برادر همسر آقای "هیلوت" در کارخانه پلاستیک سازی کار می کند.برادر زاده او در خانه ای بزرگ شده که همه چیز به طور خودکار عمل می کند.برای جلوگیری از ثائیر او بر روی پسرش،کاری برای آقای "هیلوت" در کارخانه پیدا می کند...
برادر همسر آقای "هیلوت" در کارخانه پلاستیک سازی کار می کند.برادر زاده او در خانه ای بزرگ شده که همه چیز به طور خودکار عمل می کند.برای جلوگیری از ثائیر او بر روی پسرش،کاری برای آقای "هیلوت" در کارخانه پیدا می کند...
زمانی که زندگی در خانهای مجهز به همه امکانات مد روز مرسوم بود، با خانواده «آرپل» آشنا میشویم. آقای ژان-پیر زولا مدیر یک کارخانهٔ پلاستیک است و این شغل، همسر کمی کلاسپرست او—آدریان سروانتیه—را در سطح زندگیای که به آن عادت کرده نگه میدارد. در شهری نزدیک، برادر او، هولو (ژاک تاتی)، زندگی میکند؛ خانهای که تقریباً لولهکشی هم ندارد و نگران است که خواهرزادهٔ...
زمانی که زندگی در خانهای مجهز به همه امکانات مد روز مرسوم بود، با خانواده «آرپل» آشنا میشویم. آقای ژان-پیر زولا مدیر یک کارخانهٔ پلاستیک است و این شغل، همسر کمی کلاسپرست او—آدریان سروانتیه—را در سطح زندگیای که به آن عادت کرده نگه میدارد. در شهری نزدیک، برادر او، هولو (ژاک تاتی)، زندگی میکند؛ خانهای که تقریباً لولهکشی هم ندارد و نگران است که خواهرزادهٔ جوانش ژرار (آلن بکورت) در قفس طلایی خانهٔ مرفهشان بهدرستی زندگی نمیکند. والدین، که بیدلیل هم نیست، نتیجه میگیرند شاید عمو تأثیر بدی بر پسر داشته باشد، پس نقشهای هوشمندانه میکشند تا او را در کارخانه مشغول کنند. استراتژیای پرریسک است—بهویژه که هولو فردی بسیار مستقلاندیش است و ممکن است بهکل نظم کارخانه را بههم بزند.
آنها دو سویه به شخصیت خوشمشرب او حمله میکنند: گروهی از آدمها را برای ضیافتی در باغ کاملاً آرایششدهشان گرد میآورند تا شاید او را با یک همراه مناسب آشنا کنند. همانطور که میشود حدس زد، هولو در آن محیط مثل ماهیای بیرون از آب است؛ گرچه عمداً بیادب یا ناخوشایند نیست، اما تفاوتها آشکار میشود. با این گرایشهای شدید به مطابقت، آیا این خانواده میتواند بیاموزد که زندگی کنند و بگذارند دیگران هم زندگی کنند؟
فیلم طنزی لطیف دارد، اما همزمان نقدی نهچندان پنهان به پاکسازی اجتماعی و تهدید همزیستی انسانی در پی صنعتیشدن مکانیزه ارائه میدهد. تأثیر بر اشتغال، مشاغل و ساختار اجتماعی شهرشان در خطر است، چون مهارتهای بینفردی فدای افزایش تولید، کاهش هزینهها و تداوم عرضهای میشوند که با سوت پایان کار در ساعت پنج متوقف نمیشود. طنز فیلم از نقش عموگونهٔ درخشان تاتی و نیز تلاشهای خوشخو و دلپذیر سروانتیه و زولا برمیآید؛ بهویژه سروانتیه که با هر قیمتی مصمم است پسرش را از همسایگان جلو بیندازد.
در دل فیلم رگهای از تهدید هم هست؛ تا وقتی آخرین گجت در آشپزخانهٔ پیشرفتهٔ او عملکرد (عملاً غیرضروری) خود را نشان ندهد، نمیدانیم پایان چگونه خواهد بود یا چه کسی پیروز میشود. این فیلم ارزش چند بار دیدن را دارد—هر بار نکات تازهای برای تماشا آشکار میشود. فیلمی خوشساخت و سرگرمکننده است و خوشداشتم چارلز لاوتون هم فرصتی برای بازی در این نقش مییافت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران