هرگز به تمساح لبخند نزن؛ فریب لبخند خوشامدگوییاش را مخور.
«روگ» (Rogue) را گرِگ مکلین — کارگردان Wolf Creek — نوشته، ساخته و کارگردانی کرده و با بازی مایکل وارتان، رادا میچل، سم ورثینگتون و جان جارَت همراه است. فیلم از داستان واقعی «سوئیتهارت»، یک تمساح غولآسا در استرالیا که بین سالهای 1974 تا 1979 قایقها را به وحشت انداخت، الهام گرفته است. در داستان، خبرنگار...
هرگز به تمساح لبخند نزن؛ فریب لبخند خوشامدگوییاش را مخور.
«روگ» (Rogue) را گرِگ مکلین — کارگردان Wolf Creek — نوشته، ساخته و کارگردانی کرده و با بازی مایکل وارتان، رادا میچل، سم ورثینگتون و جان جارَت همراه است. فیلم از داستان واقعی «سوئیتهارت»، یک تمساح غولآسا در استرالیا که بین سالهای 1974 تا 1979 قایقها را به وحشت انداخت، الهام گرفته است. در داستان، خبرنگار گردشگری پیِت مککل (وارتان) در منطقهٔ شمالی استرالیا مشغول تمام کردن گزارشش است و برای پر کردن وقت در یک گشت قایقرانی رودخانهای که توسط دختر محلی پرانرژی کیت رایان (میچل) هدایت میشود، شرکت میکند. همراه با گروهی از گردشگران، به سمت بالا دست رودخانه میروند. پس از رویارویی با چند مزاحم محلی، یکی از گردشگران به آسمان شلیک فلاِر اضطراری میبیند، سپس یکی دیگر و باز هم یک فلاِر دیگر. بهعنوان کاپیتان قایق، کیت موظف است به هرکسی که در آب در مخاطره است کمک کند؛ اما این یعنی وارد شدن به «آبهای مقدس» و خیلی زود درمییابند که در دل قلمرو شکار یک تمساح غولآسا قرار گرفتهاند — تمساح بلافاصله به قایق حمله میکند و گروه را به کوچکترین جزیرهٔ نزدیک ـ جزیرهای در آبهای جزر و مدی ـ وادار به پناه میکند در حالی که مد در حال آمدن است...
از همان ابتدا به نظر میآید که «روگ» یکی از بدشانسترین آثار وحشت آن دوره بوده؛ تقریباً هیچ اکران وسیعی خارج از استرالیا نداشت و در دورهای پخش شد که فیلمهای قاتلتمساح تقریباً هر چند ماه یکبار عرضه میشدند (Primeval, Black Water و Lake Placid 2 در همان سالها منتشر شدند). با وجود اینکه زیرژانر فیلمهای ضدآبی و خزنده پیشتر با آثاری مانند Lake Placid (استیو ماینر، 1999) و Alligator (لوئیس تیگ، 1980) حسابی تقویت شده بود، «روگ» در میانهٔ این انبوه، بهترین نمونه است: فیلمی پُرتپش، ترسناک، سرگرمکننده و با تولیدی روان از استرالیا. تأسفآور است که آثار ضعیف بازسازیشده توزیع گسترده مییابند در حالی که فیلمی مثل این که دستکم شایستهٔ فرصت دیدهشدن است، نادیده گرفته میشود.
طبق ردهبندی فیلم، «روگ» چندان خونریز نیست؛ کسانی که دنبال نماهای پیدرپی از متلاشی شدن اعضای بدن توسط تمساح هستند، این فیلم را لازم نیست ببینند. هرچند در طنز عمداً در سطح Lake Placid قرار ندارد و طرفداران کمدی باید با احتیاط برخورد کنند، اما آنچه «روگ» ارائه میدهد فیلمی است ساختاریافته و دقیقاً ریتمبندیشده. فیلم سرشار از تعلیق است و کاراکترها فرصت کافی دارند تا واقعاً بر داستان تأثیر بگذارند. نیمساعت اول از نظر فنی فوقالعاده است: با معرفی سرنشینان قایق، تصویربرداری چشمنواز ویل گیبسون از مصبهای منطقهٔ شمالی استرالیا را میبینیم و موسیقی ارکسترال دلنشین فرانسوا تتاز — با اشارههایی به «آروارهها» — فضا را تکمیل میکند. همهٔ اینها آرامش قبل از طوفان را فراهم میآورد و مکلین، همچون الگویی که «آروارهها» گذاشت، تا قبل از حملات دید کامل از تمساح را پنهان میکند؛ این بیشتر نوعی طعنه و ایجاد کنجکاوی است تا وقتی حملات آغاز میشود، باز هم بیشتر تأکید بر پیشنهاد و تلویح است تا نمایش کامل، و به این ترتیب تنش با توان تخیل ما همپوشانی مییابد.
آنچه از این پس رخ میدهد مجموعهای از سِتپیسهاست که در آن گروه در معرضِ تبدیل شدن به «ناهار تمساح» تلاش میکنند جان سالم به در ببرند. برخلاف بسیاری از فیلمهای مشابه که شخصیتها احمقانه رفتار میکنند، مکلین به ژانر و مخاطبانش احترام میگذارد و رفتارهای بعضی شخصیتها را منطقیتر و قابلدرک نشان میدهد؛ بنابراین ترسها از واکنشهای باورپذیر حاصل میشوند. موقعیت همچنین بهترین و بدترین خصلتهای افراد را آشکار میکند، چرا که خطر چنین اثری بر انسانها دارد. نکتهٔ مهم دیگر اینکه مکلین تمساح را هیولا نشان نمیدهد؛ او صرفاً حیوانی گرسنه است که از قلمروش محافظت میکند. دیالوگی در داستان حتی اشاره دارد که شاید شکارچیان خودشان فلاِرها را شلیک کرده باشند؛ وقتی تمساح به خشم و حالت دفاعی میپردازد، یادآوری این نکته بیراه نیست. بازیگران همگی اجرای قابلقبولی دارند؛ بهویژه وارتان بهعنوان قهرمان، میچل که آن زمان بهعنوان بازیگر محبوب روی صفحه مطرح بود، و جان جارَت که جنبهٔ دیگری از توان بازیگریاش را نسبت به نقش دیوانهوار میک تیلور در Wolf Creek نشان میدهد.
فیلم نقایصی هم دارد، اما اندکاند. نحوهٔ ظهور تمساح در پردهٔ تصویر ممکن است برای برخی ناراحتکننده باشد و مکلین میتوانست در این بخش بهتر عمل کند. همچنین یک رخداد نسبتاً شوکهکننده در داستان اثرگذاری خود را تا حدی از دست میدهد، زیرا کارگردان جسارت دنبال کردن کامل آن را بهروشنی Wolf Creek ندارد؛ اما اینها ایرادات قابلگذشتی هستند. وقتی در پایانِ تقریباً بیصدا و ترسناک نفسمان را در سینه حبس میکنیم که به یک بخش «B-movie» جسورانه و تماشایی میرسد، درمییابیم که بالاتر از همه چیز، تعلیق و هشداری که از ابتدا شکل گرفته، این فیلم را به یک تریلر واقعاً مؤثر تبدیل کرده است. به نظر میرسد مکلین از وطنش کینهای نداشته باشد؛ دو فیلم اولش آنقدرها هم تبلیغی برای گردش در زیباییهای استرالیا نبودند — هرچه که باشد، اگر او به ساخت فیلمهایی در این سطح ادامه دهد، امیدوارم آثار آیندهاش مانند این فیلم نادیده گرفته نشوند، چون قطعاً کارگردان خوبی در کار است و خوب است که استعدادش بهخاطر نحوهٔ عرضهٔ فیلمش هدر نرود.
زیبایی الهامبخش تصویری در کنار هیجانهای یک فیلم «B» تجربهای شیطنتآمیز و لذتبخش فراهم میکند. امتیاز: ۸/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران