خب، ترامپ بیروننشین است، نه؟ او قبل از نامزدی برای ریاستجمهوری سیاستمدار نبود، سیاستمداران حرفهای را کوچک میشمرد و با شرکتها وارد جنگ شد.
و در مقابل، مخالفان همین الآن رئیسجمهوری وابسته به ساختارِ موجود را انتخاب کردند؛ برای حق اعتراض یک غولِ تکنولوژی مونوپولی تظاهرات کردند. آنها در حقیقت طرفدار همان ماشینِ قدرتاند...
و با اینحال همه نظرات یکستاره طوری بهنظر میرسند که گویی ضدِ نظاماند،...
خب، ترامپ بیروننشین است، نه؟ او قبل از نامزدی برای ریاستجمهوری سیاستمدار نبود، سیاستمداران حرفهای را کوچک میشمرد و با شرکتها وارد جنگ شد.
و در مقابل، مخالفان همین الآن رئیسجمهوری وابسته به ساختارِ موجود را انتخاب کردند؛ برای حق اعتراض یک غولِ تکنولوژی مونوپولی تظاهرات کردند. آنها در حقیقت طرفدار همان ماشینِ قدرتاند...
و با اینحال همه نظرات یکستاره طوری بهنظر میرسند که گویی ضدِ نظاماند، در حالی که در حقیقت از نظام حمایت میکنند.
برای من این مثل آن است که سرت را بتراشی و تظاهر کنی همیشه پانک بودهای.
بد نفهمید: من ترامپ را با لینکلن مقایسه نمیکنم... مگر نه اینکه آن زمان حزب جمهوریخواه یک حزب نوظهور بود؟ آنها با مسئلهای واحد آمدند: فروپاشیِ ساختار کهنهای که بر پایه بردهداری بنا شده بود...
بردهداری امروز دیگر وجود ندارد، لااقل در آمریکا و لااقل از منظر قانونی... اما جوهرِ قیاس را میتوان دید. هر دو ضدِ نظام بودند و در هر دو مورد نظام با کینه و خشونت مقابله کرد.
حتی آنوقت، جنوب خود را شورشی میدید که علیه نظام میجنگد، در حالی که در واقع برای حفظِ نظامِ بردهداری میجنگیدند.
نمیدانم... به هر حال، IMDB مشکلی دارد با سانسور هر چیزی که نقدی غیرچپگراست، پس احتمالاً این مطلب رد میشود و کسی هرگز آن را نخواهد خواند.
اما در هر دو مورد، نظام واکنش نشان داد و از خشونت استفاده کرد. تنها تفاوت واقعی این است که جنگ داخلی جنگی سنتی بود، و این قیام بیشتر شبیه بحرانهای ایرلند است و به همان اندازه حزبی.
---
نظر یک آلمانی که به احزاب سیاسی آمریکا علاقهای ندارد:
من بخشهای مربوط به سوفی شول را خیلی دوست داشتم. همه بخشهای مرتبط با ناسیونالسوسیالیسم، بهویژه قسمتهای «فیلمی»، بسیار خوب کار شده و در لوکیشن ضبط شده بودند.
یکی از نکات اصلی که سوفی شول در اعلامیههای واقعیاش مطرح میکند این است که آلمانیها مردمی تحصیلکرده با نویسندگان و شاعران برجستهاند. با این حال کتابی که (در آن زمان) بیش از همه این افراد تحصیلکرده آن را ستایش میکردند، همان کتابی بود که آن نویسنده اتریشی نسبتاً متوسط—که ادایی شبیه چارلی چاپلین در میآورد—نوشته بود؛ راستش را بخواهید آن کتاب چرندی بیش نیست و شاید بدترین اثری باشد که روی کاغذ آمده — و میتوانم این را بگویم چون آن را خواندهام. در حالی که بسیاری از کسانی که آن را مثل انجیل ستایش میکردند، در واقع آن را نخوانده بودند و صرفاً به دلایل سیاسی آن را تمجید میکردند.
تقریباً وضعیت این فیلم هم برعکس همین است: فقط تعداد اندکی واقعاً آن را دیدهاند و صدایشان شنیده نمیشود، در حالی که بسیاری بدون دانستن چیزی درباره تاریخِ مطرحشده یا حتی بدون دیدن فیلم، آن را بدنام میکنند.
دیسوزا در همه جنبههای مشارکتش کار بسیار خوبی انجام داده است. و گرچه من به احزاب آمریکایی علاقهای ندارم، تحقیقات و تصویری که او از ناسیونالسوسیالیستها ارائه میدهد دقیق و درست است، و جای تأسف دارد که مجبور شد یک آمریکایی-هندی (یا هندی-آمریکایی؟) این حقایق را درباره ناسیونالسوسیالیستها بیان کند — حقایقی که ما آلمانیها همیشه میدانستیم اما هرگز جرأت نکردیم آشکارا بیان کنیم.
فقط یک انتقاد کوچک: دینش، هرگز دوباره تلاش نکن یک کلمه آلمانی را تلفظ کنی!
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران