فیلم تا حدود زیادی قابل حدس و برگرفته از آثار مشابه است، اما با اینحال تا حدی سرگرمکننده هم هست. داستان کوتاه و شیرینی دربارهی ایوی (ناتالی امانوئل) دارد که با انجام یک تست DNA آنلاین ناگهان خود را در ناهاری مجلل کنار الیور (هیگ اسکینر)، پسر اعیان که ادعا میکند پسر عموی گمشدهاش است، مییابد. بعد از مدت کوتاهی او به عروسیای در یورکشایر...
فیلم تا حدود زیادی قابل حدس و برگرفته از آثار مشابه است، اما با اینحال تا حدی سرگرمکننده هم هست. داستان کوتاه و شیرینی دربارهی ایوی (ناتالی امانوئل) دارد که با انجام یک تست DNA آنلاین ناگهان خود را در ناهاری مجلل کنار الیور (هیگ اسکینر)، پسر اعیان که ادعا میکند پسر عموی گمشدهاش است، مییابد. بعد از مدت کوتاهی او به عروسیای در یورکشایر دعوت میشود و پذیرفتن دعوت هم برایش آسان است. با رسیدن به عمارت کارفکس، با سرپیشخدمت بداخلاق، فیلدز (شان پرتو) و صاحبعمارت خوشقیافه، والت (توماس داهرتی)، آشنا میشود. در عرض بیستوچهار ساعت مجذوب میشود و رابطهای آغاز میشود، اما بهزودی متوجه میشود که اوضاع در عمارت آنطور که به نظر میرسد نیست: نه عروس و دامادی به چشم میخورند و نهگویی گارسونها بیدلیل ناپدید میشوند. از همان ابتدا بدمن داستان برای بیننده تا حدی مشخص است و ویکتوریا (استفانی کورنلیوسن) و همدستش لوسی (آلانا بودن) هم در نقشه نقش دارند. با بودجهای محدود ساخته شده، اما کارگردانی در حد کافی انجام گرفته؛ داستان اما نازک است و بازیها بیشتر به سطح مدرسهٔ بازیگری میرسد و پایانی دارد که تا حد زیادی کار را خراب میکند. با این وجود، فیلم حدود صد دقیقه را با آرامی و قابل تحمل میگذراند — نه عالی، اما دور از افتضاح هم نیست.
از سوی دیگر، فیلم پتانسیلها و ایدههای خوبی را هدر میدهد چون بیش از حد تلاش میکند زیرکانه باشد و شکست میخورد. ساختار اثر شباهتهایی با Ready or Not دارد و المانهای دراکولا را به شیوهای تازه ترکیب میکند؛ این رویکرد آغاز خوبی به فیلم میدهد و شخصیتها و ایدههای جدیدی معرفی میشود، اما این نقطهٔ قوت دوام نمیآورد. یک ساعت اول فیلم صرف تحمیل یک رابطهٔ عاشقانه میشود — رابطهای میان قهرمان داستان و مرد ثروتمندی که بیش از اندازه مشکوک و آزاردهنده به نظر میرسد. فیلم چنان در تلاش است تا بیننده را فریب دهد که فکر کند با یک ملودرام عاشقانه روبهرو است و سپس با چرخشی به خونآشامی غافلگیرش کند، که وقتی موجودات بالاخره خود را نشان میدهند، داستان بهسرعت به پایان میرسد و قهرمان نسبتاً بیتجربه بهراحتی در برابر دراکولا و پیروانش پیروز میشود؛ اما این پیروزی نه قانعکننده است و نه احساس پرداختشدگی و پاداش را منتقل میکند. اگر زمان بیشتری به توسعهٔ جنبهٔ خونآشامی اختصاص یافته بود و کمتر به ماجرای ناکام عاشقانه پرداخته میشد، این میتوانست فیلم بهتری باشد.
فیلم در آغاز وعدهمند بود اما بهتدریج به اثری کلیشهای تبدیل میشود که از دور هم قابل پیشبینی است. نیمهٔ اول و بهویژه تعاملهای نیمهظالمانه و متقابل میان دو نقش اصلی جذاب بود: از یک طرف زنی را میبینیم که برای اولین بار آمادهٔ تجربهٔ عشق است و از سوی دیگر میدانیم این فرصت عاشقانه بر پایهٔ دروغ شکل گرفته است. در این میان شیمی بین ناتالی امانوئل و توماس داهرتی بسیار قوی به نظر میرسد و بازیشان لذتبخش است. اما جنبههای دلهرهآور و ناراحتکنندهای که در تریلرها دیده بودیم بیشتر در تریلرها باقی ماندهاند و خود فیلم آن حس ناآرامکننده را کمتر منتقل میکند؛ در پایان فیلم ناگهان به اکشن خونآشامی نزدیک به آثاری همچون Twilight تبدیل میشود که این تغییر تون ناهمگون مخاطب را بیرون میکشد و باعث میشود بخواهد زودتر به اتمام برسد. با تمام اینها، اگر از ابتدا به موضوع علاقهمند بودهاید، نکات خوبی در فیلم وجود دارد که ارزش دیدن دارد.
امتیاز پیشنهادی: 55% — جمعبندی: متوسط.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران