فیلم داستان جوانی به نام “ام.اس. دونی” می باشد که اوایل مسئول فروش بلیت مسابقات کریکت بوده و بعدها با انگیزه گرفتن از دوستان، آشنایان و مربیانش وارد این ورزش شده و تبدیل به کاپیتان تیم ملی کریکت هند می شود…
فیلم داستان جوانی به نام “ام.اس. دونی” می باشد که اوایل مسئول فروش بلیت مسابقات کریکت بوده و بعدها با انگیزه گرفتن از دوستان، آشنایان و مربیانش وارد این ورزش شده و تبدیل به کاپیتان تیم ملی کریکت هند می شود…
ما او را به نام دهونی میشناسیم، اما این داستان ماهی است.
معمولاً طرفداران فیلمهای هندی بر اساس نواحی مختلف تقسیم میشوند؛ چون در هر گوشهٔ آن کشور یک صنعت فیلم دیگر وجود دارد و الفبای انگلیسیای که جایگزین هالیوود شده، نامی دیگر دارد. بازیگران، فیلمسازان و فیلمهای مخصوص خود را دارند. شاید در مورد فیلمها اختلافنظر داشته باشند، اما وقتی پای کریکت در میان باشد،...
ما او را به نام دهونی میشناسیم، اما این داستان ماهی است.
معمولاً طرفداران فیلمهای هندی بر اساس نواحی مختلف تقسیم میشوند؛ چون در هر گوشهٔ آن کشور یک صنعت فیلم دیگر وجود دارد و الفبای انگلیسیای که جایگزین هالیوود شده، نامی دیگر دارد. بازیگران، فیلمسازان و فیلمهای مخصوص خود را دارند. شاید در مورد فیلمها اختلافنظر داشته باشند، اما وقتی پای کریکت در میان باشد، متحد میشوند.
یک و نیم دهه پیش فیلم هندیای درباره همین ورزش به اسکار رفت، هرچند برنده نشد. آن فیلم بر اساس زندگی یکی از بزرگترین بازیکنان کریکت هند و جهان ساخته شده بود؛ بنابراین در سراسر هند، یکی از فیلمهای مورد انتظار ژانر بیوگرافی ورزشی بود. هند سابقهٔ طولانیای در کریکت دارد؛ بازیای که تقریباً نیم هزاره پیش توسط بریتانیاییها به آنجا آورده شد و به «بازی جنتلمنها» مشهور است — برنامهای که برای مدتها فقط ثروتمندان و طبقات بالای جامعه امکان بازی داشتند.
در هند، کریکت همیشه تحت تأثیر شهرهای بزرگ بوده و بازیکنان آن مناطق تا همین اواخر خواهان زیادی داشتند. استعدادهای شهرهای دوم و سوم کمتر دیده میشدند؛ مگر آنکه بهدلیل نفوذ سیاسی یا عوامل دیگر راهی پیدا کنند. اما با موفقیت مهندرا سینگ دهونی میلیونها نفر الهام گرفتند و جوانان را به گرفتن بات و توپ واداشت تا روزی برای ایالت خود یا تیم ملی بازی کنند.
اگر هندی هستید، حتماً چیزهای زیادی دربارهٔ مسیر سخت او به سوی شهرت شنیدهاید. زندگی او از جهتهای زیادی شبیه به سفر شیواجی رائو گئکواد است: هر دو زمانی بلیطفروش یا جمعکنندهٔ بلیط بودند، هر دو برای ورود به حرفهٔ خود تلاش کردند و حالا ستارهاند.
در فیلمهای هندی، روند ساخت بیوپیکها تازه آغاز شده است. برای یک کریکتباز، ساختن یک بیوپیک ایدهآل است. فیلم مستند سچین تندنکار هم قرار است تابستان امسال منتشر شود که پروژهای بینالمللی است و بهدلیل طرفداران پرشورش در هند و سراسر جهان اهمیت زیادی دارد. او مدتی است بازنشسته شده، اما هنوز نامش در بازیهای اخیر فریاد زده میشود.
کارگردان فیلم را میشناسم؛ یکی از فیلمهایش قبلاً بازسازی شده بود. فیلمهای بالیوودی همیشه شیکاند، اما گاهی در بازنمایی واقعیت هند و فرهنگ آن سُر میخورند — جایی که من علاقهام را از دست دادهام. این فیلم را برای مهندیرا دیدم چون او برای تیم من، CSK، بازی کرده و به «تلا» معروف است.
گاهی طنزی هست در لحن بعضی دیالوگها که به تامیلی ترجمه شدهاند، اما از لحاظ فرهنگی قابل درک است. پسری در 7 ژوئیهٔ 1981 به دنیا میآید، اما روایت خیلی زود به کودکیاش در اواخر دههٔ 80 میپردازد. او در ابتدا گلر فوتبال خوبی بود، اما پس از پیشنهاد غیرمنتظرهای تغییر ورزش میدهد. به شدت اهل باتینگ بود، اما فرصت او بهعنوان ویکتکیپر مهیا شد.
«تو همیشه با همان توپ روبهرو نخواهی شد. باید بر اساس شایستگیات بازی کنی و تحمل کنی. نمرهنگار خودش به حرکت ادامه خواهد داد.»
وقتی وارد نوجوانی میشود، روش بازی خودش را یاد میگیرد، بهویژه در باتینگ که کمترین توجه از سوی مربی نصیبش میشد. والدینی حامی داشت و فراتر از آن، گروه دوستان فوقالعادهای که در خوشی و ناخوشی کنارش بودند. نیمهٔ اول فیلم تماماً دربارهٔ کریکت است؛ در واقع کل فیلم بیشتر دربارهٔ او و کریکت است و سایر جنبههای زندگیش به اندازهٔ کافی برجسته نشدهاند — به جز داستان عشقی که در آغاز نیمهٔ دوم آغاز میشود. آنجاست که میفهمید او هم آدمی احساساتی و وابسته است، مثل ما.
همگی او را بهعنوان یک کریکتباز بزرگ میشناسیم. با ورود بخشهای عاشقانه، برای لحظهای ورزش کنار گذاشته میشود و داستان یک عشق شروع میشود. کسانی که فکر میکردند او انسان مافوق است، بعد از دیدن عاشقانه به سبک بالیوود — که تا حدی منعکسکنندهٔ آنچه در هند واقعی رخ میدهد — متوجه خواهند شد او آدمی نیست که احساساتش را در جمع یا هنگام بازی نشان دهد. اما صحنهای در فیلم هست که واقعاً دل را میشکند. بدون توهین، ولی به نظر میرسد ساکشی خواهان پیشنهاد رسمی بود تا اینکه منتظر آمدنش بماند.
سه ساعت طولانی است برای یک فیلم، اما احساس میکنم سازندگان بهخاطر فشردن سه دهه زندگی یک مرد در سه ساعت، خیلی چیزها را به صحنههای کوتاه خلاصه کردهاند؛ در غیر این صورت فیلم به بیش از چهار ساعت میرسید. دو قسمتی بودن فیلم احتمالاً محصول بهتری میساخت، اما خوشحالم که بهصورت یک فیلم عرضه شد.
نگرانیام دربارهٔ ترانهها بود، اما آنها بهطرز هوشمندانهای با روایت درآمیختهاند. بهویژه فیلمهای تجاری نمیتوانند قالب شناختهشدهٔ سینمای هند را از دست بدهند، چون ترانهها مثل تبلیغ تلویزیونی رایگانی عمل میکنند که قبل از اکران فیلم را محبوب میکنند. همهٔ بازیگران عالی بودند. بازیگر نقش اصلی در بهترین شکلش بود، مخصوصاً وقتی نوبت فنیترین لحظات بازی و تطبیق با شیوهٔ بازی دهونی میرسید. بیشتر لوکیشنها واقعیاند، از جمله مدرسه، میدانها و خانهها — که فکر میکنم تصمیم درستی بوده است.
فیلم کاملاً بر اساس حقیقت نیست؛ رویدادها برای مناسبسازی با سینما تغییر کردهاند. فشردن سه دهه زندگی یک انسان در قالب یک فیلم سه ساعته اجتنابناپذیر است و آنها این کار را با شیوهٔ هندی انجام دادهاند. بعضیها از این و آن گلایه دارند، اما اگر مفهوم فیلمسازی تجاری و سازوکارهای اقتصادی پشت آن را بفهمید، قابل درک است.
دو پردهٔ اول بسیار گیراتر بودند؛ پردهٔ پایانی برای کسی که دنبالکنندهٔ پروپاقرص کریکت است قابلپیشبینی است، چون دربارهٔ اتفاقات میدانی اوست که خودتان از قبل میدانید. بقیهٔ فیلم همان پشتصحنههایی است که داستان زندگی او را میسازد. این فیلم شگفتانگیز است و میدانم اکثریت هندیها از دیدنش غافل نمیشوند یا تا حالا آن را دیدهاند. اما برای مخاطبان غیر هندی هم، حتی اگر ورزش یا بازیکن را نشناسید، فیلم بدی نیست؛ ارزش دیدن دارد و قطعاً توصیه میکنم.
۸/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران