ وجود نسخهٔ جدید «جیغ» دلیلی بر بیاثباتی چنین جملاتی است. این فیلم تاریخچهٔ اسلشرها را در چند جنبه تکرار میکند و علاوه بر بازدید از فرنچایز خود، از نقطهٔ داستانیای هم وام میگیرد که به فیلمهای دیگر ژانر شباهت دارد.
با همهٔ اینها، «جیغ ۲۰۲۲» در مجموع بیشتر خوب است تا بد. وفادار به ریشههایش، این نسخه تحلیلی از وضعیت فعلی سینمای وحشت است. بهطرزی آموزنده نمونهای از «ریکوئل» است و حتی صحنهای دارد که دقیقاً توضیح میدهد «ریکوئل» چیست و چگونه کار میکند. دوست دارم که فیلم به بعضی کلیشههای ناخوشایند هم با طعنه پرداخته است.
در نهایت، این فیلم توسط افرادی ساخته شده که به منبع اصلی احترام میگذارند و تماشاگر را دستکم نمیگیرند. وقتی شخصیتها پیامک میفرستند، کلمات روی صفحهٔ گوشی خودشان نشان داده میشود و وقتی کسی زده میشود، خونِ مصنوعی واقعی میریزد نه پیکسلهای قرمز؛ که در عصری که CGI شایع است، استفاده از جلوههای عملی شدت تأثیر احساسی فیلم را دوچندان میکند. مانند «نیوم نایتمِیر» و «کَندیمَن» سال اخیر، این «جیغ» هم هم بازگشتی به فرم و هم نوعی وداع شایسته است. امیدوارم به وعدهٔش عمل کند که «بعد از امشب، دیگر نه کتاب، نه فیلم، نه ف***ن گُستفِیس.»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران