وقتی بیلی (رابرت داونی جونیور) پس از یک تخلف پرهیجان گواهینامه خلبانیاش را از دست میدهد، خود را در لائوس جنگزده با تیم ایر آمریکا مییابد. این عملیات که از سوی سیا حمایت میشود، شامل گروهی پراکنده از خلبانهاست که مأموریتشان رساندن تدارکات به روستاهای محلی است. آنجا با جین (مل گیبسون) آشنا میشود و درمییابد که نه تنها اوضاع خطرناک است، بلکه کارفرماهایش سهم...
وقتی بیلی (رابرت داونی جونیور) پس از یک تخلف پرهیجان گواهینامه خلبانیاش را از دست میدهد، خود را در لائوس جنگزده با تیم ایر آمریکا مییابد. این عملیات که از سوی سیا حمایت میشود، شامل گروهی پراکنده از خلبانهاست که مأموریتشان رساندن تدارکات به روستاهای محلی است. آنجا با جین (مل گیبسون) آشنا میشود و درمییابد که نه تنها اوضاع خطرناک است، بلکه کارفرماهایش سهم بزرگی در تجارت مواد مخدر دارند و برای پیچیدهتر شدن ماجرا، یکی از همکارانش هم به قاچاق اسلحه مشغول است. فیلم ریتم نسبتاً تندی دارد، اما حال و هوایش شبیه کتابهای مصور است. فیلمنامه ضعیف است، موضوعات زیاد تکرار میشوند و از بازیگران شیمی چندانی حس نمیشود؛ ماجراها با حالتی دستپاچه و کمجان پیش میروند و موسیقی متن AOR نسبتاً متوسطی هم همراهشان است. انصافاً به نظر میرسد گیبسون دارد خوش میگذراند و دیدن برت کووک که چقدر در نقشهایش تنوع کمی داشته همیشه جالب است — همیشه گیج به نظر میرسد — و در غیر این صورت تنها چیزی که کم است، حضور چارلی شین است.
من نسبت به این فیلم علاقه خاصی دارم، اگرچه دلیلش بیشتر به این برمیگردد که بخش اعظمی از تجربه کالج من صرف مطالعه جنگ سرد و مخففهای مختلف برنامههای اطلاعاتی مانند PBSUCCESS، MKULTRA، JMWAVE، PAPERCLIP، COLDFEET، MKOFTEN، برنامه فونیکس، ARTICHOKE و محبوبم بهخاطر نام بدی که دارد، Midnight Climax، شد. بنابراین یک کمدی درباره ایر آمریکا برایم بیقیمت است. چون من از آن آدمهای وسواسی تاریخمحور نیستم که به دقت تاریخی حساس باشند، میتوانم از چیزی مثل این لذت ببرم؛ تا وقتی بازنویسی کامل و محتوای اصلی را وارونه نکند، هالیوود میتواند برای دراماتیزه کردن اندکی دخل و تصرف کند، چون حداقل حالا مردم اسم ایر آمریکا را شنیدهاند. راستی، وقتی درباره دوران جنگ سرد مطالعه میکنی، هر وقت از چیزهایی مثل این حرف میزنی، مردم فکر میکنند آدم توطئهپراکن هستی—پس چیزی مثل این فیلم کمک میکند مردم فکر نکنند من بهشدت شبیه الکس جونزم. از سوی دیگر، فیلم آهنگی از گروه The Seeds دارد (که هر طرفدار واقعی پانک از شنیدنش کیف میکند) و یکی از بهترین، اگر نه برجستهترین، موسیقیهای پسزمینه دوران ویتنام را در خود دارد. گیبسون هم کمی اغراقآمیز بازی میکند، نسخهای کنترلشدهتر از نقشهایش در Lethal Weapon، اگرچه نوعی صلحطلبی عجیب هم در آن هست. رابرت داونی جونیور هم تازه از ترک بازگشته بود و نشان داد وقتی پاک است، واقعاً میتواند بازیگر بزرگی باشد. نتیجه فیلمی است شبیه اکشن اما بدون خشونت زیاد، در میانهٔ یک منطقه جنگی، که بر پایه یکی از لکههای اطلاعاتی ما ساخته شده اما نه خیلی جدی و نه متکبر؛ هرگونه موعظهگری در قالب داستانی سرگرمکننده پنهان شده و پیام فیلم را بدون بدنمایی منتقل میکند. علاوه بر این، فیلم درباره کلاهبرداری و زیرمیزی است که به کلیشههای پرحرکت Mission: Impossible یا جیمز باند پناه نمیآورد؛ بنابراین تا حدی یک فیلم جاسوسی است که درست انجام شده و به کمدی تبدیل شده است.
فیلم جنگی-اکشنی سرگرمکنندهای است به لطف کاریزمای مل گیبسون و رابرت داونی جونیور. صحنههای اکشن و کارگردانی محکمی دارد و فیلمبرداری راجر دِکینز هم به آن کمک کرده است. از آنچه خواندهام به نظر نمیرسد ساخت فیلم برای خیلیها، از جمله دِکینز و داونی، کار لذتبخشی بوده باشد، اما با این حال من از آن لذت بردم، هرچند تحول شخصیت گیبسون کمی سطحی بهنظر میرسید. امتیاز: 3 از 5.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران