سالها بعد از "جنگ شصت دقیقهای"، شهرهای بزرگ برای نجات و بقا از دنیای متروک و ویرانشده بر روی چرخهایی بزرگ سوار هستند و دائما در حرکت میباشند و به شهرهای کوچکتر حمله کرده و آنها را میبلعند تا منابع خود را تامین کنند اما منابع سیاره در آستانه به پایان رسیدن است. در این بین، مرد جوانی به نام تام پس از آشنایی با دختری خطرناک به نام هستر باید برای بقا بجنگد. این دو شخصیت با وجود اختلافات زیادی که دارند، به یک اتحاد غیرمنتظره دست مییابند که باعث تغییر آینده میشود و…
سالها بعد از "جنگ شصت دقیقهای"، شهرهای بزرگ برای نجات و بقا از دنیای متروک و ویرانشده بر روی چرخهایی بزرگ سوار هستند و دائما در حرکت میباشند و به شهرهای کوچکتر حمله کرده و آنها را میبلعند تا منابع خود را تامین کنند اما منابع سیاره در آستانه به پایان رسیدن است. در این بین، مرد جوانی به نام تام پس از آشنایی با دختری خطرناک به نام هستر باید برای بقا بجنگد. این دو شخصیت با وجود اختلافات زیادی که دارند، به یک اتحاد غیرمنتظره دست مییابند که باعث تغییر آینده میشود و…
همانطور که برای کسی تعجبآور نیست، Mortal Engines چندان خوب نبود. تلاش کرده بود بیش از حد معقول را در دو ساعت جا دهد و در نتیجه در هیچ بخش موفق عمل نکرد. فکر میکنم تا حدودی به شخصیت Shrike علاقهمند شدم، اما آن هم تقریباً تمام تجربهٔ مثبت من از فیلم بود. شاید اگر این فیلم حدود هشت سال پیش، در اوج هیاهوی استیمپانک...
همانطور که برای کسی تعجبآور نیست، Mortal Engines چندان خوب نبود. تلاش کرده بود بیش از حد معقول را در دو ساعت جا دهد و در نتیجه در هیچ بخش موفق عمل نکرد. فکر میکنم تا حدودی به شخصیت Shrike علاقهمند شدم، اما آن هم تقریباً تمام تجربهٔ مثبت من از فیلم بود. شاید اگر این فیلم حدود هشت سال پیش، در اوج هیاهوی استیمپانک (حتی از نوعی که مردم هرچیزی را که دوست داشتند استیمپانک مینامیدند، خواه ارتباطی با استیمپانک واقعی داشته باشد یا نه) اکران شده بود، دستکم از نظر مالی موفق میشد؛ اما در هیچ شرایطی این نسخه از Mortal Engines را نمیتوان یک فیلم تمامعیار دانست.
امتیاز نهایی: ★★ — چند چیز جذاب داشت، اما محصول نهایی ضعیف است.
تلاش خوبی بود. متفاوت و منحصربهفرد و طراحی صحنهها عالیاند. بله، نکات ضعفی دارد و بعضی از نگارش و تدوین میتوانست بهتر باشد. اما این تغییر خوشایندی نسبت به کلیشههای معمول علمیتخیلی است که اخیراً منتشر میشوند. مارول و دیسی بازار را با ابرقهرمانانشان اشباع کردهاند (همهشان بد نیستند، فقط زیادیاند). از کلیت موضوعات خونآشام/گرگینه/زامبی خوشم نمیآید؛ این فیلم تنفس تازهای است و از آن لذت بردم.
وقتی شروع به تماشا کردم نمیدانستم چه انتظاری داشته باشم، اما خوشایندانه شگفتزده شدم. نقدهای منفی را نادیده بگیرید — احتمالاً از طرف طرفداران ژانرهای دیگر نوشته شدهاند.
باید بگویم از این فیلم خیلی خوشم آمد. نوعی ترکیب فانتزی، علمیتخیلی (تأکید روی «تخیلی») و استیمپانک (یا شاید بهتر است بگویم دیزلپانک) است.
دنیای فیلم نسبتاً تاریک و پساآخرالزمانی است که در آن شهرهای شکارچی متحرک به یکدیگر حمله میکنند. کل این مفهوم البته تا حدی مضحک بهنظر میرسد، اما موجب جلوههای ویژهٔ فوقالعاده و تماشاییای شده است و من طرفدار همین نوع جلوهها هستم.
علاوه بر این، داستان کلی در چارچوب همان دنیای نامعقول نسبتاً منسجم است. روایت سرراست است و پر از نصیحتهای اجتماعی یا موعظههای محیطزیستی آزاردهندهای که در بسیاری از فیلمهای امروز دیده میشود، نیست. تا حدودی قابل پیشبینی است ولی در مجموع بستری مناسب برای اکشن فراوان فراهم میکند.
بیشتر شخصیتها را دوست داشتم. هم قهرمانان و هم ضدقهرمان جذابیت قابلقبولی داشتند، هرچند تام کمی نازکدل و شکایتگر بود که در انتها بهتر شد.
نواقصی هم هست؛ مثلاً در یک صحنهٔ پایانی، شهر لندن در مقابل دیوار بسیار کوچک نشان داده شد، در حالی که قبلاً بهعنوان شهری بسیار بزرگ تصویر شده بود. این تناقض کمی باورپذیری را تحتالشعاع قرار داد.
جدا از این مورد و نالیدنهای تام، از فیلم لذت بردم. نوعی اثر فانتزی/تخیلی پرخرج و اغراقآمیز است که هر روز نمیبینی. نقدهای بعضی منتقدان هم آنطور که اغلب انتظار میرود، بهنظر من اغراقآمیز بود.
از تیمی که آثار دنیای میانه را ساخته است، این فیلم تصویری چشمنواز دارد اما بسیار مشتق و اقتباسی است؛ ترکیبی از داستانها را بازتولید میکند بدون اینکه چندان برجسته باشد. منصفانه بگویم بین دو بازیگر اصلی—هرا هیلمار (هِستر) و رابرت شیهان (تام)—پویایی و جذابیتی هست؛ هر دو جوان، جذاب و جسورند و سعی میکنند جاهطلبیهای دیوانهوار تادیوس والنتاین (با اجرای مناسب هوگو ویوینگ) را خنثی کنند؛ والنتاین مامور فراهمکردن منبع انرژی برای شهر مکانیکی مهاجم لندن است. جلوههای بصری بسیار خوباند و موسیقی هم حالوهوایی نزدیک به آثار هاوارد شور دارد، اما تکرار سناریوهایی از این دست—که از یک مشکل به مشکل بزرگتری میافتی—زیاد تکرار میشود و پایان، هرچند از نظر خلاقانه تحسینبرانگیز است، حس خطر واقعی را منتقل نمیکند. بهوضوح برای ساخت فیلم هزینهٔ زیادی شده، ولی برای فیلمنامه و طرح داستانی کمتر هزینه شده است. فیلم قابل قبول است، نه بیشتر.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران