داستان فیلم درباره مردی به نام کالاهان است که بعد از پانزده سال که به دلیل قتل زندانی بود آزاد شده و به خانه اش برمیگردد. اما با پدر مقتول مواجه میشود که هنوز به دنبال بدن فرزندش است. کالاهان در می یابد که تنها راه کمک به این پدر کندن زمین ها و پیدا کردن جسد است و…
داستان فیلم درباره مردی به نام کالاهان است که بعد از پانزده سال که به دلیل قتل زندانی بود آزاد شده و به خانه اش برمیگردد. اما با پدر مقتول مواجه میشود که هنوز به دنبال بدن فرزندش است. کالاهان در می یابد که تنها راه کمک به این پدر کندن زمین ها و پیدا کردن جسد است و…
سرد و گیرا، اگرچه پردهٔ پایانی ضعیف است
«و تو، تاکیتوس، ببین چگونه باغچهام را بر کرانوگی کهنه میسازم، تلپشتهای از مردگان ترسان.»
متأسفانه «The Dig» همزمان با اکران فیلم کوچکی به نام «Avengers: Endgame» منتشر شد و احتمالا چندان اثرگذاری در سینماهای ایرلند نخواهد داشت. این موضوع تأسفبرانگیز است، چون فیلم اثری قابل توجه است. فیلمنامه را استوارت درنان نوشته و اندی و رایان توهیل آن...
سرد و گیرا، اگرچه پردهٔ پایانی ضعیف است
«و تو، تاکیتوس، ببین چگونه باغچهام را بر کرانوگی کهنه میسازم، تلپشتهای از مردگان ترسان.»
متأسفانه «The Dig» همزمان با اکران فیلم کوچکی به نام «Avengers: Endgame» منتشر شد و احتمالا چندان اثرگذاری در سینماهای ایرلند نخواهد داشت. این موضوع تأسفبرانگیز است، چون فیلم اثری قابل توجه است. فیلمنامه را استوارت درنان نوشته و اندی و رایان توهیل آن را در اولین ساختهٔ بلندشان کارگردانی کردهاند. بنیاد فیلم مطالعهای است بر فروپاشی روانی و آسیبی که یک کار سیسوفیاییِ خودخوانده — کاری که ذاتاً هیچگاه به پایان نمیرسد — میتواند بر جای بگذارد. با نگریستن به گرایش روستاییان ایرلند برای جانانگاشتن به زمین، تمجید از آنکه چگونه زیست میبخشد و محکوم کردن آنکه چگونه خائن میشود، فیلم مرز باریک بین وسواس و جنون را کاویده و همزمان موضوعاتی چون حافظه، گناه و این پرسش که آیا مجرم سزاوار فرصتی برای جبران است را بررسی میکند. اثر تیره و سنگین است (چه از نظر فرم و چه محتوا) و شوخی چندانی ندارد. فیلم حدود سهچهارم زمانش بهخوبی کار میکند، اما متأسفانه در پردهٔ آخر همهچیز از هم میپاشد و ناگهان به یک معمای قتل تبدیل میشود؛ معمایی که با یک پیچش نادرست و غیرواقعگرایانه همراه است و با مینیمالیسم واقعگرایانهٔ پیشین در تضاد است. با این حال فیلم زیبا فیلمبرداری شده، بازیها فوقالعاده است و کارگردانی خوب است؛ اگر از رد کردن زمان با آثار ابرقهرمانی خسته شدهاید، دیدن این فیلم انتخاب بدی نیست.
فیلم با بازگشت رونان کالاهان (با بازی پرتنش مو دانفورد) به زادگاهش آغاز میشود؛ مردی که پانزده سال را بهخاطر قتل دوستدخترش در زندان گذرانده است. کالاهان شب وقوع قتل مست و همهچیز را بهخاطر نمیآورد، اما چون آخرین کسی بوده که او را دیدهاند و پوست مقتوله زیر ناخنهای او پیدا شده بود، محکوم شده است. اکنون که الکل را کاملاً ترک کرده، قصد دارد مزرعهٔ فرسودهاش را بفروشد و برود، اما با تعجب میفهمد شان مککنا (با اجرای درخشان لورکان کرانیتچ)، پدر دختر مقتول، عملاً تمامی پانزده سال گذشته را صرف کندنِ باتلاقی کرده که تصور میشود جسد آنجا دفن شده است. شان تا مرز جنون وسواس پیدا کرده و از ترک کار امتناع میکند — نه به خاطر دختر زندهاش، روبرتا (با بازی آرام و نومید امیلی تاف)، که نگران سلامت روان اوست؛ نه به خاطر کلانتر محلی، مورفی (با اجرای هراسانکنندهٔ فرانسیس ماگی)، که نقشههایی برای کالاهان دارد؛ و بههیچوجه به خاطر خود کالاهان. با این وجود کالاهان، که هنوز از گناهِ فلجکننده برای قتلی که بهخاطر ندارد رنج میبرد، تصمیم غیرمنتظرهای میگیرد و به شان در کندنِ باتلاق کمک میکند؛ تصمیمی که روبرتا و مورفی را به حیرت وا میدارد.
مانند چند فیلم ایرلندی اخیر — از جمله The Lodgers (2017)، The Devil’s Doorway (2018) و Black ’47 (2018) — The Dig هم در چارچوب ژانر حرکت میکند، اما بهگونهای که ارکان آن ژانر با رنگ و بوی تماتیک خاص ایرلندی تلفیق شدهاند. اگر The Lodgers از داستان خانهٔ تسخیرشده برای بررسی میراث اشرافی و زمینداران استفاده میکرد، و The Devil’s Doorway بهواسطهٔ تسخیرِ شیطانی تاریخ هولناک مؤسسات «مَگدالِن» را کاوید، و Black ’47 انتقاموسترنی را به فاجعهٔ قحطی بزرگ پیوند داد، The Dig را میتوان تا حدی یک وسترن بازخوانیشده دانست — بخش عمدهٔ داستان روی باتلاقی وسیع رخ میدهد؛ در تنها بارِ دهکده، ویسکی در شاتگلاس ریخته و مستقیم خورده میشود؛ نیروی انتظامی محلی در قالب یک مرد قدرتمند ظاهر میشود که راه خود را میرود و حتی اسلحه در کمر حمل میکند؛ یک قاتل محلی بازمیگردد و مردم محلی میخواهند او را از شهر برانند (حتی در مقطعی عدهای گروهی برای این کار تشکیل میدهند)؛ و زنان عموماً نادیده گرفته میشوند، با اینکه زمینگیرتر و واقعبینتر از مردان به تصویر درآمدهاند. اما مانند آن آثار، ژانر در The Dig صرفاً هدف نیست، بلکه سکویی است برای پرداختن به مسائل دیگر: اهمیت زمین، اینکه زمان همیشه زخمش را التیام نمیبخشد، و اینکه غمهای عمیق چگونه میتواند انسان را به لبهٔ جنون بکشاند.
فیلم با صحنهای شروع میشود که کالاهان به روستا بازمیگردد، به مزرعهاش میرود — که اکنون تختهپوش و مخروبه است — خانه را وارسی میکند تا از کارکرد آب مطمئن شود و سپس چند بطری الکل پنهانشده در جاهای مختلف را پیدا و خالی میکند. این صحنه کاملاً بیکلام است و اندکی به صحنهٔ آغازین فیلم There Will Be Blood شباهت دارد: روایت صرفاً بصری، نمونهای عالی از اصلیترین ویژگی سینما — نشان بده، نگو — که لحن سرد فیلم را بهخوبی مینشاند و اطلاعات زیادی دربارهٔ کالاهان بدون نیازی به اگزپوهای دستوپاگیر میدهد.
از منظر بصری، توهیلها و فیلمبردار، آنگوس میچل، فیلم را در مهی دائمی و خشک تصویریسازی کردهاند. یکی از آن فیلمها که سرما و رطوبت را از پردهٔ تصویر حس میکنی: پالت رنگ از رنگهای ثانویهٔ تند دوری میکند و غالباً بر زمینهای خاموش و نهفتگی رنگها تکیه دارد. چشمانداز سرد زمستانی شبیهِ صحنههای Waiting for Godot شاید کمی نشانهدار باشد، اما در ایجاد حس سردی و تاریکی در دلِ کالاهان و شان مؤثر است. در سکانسهای باتلاق گهگاه از نماهای بلند استفاده میشود که وسعت باتلاق را نسبت به مقدار اندک حفاریشده نشان میدهد و غیرممکن بودن کاملِ کاری را که شان به عهده گرفته روشنتر میسازد. این نماها کمک میکنند احساسِ دربند بودن در فضای باز منتقل شود، درست مانند جنگل در The Blair Witch Project یا دشت در The Wind.
در بخش بازیگری، کرانیتچ شان را چنان درهمریخته از سوگ بازی میکند که ردی از مردی که زمانی بوده نمیماند. همهٔ نیرویش وقف حفاری شده؛ این کار به تنها دلیل زندگی او بدل گشته و همهچیز برای او یافتن دخترش و دادن دفن مناسب به اوست — پارادوکس نانوشتهای که در سراسر فیلم جاری است: شان باید جنازه را بیرون بکَند تا بتواند او را دفن کند. دَنفورد هم طبق انتظار بازیِ تند و دربوداغانی ارائه میدهد: سرشار از خاموشی، خمودگی و پذیرش شکستخورده.
تماتیک فیلم در بهترین حالتش هنگام پرداختن به سوگ، فقدان، وسواس و جبرانِ گناه است. اما اهمیت زمین همیشه بهعنوان محور تماتیک برجسته باقی میماند. برای ایجاد حس تاریخ و نسب، درختانِ پری در سرتاسر فیلم ظاهر میشوند و ارجاعی هم به «سِئانفِهار کرواچاین» — جسدی نسبتاً خوب حفظشده از عصر آهن که در 2003 در تورب در شهرستان افالی یافت شد — وجود دارد. ارجاع تاریخی دیگری هم هست اما ظریفتر: سیاست بهطرز قابلتوجهی غایب است؛ فیلم در آن سوی مرز در ایرلند شمالی رخ میدهد اما هیچ اشارهای به درگیریهای سیاسی (Troubles) ندارد. با این حال هر کسی با «مفقودان» (The Disappeared) آشنا باشد — شانزده نفری که بین 1972 و 1985 توسط ارتش جمهوریخواه ایرلند ربوده، کشته و مخفیانه دفن شدند — بلافاصله موازیهایی میان داستان و سرنوشت خانوادههای مفقودان میبیند؛ خانوادههایی که دههها هیچ اطلاعی از محل دفن عزیزانشان نداشتند (و در برخی مواقع هنوز هم جسدها پیدا نشدهاند). همهٔ اینها به اهمیت زمین در ایرلند روستایی میانجامد؛ شخصیتها به زمین صفاتِ زنده میدهند، یادآور برخی اظهارهای بول مککیب در اقتباس سینمایی جیم شریدان از The Field. زمین در The Dig مهربان نیست؛ انگار که خودِ زمین عمداً تصمیم میگیرد اگر قرار است دخترِ شان یافت نشود، او را پنهان نگه دارد. همانطور که شان میگوید: «زمین تصمیم میگیرد».
با این حال فیلم مشکل قابلتوجهی دارد. برای بخش عمدهای از زمانش روایت محکم است، شخصیتها باورپذیر و فضای اثر ستمگرانه. اما در پردهٔ آخر، فیلم بهطرز نامتعارفی به یک معمای قتل تبدیل میشود و یک پیچش داستانی دارد که سنگینی و اهمیت آنچه پیش از آن رخ داده را تضعیف میکند. نمیدانم درنان یا توهیلها با این تصمیم چه قصدی داشتهاند؛ اگرچه بازیگران — بهویژه دَنفورد و ماگی — نقش را از پسِ آن بهخوبی اجرا میکنند، اما آنها هم نمیتوانند ماهیت «دون-دون-دون» و مضحکِ آن پیچش را جبران کنند. تمام پردهٔ آخر نیز بر ایدههایی کلاسیک و زنستیزانه دربارهٔ خواستههای زنان مبتنی است. پس از آن همه واقعگرایی سخت و رنجِ وجودی تقریباً ملموس، گرهگشایی فیلم بهشدت کلیشهای و ساختگی مینماید، بیشتر شبیه یک قسمت از سریالهایی مانند Midsomer Murders یا Shetland است و بهشدت سازهٔ عاطفیای را که تا آنموقع بهخوبی ساخته شده بود تضعیف میکند.
با این همه، این هنوز هم یک فیلمِ بلند نخست چشمگیر و نمونهٔ دیگری از سینمای خوب ایرلند است، که در پیِ آثار قدرتمندی چون Kissing Candice، Black ’47 و Rosie قرار میگیرد. ترکیبی از سردی و فشارِ روانی، عمدتاً جذبکننده باقی میماند، با چهار اجرای بسیار خوب و ارتباط عاطفی قوی با تماشاگر.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران