«الیوت وون» (پاکستن)، میلیاردی علاقه مند به کوه نوردی، «آنی گارت» (تانی) را به خدمت می گیرد تا هم راه هم قله ی «کی 2» در هیمالایا را فتح کنند. در میانه ی صعود با تغییرات آب و هوایی، «آنی» و «الیوت» و گروه شان غافل گیر و در غاری اسیر می شوند. «پیتر» (اودانل)، برادر «آنی» که در همان منطقه عکس برداری می کرده، از ماجرا آگاه می شود و به سرعت گروهی را برای نجات آنان گرد می آورد...
«الیوت وون» (پاکستن)، میلیاردی علاقه مند به کوه نوردی، «آنی گارت» (تانی) را به خدمت می گیرد تا هم راه هم قله ی «کی 2» در هیمالایا را فتح کنند. در میانه ی صعود با تغییرات آب و هوایی، «آنی» و «الیوت» و گروه شان غافل گیر و در غاری اسیر می شوند. «پیتر» (اودانل)، برادر «آنی» که در همان منطقه عکس برداری می کرده، از ماجرا آگاه می شود و به سرعت گروهی را برای نجات آنان گرد می آورد...
نامزد یک جایزه بفتا — دو جایزه و در مجموع چهار نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان5585
بخشهایی مسخره داشت (مثلاً بمبهای نیترو) و جلوههای ویژه همیشه در حد مطلوب نبود (هرچند فیلم حدود بیست سال پیش ساخته شده، بنابراین تا حدی قابل اغماض است)، اما بازیگران را دوست داشتم—بهویژه بیل پکستون، رابین تانی و اسکات گلن—و در مجموع تریلری بقاگونه و نسبتاً سرگرمکننده بود. امتیاز: ۳.۲۵ از ۵
سرگرمکننده اما تا حد افراطی اغراقآمیز
بعد از دیدن سکانس اولیه مهیج در Monument Valley...
بخشهایی مسخره داشت (مثلاً بمبهای نیترو) و جلوههای ویژه همیشه در حد مطلوب نبود (هرچند فیلم حدود بیست سال پیش ساخته شده، بنابراین تا حدی قابل اغماض است)، اما بازیگران را دوست داشتم—بهویژه بیل پکستون، رابین تانی و اسکات گلن—و در مجموع تریلری بقاگونه و نسبتاً سرگرمکننده بود. امتیاز: ۳.۲۵ از ۵
سرگرمکننده اما تا حد افراطی اغراقآمیز
بعد از دیدن سکانس اولیه مهیج در Monument Valley در ایالت یوتا، امید زیادی به این فیلم داشتم؛ اما متأسفانه انتظاراتم برآورده نشد.
داستان: یک کوهنورد زن مشهور همراه دو نفر دیگر در غار یخی نزدیک قله K2 گیر میافتد. برادر او که بهخاطر مرگ پدرش دیگر از صخرهنوردی دست کشیده، ناچار میشود تیمی را برای نجات آنها جمع کند.
نکات مثبت: همانطور که گفتم، سکانس آغازین عالی است، لوکیشنها (آلپهای نیوزیلند) چشمنوازند، و داستان تا حد زیادی توجه بیننده را حفظ میکند — تا زمانی که تناقضات و اغراقها یکییکی افزایش مییابند. علاوه بر این، رابین تانی و ایزابلا اسکوروپکو هر دویشان بسیار زیبا ظاهر شدهاند.
نکات منفی: هرچه فیلم جلو میرود، باورپذیری بیشتر کاهش مییابد. در واقع، سکانسهای بحران/تعلیق/اکشن چنان افراطی و پشتسرهم عرضه میشوند (خصوصاً در ادامه فیلم) که گاهی بهجای ایجاد تنش، بیننده را به خنده میاندازند — دقیقاً عکس آنچه سازندگان میخواستند. در پایان، این اغراق بیحد و حصر باعث شد دیگر نسبت به داستانی که قرار بود روایت شود بیعلاقه شوم.
جمعبندی: انتظار داشتم یک اثر غیرمنتظره و قوی مانند «The Edge» ببینم، اما در نهایت با فیلمی سرگرمکننده اما کمعمق و اتلافکنندهٔ وقت مواجه شدم. برای مقایسه، «Cliffhanger» در مقابل «Vertical Limit» مثل «Apocalypse Now» کنار آن است. نمره: C
وقتی یک صعود از صخره، «پیتر» (کریس اودانل) و خواهرش «انی» (رابین تانی) را از پدری که بهطور قهرمانانه در حین صعود جان باخته، محروم میکند، آنها بهجای کنار کشیدن از کوهنوردی، خود را در چالشهایی هرچه مخاطرهآمیزتر غرق میکنند — و کمتر چیزی میتواند خطرناکتر از K2 هیمالیا باشد. آمریکاییهای ثروتمندی حاضرند برای مجوز صعود میلیونها دلار بپردازند، و این میتواند درآمدزا باشد حتی اگر برخیشان چنان بیپروایند که جان همه را در جستجوی آدرنالین به خطر میاندازند.
یکی از این گروهها «وان» (بیل پکستون) را همراه میبرد، اما خیلی زود هوا بر خلافشان میشود و با نزدیک شدن به آوار برف، خوششانساند که در یک ترک عمیق پناه میگیرند و زخمی میشوند. در همین حال، البته «پیتر» مصمم است تیمی برای نجات بفرستد و به کوهنورد باتجربه «ویک» (اسکات گلن) مراجعه میکند که با اکراه سرپرستی تیم را میپذیرد. بعد، با کمک ارتش بسیار همکاریجوی پاکستان (روشَن ست)، آنها به مقدار زیادی نیتروگلیسرین مجهز میشوند تا عملاً بخش بزرگی از ارتفاع را از میان بردارند و راهی مأموریت خطرناکشان شوند.
در اینجا جلوههای بصری چشمگیر و برخی تصاویر قلههای پوشیده از برف (نیوزیلند) به ایجاد فضایی کمک میکنند که نشان میدهد طبیعت وقتی از دست مزاحمان خسته میشود تا چه اندازه میتواند بیرحم و خصمانه باشد — کسانی که زبالهها (و اجسادشان) را بر خطوط بکر برف باقی میگذارند. برخی از بهمنها قدرتمند بهنظر میرسند و صدای مهیب همراه با حرکت این حجم عظیم برف و یخ، تهدید آنها را دوچندان میکند.
اما بازیگری و دیالوگها داستان دیگریاند. کریس اودانل خوشچهره است اما در این فیلم چندان استعدادی در بازیاش دیده نمیشود؛ بهراستی این نکته را میتوان درباره تقریباً همه بازیگران گفت. هر بار که «ویک» عبوس را میدیدم، منتظر میماندم نسخۀ ژولیدهٔ دیوید کارادین بیرون بیاید. پانزده دقیقهٔ آخر کمی شتاب میگیرد و تا حدی آنچه باقی فیلم را قابل تحمل ساخته، جبران میکند؛ اما داستان نسبتاً ضعیف است و بارِ اضافیای دارد که بیشتر به روانکاو نیاز دارد تا به پایین آوردن ۲۵٬۰۰۰ پا ارتفاع.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران