«کارل» در دوران کودکی، مادرش و معشوقهی او را به قتل رسانده و در یک بیمارستان روانی، دوران محکومیت خود را سپری میکند. او با اینکه پس از گذشت 20 سال، آزاد میشود ولی داشتن یک زندگی معمولی در جامعه، چندان آسان به نظر نمیرسد.
«کارل» در دوران کودکی، مادرش و معشوقهی او را به قتل رسانده و در یک بیمارستان روانی، دوران محکومیت خود را سپری میکند. او با اینکه پس از گذشت 20 سال، آزاد میشود ولی داشتن یک زندگی معمولی در جامعه، چندان آسان به نظر نمیرسد.
مردی ساده، آهسته و ظاهراً متفکر (بیلی باب تورنتون) پس از سی سال از یک بیمارستان روانی در مرکز آرکانزاس مرخص میشود و کاری برای تعمیر چمنزنها پیدا میکند. او با پسری و مادرش (ناتالی کَنِردی) دوست میشود و آنها اجازه میدهند در گاراژشان زندگی کند، اما دوست پسر خشونتآمیز مادر (دوایت یوکام) مشکلساز میگردد. جان ریتر نیز در نقشی مکمل، دوست همجنسگرای مادر را...
مردی ساده، آهسته و ظاهراً متفکر (بیلی باب تورنتون) پس از سی سال از یک بیمارستان روانی در مرکز آرکانزاس مرخص میشود و کاری برای تعمیر چمنزنها پیدا میکند. او با پسری و مادرش (ناتالی کَنِردی) دوست میشود و آنها اجازه میدهند در گاراژشان زندگی کند، اما دوست پسر خشونتآمیز مادر (دوایت یوکام) مشکلساز میگردد. جان ریتر نیز در نقشی مکمل، دوست همجنسگرای مادر را بازی میکند.
«اسلینگ بلید» (1996) درام یک شهر کوچک با یک شخصیت مرکزی قابلِبهیاد است (اگر قبلاً نمیدانستم تورنتون این نقش را بازی کرده، او را تشخیص نمیدادم). شخصیتها و موقعیتهایشان بوی واقعیت میدهد و روایت آرام و بیشتاب بهاندازهٔ کافی جذاب است. لحظات تأملی و کشفهای خوب و همچنین صحنههای تأثیرگذار بهخوبی کار شدهاند.
فیلم کمی کشدار است و ستایش اغراقآمیز و «سیاسی درست»ِ شخصیت واون (ریتر) حالت چشمغره برداشتن دارد. کارل (تورنتون) میگوید: «کتاب مقدس میگوید دو مرد نباید با هم بخوابند. اما من فکر نمیکنم پروردگار کسی مثل تو را به دوزخ بفرستد.» با این حال نظر او چندان معتبر نیست چون خودش صادقانه میگوید خیلی از آیات را نمیفهمد؛ بهعلاوه شیوهٔ نادرست و احمقانهٔ او برای حل مشکلات روزمره با کشتن، مسئلهساز است. بهتر است او به تعمیر چمنزنها و خوردن سیبزمینی سرخکرده بسنده کند.
مدت فیلم دو ساعت و پانزده دقیقه است و عمدتاً در بنتون و حوالی هَسکل، آرکانزاس فیلمبرداری شده که حدود ۲۰–۳۰ دقیقه جنوبغربی لیتل راک قرار دارند.
نمره: B−
این فیلم پر از چالش است و بیلی باب تورنتون در مهمترین اثرش بهطرز قاطعی به آنها پاسخ داده است.
نمیدانستم با دیدن این فیلم قرار است چه چیزی ببینم و از این بابت خوشحالم: داستانی واقعاً خوب، قانعکننده و تأثیرگذار است که تلاش نمیکند از تلخی واقعیت فرار کند یا قهرمانان غیرقابلباور بسازد. احتمالاً این مستحکمترین و مهمترین اثر در کارنامهٔ بیلی باب تورنتون است؛ او نهتنها نقش اصلی را بازی کرده، بلکه نویسنده و کارگردان نیز بوده است. این فیلم حاصل کاری عاشقانه و التزامی کامل است که آن را تبدیل به یک اثر شاخص میکند، هرچند تورنتون آثاری دیگر نیز دارد که درخشاناند.
در این داستان مردی را دنبال میکنیم که ظاهراً مهربان و بیآزار است و تمام عمرش را در مؤسسهٔ روانی زندگی کرده—پس از آنکه در کودکی مادر و دوست پسرش را کشته بود. حال او مردی بالغ است اما از دنیای بیرون چیزی نمیداند، با کسی ارتباط عاطفی ندارد (هرچند پدری دارد، اما پیوند عاطفی میانشان وجود ندارد) و ناتوانی روانی قابلتوجهی دارد. با این حال پزشکان او را کافیالصلاح برای بازگشت به زندگی عادی تشخیص میدهند. پس از ترک مؤسسه، به زادگاهش برمیگردد و با پسری همسنوسال آن دورهٔ زندگیش آشنا میشود. دوستی میان آنها او را با مادر پسر آشنا میکند؛ زنی جوان که رابطهٔ پیچیدهای با مردی خشن دارد. با وجود محدودیتهایش، او بهسرعت در مییابد که آن مرد ممکن است برای دوستان جدیدش خطرناک باشد.
کل داستان حول ارزشهایی میچرخد که برای ما عزیزند: دوستی، مهربانی و نوعدوستی. فیلم کاملاً غیرقابلپیشبینی نیست، اما خوب کار میکند و داستانی عمیقاً قابلباور ارائه میدهد. کافی است روزنامهای باز کنید تا دهها مورد خشونت خانگی و سوءاستفاده در قرارهای عاشقانه را ببینید که بهطرز نامطلوبی پایان مییابند. این موضوع نیازمند تأمل اجتماعی عمیق است: در دنیایی که روابط مالکانه بیشتر به چشم میخورد، ضروری است بفهمیم عشق تنها زمانی معنا دارد که بر پایهٔ اعتماد، درک و پذیرش متقابل باشد. فیلم همچنین ما را به بازاندیشی پیشداوریهایمان دربارهٔ افراد دارای معلولیت ذهنی دعوت میکند: آنها نیز احساسات و نیازهای عاطفی دارند؛ بیمار روانی بودن لزوماً بهمعنای روانآسیبنفس یا جامعهگریز بودن نیست.
از لحاظ فنی، فیلم تصویربرداری بسیار خوبی دارد، انتخاب لوکیشنها عاقلانه است و طراحی لباس و دکورهای آمریکا روستایی با دقت انجام شده. اگرچه موقعیت جغرافیایی دقیق داستان کاملاً مشخص نیست، اما فیلمبرداری عمدتاً در آرکانزاس انجام شده و مناسب است که داستان فرضی جایی میان این ایالت و همسایهاش میزوری قرار گیرد. ریتم متناسب فیلم خستهکننده نیست و مخاطب را فرسا نمیدهد.
همانطور که گفته شد، بیشترین تحسین سزاوار بیلی باب تورنتون است؛ اجرای او در نقش یک فرد دارای ناتوانی ذهنی بسیار چالشبرانگیز است و همیشه خطر تبدیل نقش به کاریکاتوری توهینآمیز وجود دارد، اما او موفق میشود تفسیرش را واقعی و قابلباور نگه دارد و از این اجرا ثمربخش بهره میبرد. در کنار او، دوایت یوکام نیز برای ایفای نقشی دشوار که بهخوبی از عهدهاش برآمده، سزاوار تحسین است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران