پس از آنکه «راینو» (استفان فرارا) و گروه خلافکارش نزدیک به یکچهارم تُن شمش طلا را به دست میآورند، میدانند که باید چند ماهی پنهان بمانند تا اوضاع فروکش کند و بتوانند همهی طلا را ذوب کرده و کالای بهدستآمده را نقد کنند. مشکل این است که مخفیگاهشان ناخواسته میزبانان دیگری هم شده است: نویسندهای منزوی بهنام «برنیه» (مارک باربه) که با معشوقهی چشمگیر و...
پس از آنکه «راینو» (استفان فرارا) و گروه خلافکارش نزدیک به یکچهارم تُن شمش طلا را به دست میآورند، میدانند که باید چند ماهی پنهان بمانند تا اوضاع فروکش کند و بتوانند همهی طلا را ذوب کرده و کالای بهدستآمده را نقد کنند. مشکل این است که مخفیگاهشان ناخواسته میزبانان دیگری هم شده است: نویسندهای منزوی بهنام «برنیه» (مارک باربه) که با معشوقهی چشمگیر و تحریکآمیزش «لوچه» (الینا لوونزون) آمده، و در نزدیکی چند ژاندارم تندمزاج هم حضور دارند. کمکم این جزیرهٔ تا دیروز آرام به مکانی پرتنش، مملو از بارهای عاطفی و تمایلات جنسی تبدیل میشود؛ تنها چیزی که کم دارد انگار موسیقیِ انیو موریکونه و حضور کوتاهی از ایلی والاچ است.
تصاویر فیلم بینهایت زیبا هستند؛ آبی دریا خیرهکننده و خانه مانند دژ کوچکی به نظر میرسد، اما مشکل اینجاست که فیلم بیشتر از آنکه تجربهای نو باشد، ترکیبی است از تعداد زیادی فیلمی که پیش از این بهتر ساخته شدهاند. فیلم بهقدری کوتاه است که فرصت چندانی برای پرداخت شخصیتها باقی نمیگذارد و وقتی تنشها بالا میگیرد، احساس میشود با یک بازی ویدیویی روبهرو هستیم که فقط مشخص میکند چه کسی بهتر تیراندازی میکند. اثر ظرافت ندارد؛ از همان ابتدا خشمِ جلوهگرانهای را به رخ میکشد، شوخیهای کمی دارد و نه بازی بازیگران و نه دیالوگها بهاندازهای قابلتوجه هستند که فیلم را متمایز کنند یا باعث شوند برای سرنوشت شخصیتها دلسوزی کنیم. دستکم «بروت» (برنی بونووازان) گاهی فضا را جاندار میکند، اما در مجموع از فقدان ابتکار و فشارِ بیوقفهٔ فیلم حسابی ناامید شدم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران