پانزده سال پس از ماجرای اول «جیزل» (امی آدامز) و همراهانش، بازمیگردیم و میبینیم کمی رخوت به سبک زندگی ایدئال آنها رخنه کرده است. همانطور که میگویند «شیطان برای دستهای بیکار کار پیدا میکند»، یک آرزوی بیدقت آنها را —جیزل، همسرش «رابرت» (پاتریک دمپسی) و دختر تازهشان— وارد سلسلهای از ماجراها میکند و جیزل باید تا زنگ آخر نیمهشب برای جلوگیری از فاجعه با زمان...
پانزده سال پس از ماجرای اول «جیزل» (امی آدامز) و همراهانش، بازمیگردیم و میبینیم کمی رخوت به سبک زندگی ایدئال آنها رخنه کرده است. همانطور که میگویند «شیطان برای دستهای بیکار کار پیدا میکند»، یک آرزوی بیدقت آنها را —جیزل، همسرش «رابرت» (پاتریک دمپسی) و دختر تازهشان— وارد سلسلهای از ماجراها میکند و جیزل باید تا زنگ آخر نیمهشب برای جلوگیری از فاجعه با زمان مسابقه دهد. متأسفانه این فیلم هیچکدام از جذابیتهای معرفی ۲۰۰۷ را ندارد. البته نباید انتظار تهدید واقعی زیادی از قصه داشته باشیم، اما همهچیز اینجا بیش از حد ساختگی بهنظر میرسد و آهنگهای نسبتاً خنثی زیادی وجود دارد که بیشتر جایگزین دیالوگها و شخصیتپردازیهای ضعیف شدهاند تا اینکه مخاطب را به همراه خواندن وادار کنند. ظاهر فیلم خوشایند است و دیدن بازگشت تمام بازیگران بعد از این سالها کنجکاویبرانگیز است، اما در مجموع چیزی بیشتر از یک فیلم تلویزیونی بهنظر نمیرسد؛ ممکن است کودکان در ساعت اول از دو ساعت طولانیاش لذت ببرند، اما بعد از آن تمرکزشان به اطراف پرت میشود. حیف — باز هم یک دنباله که واقعاً ضرورتی نداشت.
تازه و نسبتاً نوآورانه، عمدتاً برای کودکان جذاب است. (۷/۱۰)
انتظارم از این فیلم پایین بود، چون هم دنباله است و هم اکران سینمایی نداشت. بیست دقیقه اول بیشتر شبیه دنبالههای سریالهای کمدی بود: خانواده از شهر بزرگ به حومه نقل مکان میکند، نوجوانی ناراحت میخواهد به خانه برگردد، مادری که نوجوانها را درک نمیکند او را روز اول خجالتزده میکند و غیره... بنابراین آمادهی یک فیلم متوسط بودم. اما با شروع بخش جادویی، چند چیز مرا غافلگیر کرد. هرچند شخصیتپردازی در فیلم ضعیف است، یک پیچش دربارهٔ جیزل غیرمنتظره بود و در سرتاسر فیلم نشانهها و ارجاعهای هوشمندانهای به آثار قبلی دیزنی به چشم میخورد. شمارههای موسیقایی از معمولی تا خوب متغیرند، ولی یک دوئت جاز خاص واقعاً من را شگفتزده کرد. متأسفانه تازگی در پردهٔ سوم از بین میرود و فیلم تبدیل میشود به همان قصهٔ کلیشهایِ «دنیا را قبل از نیمهشب نجات دهید، رویارویی با شرّ اصلی»؛ با این حال ایدههای خوبی در فیلم هست و دیدنش ارزش دارد — بهخصوص که نیاز به تهیه بلیت سینما هم ندارد. بهنظر من «Disenchanted» در حد و اندازهٔ «Enchanted» اصلی است — نه بهتر، نه بدتر؛ بعضی فیلمها همیناند.
نقاط قوتی هم دارد، اما «Disenchanted» عمدتاً بیجان است. جلوههای ویژه خوباند، هر وقت امی آدامز و مایا رودولف کنار هم هستند فیلم جذابتر میشود، برخی تلاشهای داستان برای ایجاد احساس در نهایت جواب میدهد و بخشهای انیمیشنی هم خوشساختاند. با این همه نکات مثبت، من از دیدن فیلم لذت چندانی نبردم؛ راستش تماشای آن تا حدی خستهکننده بود. فیلم اول را اندکی دوست داشتم، اما این دنباله بهنظر من نتوانست واقعاً جا بیفتد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران